تبليغاتX
کتاب کودک



نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 18:17 روز جمعه هفدهم مهر 1388

نام: این خانه من است!

نویسنده: ژرژ شانون

ترجمه: علی­ اصغر سرحدی

تصویرگران: ژوره آرواگو – آرین دوی

ناشر: کتاب­های شکوفه، وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر

گروه سنی: الف

وب سایت ناشر: www.amirkabir.net

اینجا خانه من است!

کتاب داستان مارمولکی است که بر روی تخته سنگی خانه دارد، اما یک شب که به خانه برمی­گردد، می­بیند که مار بزرگی روی تخته سنگ او خوابیده. دو شب سعی می­کند مار را متقاعد کند که این تخته سنگ، خانه اوست. اما مار می­گوید که خودم آن را پیدا کرده­ام و خانه من است و من هیچ وقت اشتباه نمی­کنم.

در این دو شب مارمولک آوازی می­خواند که مضمون آن امیدواری است.

شب سوم مارمولک به مار پیش­نهاد می­دهد که قرعه کشی کنند. یک سنگ سیاه و یک سنگ سفید در کیسه ای بگذارند، اگر مارمولک سنگ سیاه را برداشت، تخته سنگ خانه اوست و اگر سنگ سفید را بردارد، تخته سنگ خانه مار می­شود. مار به شرطی می­پذیرد که سنگ­ها و کیسه را خودش انتخاب کند. مارمولک قبول می­کند و کنار جویبار قرار می­گذارد.

فردا صبح که مار با کیسه ای با دو سنگ سفید می­آید، مارمولک سنگ را از کیسه بیرون می­آورد و قبل از آن که کسی آن را ببیند، از دستش درون جویبار می­افتد. مار خوش­حال می­شود اما مارولک می­گوید تو هیچ­وقت اشتباه نمی­کنی، اگر سنگ درون کیسه سیاه باشد، معلوم است سنگی که از دست من افتاده سفید بوده و تو برنده­ای.

و به این ترتیب مارمولک کوچک با فکر خود بر مار بزرگ پیروز می­شود.

نویسنده داستان را بسیار زیبا روایت کرده. و تصویرگران خیلی خوب تصاویر را کشیده­اند. کوچکی مارمولک در مقابل مار کاملا مشهود است. حالات چهره مار و مارمولک و سایر شخصیت­ها به خوبی در تصاویر به نمایش درآمده اند.

ترجمه کتاب نیز خوب است. البته ترانه­هایی که مارمولک برای خودش می­خواند، شاید می­شد که به­تر به شعر تبدیل شوند. با این حال مضمون امیدوارانه آن­ها بسیار خوب است.

در متن این داستان امید و پشت­کار، استفاده از تفکر و مقاومت در برابر سخنان منفی و ناامیدکننده دوستان به خوبی مشهود است.



دسته بندی : کتاب کودک