تبليغاتX
کتاب کودک



نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 9:30 روز چهارشنبه سیزدهم آبان 1388

نام: کره اسب کوچولو

نویسنده: هیتر ایمری

مترجم: حسین فتاحی

تصویرگر: استیون کارت­رایت

مجموعه: قصه­های مزرعه - ۵

گروه سنی: ب (پیش­دبستانی ها و سال­های اول و دوم)

وب­سایت ناشر:  www.ghadyani.ir

کره اسب کوچولو 

قصه­های مزرعه، مجموعه قصه­ای فوق­العاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسان­هایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.

یک روز که بچه­ها همراه پدر به گردش می­رفتند کره اسب کوچولوی غمگینی را دیدند که مال همسایه جدید آقای استون(شادمان) بود.آقای شادمان معتقد بود کره اسب چموش و رام­نشدنی است. اما پوپک تصمیم گرفت از او مراقبت کند. یک روز که پوپک و پویا برای غذا دادن به اسب رفته بودند، دیدند افسارش لای چوب­های پرچین گیر کرده. پدر به کمک آن­ها آمد و اسب را نجات داد. اسب دنبال بچه­ها راه افتاد که مرد خشمگینی با چوب­دستی از راه رسید. آقای استون(شادمان) بود که می­خواست اسب را ادب کند. پوپک بازوی مرد را گرفت ومانع او شد. فردا صبح که بچه­ها دیدند که پدر اسب را برای آن­ها از آقای شادمان خردیه است و بسیار خوش­حال شدند.

کره اسب کوچولو- صفحه5

این داستان از معدود داستان­های مجموعه است که پدر در آن حضور دارد. اما حضور پدر بسیار صمیمی و گرم است.

در این داستان به جز تغییر اسامی افراد، من روند اختصاصی داستان را دو نفره کردم. داستان بیش­تر تلاش پوپی(پوپک) بود و در آخر پدر اسب را برای او خرید، که من در همه داستان سم(پویا) را نیز شریک کردم.

این داستان نکات زیادی در خود دارد. اول که پدر با بچه­ها با گردش می­رود. همراهی پدر با تصمیمی که پوپی(پوپک) برای مراقبت از اسب گرفت و کمک به او در موقع نیاز. در داستان مهربانی با حیوانات هست. و توجه به این نکته که حیوان با مهربانی رام بچه­ها شد، اما صاحب خشمگین و بداخلاق خودش نتوانست او را رام کند. و در آخر این که پدر اسب را برای بچه­ها خرید و جمله­ای که به کار برد، اشتراک زندگی با مادر را به خوبی نشان می­دهد. پدر به بچه­ها گفت:"ما کره اسب را برای شما خریدیم."

توضیح بیش­تر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار داده­ام.

در این کتاب هم اردک زرد کوچولو با بچه­ها قایم موشک بازی می­کند.



دسته بندی : کتاب کودک