نام: غول چمنزار
نویسنده: مرجان کشاورزی آزاد
تصویرگر: مجید کاظمی
گروه سنی: الف و ب
ناشر: کتابهای شکوفه – وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر
وبسایت ناشر: www.amirkabir.net
قیمت:1000 تومان

«اهالی دو روستای مجاور همیشه با هم بر سر چرای گوسفندانشان دعوا داشتند و هر کدام عقیده داشتند که گوسفندان ده دیگر، علفهای بیشتری از چمنزار را میخورد. یک روز وقتی دعوا بالا گرفت غول چمنزار با عصبانیت از خواب بیدار شد. معلوم شد تمام چمنزار قسمتهای مختلفی از بدن غول بوده است. اگر غول دوباره نخوابد، چمنزار هر دو روستا از دست میرود. چنین چیزی امکان دارد؟ »
این متن پشت جلد کتاب بود. بقیه داستان چه میشود؟ من به شما میگویم. کوچکترین چوپان ده، راز خواب غول چمنزار را میداند. چوپان شروع به نواختن نی لبک میکند و غول دوباره به خواب میرود.

من در داستان به لحاظ آموزشی نکته خاصی ندیدم. به نظر میرسد نویسنده افسانهای برای دلیل نواختن نیلبک توسط چوپانها ساخته است. هرچند برای فرزندان شهری و آپارتماننشین ما همین آشنایی با چوپان و نیلبک هم نکته آموزشی باشد.
نام: یوسف(ع)
نویسنده: حسین فتاحی
تصویرگر: حمیدرضا بیدقی
مجموعه: پیامبران و قصههایشان - 12
گروه سنی: 6تا 10 سالهها
ناشر: کتابهای بنفشه – واحد کودکان و نوجوانان مؤسسه انتشارات قدیانی
وبسایت ناشر: کتاب در سایت ناشر
قیمت:400 تومان

این مجموعه 26 جلدی به داستان پیامبران پرداخته که در جلد 12 داستان حضرت یوسف را بیان کرده است. داستان شیوا و مناسب سنین پیشدبستانی تا کلاس چهارم دبستان است، هرچند من هم از خواندن آن لذت میبرم.
در مورد داستانهای پیامبران نگرانیهای شخصی برای من بود که این مجموعه بسیاری از آنها را رفع کرده است. مثل این که در بسیاری از داستانها بخش عمده به نافرمانی قوم و عذاب خداوند مربوط است، در حالی که برای رده سنی زیر 8 سال بهتر است فقط از مهربانی خدا صحبت شود. دوستی این مجموعه را به من پیشنهاد کرد و تاکید کرد با دقت بعضی از جلدها را انتخاب کنم. داستانهایی که بیشتر به رابطه خدا با پیامبر پرداخته است و در مورد رابطه مردم با خدا و پیامبر نیست. مطمئنا رابطه خداوند و پیامبران بسیار زیبا ست.

در این مجموعه مسایل دیگری هم لحاظ شده، مثلا در همین کتاب یوسف(ع) به صورت خیلی مختصر به عشق زلیخا به یوسف پرداخته شده است، مسألهای که برای گروه سنی نوجوان و جوان بااهمیتتر است و لزومی ندارد کودکان در مورد آن جزئیات زیادی بدانند. در عوض به بخش توانایی خدادادی یوسف برای تعبیر خواب و عزیز مصر شدن و پشیمانی برادران از کار بد خود و گذشت یوسف توجه زیادی شده که همه مفاهیمی هستند بسیار مناسب سن کودکی.
از طرفی با توجه به پخش مجموعه یوسف پیامبر از تلویزیون و آشنایی نسبی بچهها با این پیامبر، خواندن داستانی که برای گروه سنی خودشان نوشته و پرداخته شده است، میتواند شیرین و دلنشین باشد.
این مجموعه به صورت تکجلدی، 5 کتاب در یک جلد و مجموعه کامل در یک جلد، در بازار موجود است. من به خاطر این که کتابها را به صورت جایزه در اختیار پسرم قرار میدادم، آنها را تکتک خریداری کردم. از طرفی امکان انتخاب داستانهای مطابق با معیارهای خودم نیز با این کار فراهم بود.
نام: کره اسب کوچولو
نویسنده: هیتر ایمری
مترجم: حسین فتاحی
تصویرگر: استیون کارترایت
مجموعه: قصههای مزرعه - ۵
گروه سنی: ب (پیشدبستانی ها و سالهای اول و دوم)
وبسایت ناشر: www.ghadyani.ir
قصههای مزرعه، مجموعه قصهای فوقالعاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسانهایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.
یک روز که بچهها همراه پدر به گردش میرفتند کره اسب کوچولوی غمگینی را دیدند که مال همسایه جدید آقای استون(شادمان) بود.آقای شادمان معتقد بود کره اسب چموش و رامنشدنی است. اما پوپک تصمیم گرفت از او مراقبت کند. یک روز که پوپک و پویا برای غذا دادن به اسب رفته بودند، دیدند افسارش لای چوبهای پرچین گیر کرده. پدر به کمک آنها آمد و اسب را نجات داد. اسب دنبال بچهها راه افتاد که مرد خشمگینی با چوبدستی از راه رسید. آقای استون(شادمان) بود که میخواست اسب را ادب کند. پوپک بازوی مرد را گرفت ومانع او شد. فردا صبح که بچهها دیدند که پدر اسب را برای آنها از آقای شادمان خردیه است و بسیار خوشحال شدند.

این داستان از معدود داستانهای مجموعه است که پدر در آن حضور دارد. اما حضور پدر بسیار صمیمی و گرم است.
در این داستان به جز تغییر اسامی افراد، من روند اختصاصی داستان را دو نفره کردم. داستان بیشتر تلاش پوپی(پوپک) بود و در آخر پدر اسب را برای او خرید، که من در همه داستان سم(پویا) را نیز شریک کردم.
این داستان نکات زیادی در خود دارد. اول که پدر با بچهها با گردش میرود. همراهی پدر با تصمیمی که پوپی(پوپک) برای مراقبت از اسب گرفت و کمک به او در موقع نیاز. در داستان مهربانی با حیوانات هست. و توجه به این نکته که حیوان با مهربانی رام بچهها شد، اما صاحب خشمگین و بداخلاق خودش نتوانست او را رام کند. و در آخر این که پدر اسب را برای بچهها خرید و جملهای که به کار برد، اشتراک زندگی با مادر را به خوبی نشان میدهد. پدر به بچهها گفت:"ما کره اسب را برای شما خریدیم."
توضیح بیشتر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار دادهام.
در این کتاب هم اردک زرد کوچولو با بچهها قایم موشک بازی میکند.
نام: گوسفند بازیگوش
نویسنده: هیتر ایمری
مترجم: حسین فتاحی
تصویرگر: استیون کارترایت
مجموعه: قصههای مزرعه - 4
گروه سنی: ب (پیشدبستانی ها و سالهای اول و دوم)
وبسایت ناشر: www.ghadyani.ir

قصههای مزرعه، مجموعه قصهای فوقالعاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسانهایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.
یکی از گوسفندهای خانواده بوت(امیدوار) ، پشمالو، از علف خوردن خسته میشود. یک روز از چراگاه بیرون رفته و مشغول خوردن انواع گلهایی شد که خانم بوت(امیدوار) میخواست برای نمایشگاه ببرد. مادر و بچهها به سمت نمایشگاه رفتند و پشمالو هم پشت سر آنها راه افتاد. پشمالو وارد میدان مسابقه گوسفندها شد. خانم امیدوار ناگهان چشمش به پشمالو افتاد. داور او را به عنوان گوسفند برنده انتخاب کرد و به او جایزه داد.

این داستان نکته اخلاقی یا مهارت اجتماعی خاصی در خود نهفته نداشت، اما رفتار متفاوت گوسفند و عاقبت خوب داستان آن را جذاب کرده است.
توضیح بیشتر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار آوردهام.
نام: تراکتور ترمز بریده
نویسنده: هیتر ایمری
مترجم: حسین فتاحی
تصویرگر: استیون کارترایت
مجموعه: قصههای مزرعه - 3
گروه سنی: ب (پیشدبستانی ها و سالهای اول و دوم)
وبسایت ناشر: www.ghadyani.ir

قصههای مزرعه، مجموعه قصهای فوقالعاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسانهایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.
همه کتابهای مجموعه با این جملهها شروع میشوند:
«اینجا مزرعه درخت سیب است. مزرعه مال خانواده بوت(امیدوار) است. اینها هم خانم بوت(امیدوار) و دو بچهاش پوپی(پوپک) و سم(پویا).»
بعد از این جملات داستان اصلی شروع میشود. در قصه «تراکتور ترمز بریده » وقتی آقای تد(توانا) در حال پایین رفتن از سرازیری تپه بود، ترمز تراکتور عمل نمیکند و با سرعت در گودال آب پایین دره میافتد. پوپی(پوپک) و سم(پویا) به خانه میروند و به آقای کالسکهران زنگ میزنند. آقای کالسکهران با اسبش، قهرمان، به کمک میآید و تراکتور را از آب بیرون میکشد.

در این کتاب هم نکاتی مانند همکاری و همیاری به وضوح وجود دارد. جنبه شوخی هم در داستان هست که بچهها را خندانده و شاد میکند.
توضیح بیشتر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار دادهام.
در این کتاب هم اردک زرد کوچولو با بچهها قایم موشک بازی میکند.
نام: این خانه من است!
نویسنده: ژرژ شانون
ترجمه: علی اصغر سرحدی
تصویرگران: ژوره آرواگو – آرین دوی
ناشر: کتابهای شکوفه، وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر
گروه سنی: الف
وب سایت ناشر: www.amirkabir.net

کتاب داستان مارمولکی است که بر روی تخته سنگی خانه دارد، اما یک شب که به خانه برمیگردد، میبیند که مار بزرگی روی تخته سنگ او خوابیده. دو شب سعی میکند مار را متقاعد کند که این تخته سنگ، خانه اوست. اما مار میگوید که خودم آن را پیدا کردهام و خانه من است و من هیچ وقت اشتباه نمیکنم.
در این دو شب مارمولک آوازی میخواند که مضمون آن امیدواری است.
شب سوم مارمولک به مار پیشنهاد میدهد که قرعه کشی کنند. یک سنگ سیاه و یک سنگ سفید در کیسه ای بگذارند، اگر مارمولک سنگ سیاه را برداشت، تخته سنگ خانه اوست و اگر سنگ سفید را بردارد، تخته سنگ خانه مار میشود. مار به شرطی میپذیرد که سنگها و کیسه را خودش انتخاب کند. مارمولک قبول میکند و کنار جویبار قرار میگذارد.
فردا صبح که مار با کیسه ای با دو سنگ سفید میآید، مارمولک سنگ را از کیسه بیرون میآورد و قبل از آن که کسی آن را ببیند، از دستش درون جویبار میافتد. مار خوشحال میشود اما مارولک میگوید تو هیچوقت اشتباه نمیکنی، اگر سنگ درون کیسه سیاه باشد، معلوم است سنگی که از دست من افتاده سفید بوده و تو برندهای.
و به این ترتیب مارمولک کوچک با فکر خود بر مار بزرگ پیروز میشود.
نویسنده داستان را بسیار زیبا روایت کرده. و تصویرگران خیلی خوب تصاویر را کشیدهاند. کوچکی مارمولک در مقابل مار کاملا مشهود است. حالات چهره مار و مارمولک و سایر شخصیتها به خوبی در تصاویر به نمایش درآمده اند.
ترجمه کتاب نیز خوب است. البته ترانههایی که مارمولک برای خودش میخواند، شاید میشد که بهتر به شعر تبدیل شوند. با این حال مضمون امیدوارانه آنها بسیار خوب است.
در متن این داستان امید و پشتکار، استفاده از تفکر و مقاومت در برابر سخنان منفی و ناامیدکننده دوستان به خوبی مشهود است.
نام: ششمین فرزند خانم موشه
نویسنده: لیلا صدری
تصویرگر: امیر شعبانینژاد
ناشر: کتابهای شکوفه،وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر
گروه سنی: ب و ج
وبسایت ناشر: www.amirkabir.net

"موشی شش فرزند شبیه به هم به دنیا میآورد و هر کدام را بر اساس تفاوت کوچکی که با یکدیگر دارند نامگذاری میکند مثلاً دمدراز، دمتپلی و ... به جز آخری که هیچ خصوصیت خاصی ندارد و مادر نمیتواند برایش اسمی بگذارد. این موش آخری، به دلیل شیطنت و شهامتی که برای اذیت کردن حیوانات درنده دارد دچار دردسر میشود و ..."
کتاب از نظر گرافیکی با کتابهای معمول متفاوت است. متن در بعضی صفحهها مورب و در بعضی عمود بر حالت عادی نوشتار هستند. زمینه متن کرم رنگ و دارای طرحهای ساده و کمرنگی است.
تصاویر نیز متفاوت هستند و موشها با خطوط ساده کشیده شدهاند و فضای اطراف خیلی نمود بیشتری در تصویر دارد. رنگهای بهکاررفته تیره هستند. نظر من این است که اگر تصاویر روشنتر و شخصیتهای اصلی در آنها واضحتر بودند، بهتر بود.
نام:سه قسمت مساوی
نویسنده: مرجان کشاورزی آزاد
تصویرگر: افرا نوبهار
ناشر: کتابهای شکوفه- وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر
گروه سنی: الف و ب
وبسایت ناشر: انتشارات امیرکبیر

با دیدن اسم کتاب شاید فکر کنید با داستانی مواجه هستید که چیزی قرار است بین سه نفر به طور مساوی تقسیم شود و چگونگی تقسیم مساوی موضوع داستان است.اما داستان این است که:
"گنجشک و موش و مورچهای با هم دوست هستند. روزی چند دانه گندم پیدا میکنند و به طور مساوی بین یکدیگر تقسیم میکنند. موش و گنجشک با سهم خود کیک و نان میپزند و هرکدام آنها را به سه قسمت مساوی تقسیم میکنند و به هم میدهند.اما مورچه...."
این خلاصه داستان است که پشت جلد کتاب نوشته شده. اما من بقیه آن را هم برای شما مینویسم. مورچه گندمهایش را میکارد و وقتی هر دانه تبدیل به خوشهای پر از گندم شد، برای هر یک از دوستانش یک کیسه گندم میبرد.
داستان خوبی است. تصاویر هم متفاوت و زیبا هستند. اما تفاوت مورچه و گنجشک و موش در تصاویر زیاد نیست. با دقت زیاد میتوان بدون توجه به نوشتهها فهمید که این تصویر کدام یک از آنهاست.
این کتاب را از نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران ، غرفه شکوفه تهیه کردم. بهترین برخورد را در این غرفه دیدم. ابتدای ورود خانمی به گرمی از پسرم استقبال کرد. به او گفت «6 سالته؟» درست تشخیص داده بود و معنیش این است که حداقل از فضای کودک دور نبود. بعد ما را به داخل راهنمایی کرد تا همکار دیگرش با روی خوش تعدادی کتاب به محمد معرفی کند. وقتی من توضیح دادم کتابهای ترجیحا ایرانی یا حداقل متناسب با فرهنگ خودمان میخواهم، تعدادی کتاب به ما معرفی کرد که «سه قسمت مساوی» یکی از آنهاست.
نام: پسری که میخواست بیشتر بداند.
نویسنده:مهرانگیز اشرفپور
تصویرگر: الهه ارکیا
ناشر: انتشارات زائر آستانه مقدسه
قیمت:800 تومان

در این کتاب محمد با اشتیاق فراوان در پی آشنایی با اصول دین است.در ابتدای داستان عمو رحمان باغبان به خانه آمده تا درختان را برای آمدن بهار آماده کند. محمد با اشتیاق بع کمک او میرود. بعد از ظهر که پدر به خانه میآید به قولی که قبلا به محمد داده عمل میکند و از اصول دین برایش میگوید. پدر با کشیده درختی دین را به درخت تشبیه میکند و اصول دین را ریشههای آن مینامد. محمد با مقایسه حرفهای عمورحمان درباره درختان با درخت دین متوجه میشود که اصول دین، اسلام را تقویت کرده و آن را محکم نگه میدارد. از آن به بعد هر روز پدر در مورد یکی از اصول دین برای محمد توضیح میدهد. توحید،نبوت،عدل،امامت ومعاد.
در این کتاب چند نکته نهفته است.اول سادگی بیان مطالب و استفاده از مفاهیم قابل درک برای کودک. دوم نحوه بیان پدر که کاملا مطابق اصول روانشناسی است. همه مطالب را یک جا در اختیار محمد نمیگذارد و وقتی او مشتاق است بقیه بحث را به وقت دیگری واگذار میکند. سوم داستانهای کوچکی که ضمن داستان اصلی اتفاق میافتد مثل آمدن خانواده دایی باعث میشود روند بیان شیرین و دوستداشتنی شود و احساس آموزش مستقیم ایجاد نشود.چهارم شکرگزاری محمد رد پایان برای داشتن پدر و مادر خوب.فرهنگ شکرگزاری تأثیر زیادی بر روحیه همه دارد و اگر از کودکی در وجود ما نهادینه شود، در بزرگسالی ثمرات خوبی به بار خواهد نشست. و در نهایت تصاویر کتاب که مطابق با فرهنگ خودمان و همراه با رنگهای شاد و کودکانه است و بر جذابیت داستان میافزاید.
نام: لیلی حوضک و شلپ شلپ(دو کتاب در یک کتاب)
نویسنده: لاله جعفری
تصویرگر: رویا خادم الرضا
ناشر: کتابهای شکوفه، وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر
گروه سنی: ب و ج
بها: گلاسه 1400 تومان/تحریر 1200تومان
وب سایت ناشر: www.amirkabir.net
کتاب دو داستان دارد که در وسط کتاب با یک تصویر مشترک به هم میرسند.داستان اول داستان پری و شلپ شلپ است و داستان دوم داستان جوجه خانم مرغه. روی جلد و پشت جلد برعکس هم هستند،به طوری که برای دیدن سمت دیگر، باید کتاب را چرخاند تا هر دو راست به چپ خوانده شوند. هر دو مانند جلد یک کتاب مستقلند.

"پری با چوب به آب زد. شلپ شلپ آب صدا کرد.پری از صدا خوشش آمد و گقت:«شلپ شلپ، چه قشنگی!»؛ اما یکدفعه رودخانه، چوب را برداشت و با خودش برد."
پری، شیپور پری،مار آبی، خروس، زنبور به دنبال رودخانه به راه افتادند و در نهایت همه در آب پریدند و رودخانه را پر از شلپ شلپ کردند. و خندیدند...

جوجه خانم مرغه روی برگ نیلوفر در وسط رودخانه بود. با فکر آقابزی و پوست هندوانه که تخت خواب بچه گربه بود و پرده اتاق زاغی یک قایق بادبانی درست کردند و جوجه را نجات دادند.
"جوجه کوچولو مامانش را که دید، پرید تو بغلش و همان جا لالا کرد."
هر دو داستان از تکرار جملات مشابه بین شخصیتها استفاده میکنند. من این حالت تکرار را خیلی نمیپسندم اما پسرم از این تکرارها لذت میبرد و آنها را دوست دارد. البته ذکر این نکته هم مهم است که تکرارها مانند برخی داستانهایی که قبلا خواندهام ، زیاد و خستهکننده نیستند.
در کل ایده دو کتاب در یک کتاب، ایده جذابی است. هرچند در کتاب«من نبودم!» از همین ناشر که بعدا معرفی خواهم کرد، دو داستان به هم مربوط هستند و در نهایت به هم میرسند، اما داستانهای این کتاب ارتباطی با هم ندارند و فقط صفحه وسط تصویر مشترکی از شخصیتهای هر دو داستان است.
نام: آتش در انبار
نویسنده: هیتر ایمری
مترجم: حسین فتاحی
ناشر: استیون کارترایت
مجموعه: قصههای مزرعه - 2
گروه سنی: ب
وبسایت ناشر: www.ghadyani.ir

قصههای مزرعه، مجموعه قصهای فوقالعاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسانهایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.
همه کتابهای مجموعه با این جملهها شروع میشوند:
«اینجا مزرعه درخت سیب است. مزرعه مال خانواده بوت(امیدوار) است. اینها هم خانم بوت(امیدوار) و دو بچهاش پوپی(پوپک) و سم(پویا).»
بعد از این جملات داستان اصلی شروع میشود. در قصه «آتش درانبار» وقتی آقای تد(توانا) در حال درست کردن پرچین گوسفندان به کمک پوپی(پوپک) و سم(پویا) است متوجه دودی که از انبار بلند شده، میشوند. بچهها به خانه رفته و مادر را خبر میکنند که انبار آتش گرفته. مادر به آتشنشانی زنگ میزند و چند دقیقه بعد آتشنشانها میرسند. وقتی روی انبار آب میریزند، متوجه میشوند آتشی در کار نبوده. علت دود، هیزمهایی بود که دو نفر که برای تفریح آمده بودند برای تهیه غذا روشن کرده بودند.

در همین داستان نکتههای کوچک زیادی نهفته است. کمک کردن بچهها به تعمیرکارشان، آقای تد(توانا) ؛ سرعت عمل همه وقت مشاهده دود انبار ؛ تماس مادر با آتشنشانی ؛ رسیدن آتشنشانها و توضیح نحوه کار ماشین آتشنشانی؛ خطرناک بودن آتش برای بچهها که مادر اجازه نداد آنها از خانه بیرون بیایند و به آتش نزدیک شوند. معذرتخواهی مسافرها از دردسری که درست کرده بودند و ....
آنچیزی که باعث شد من عاشق این مجموعه شوم، تصاویر آن هستند. چون داستان در مزرعه است، رنگ غالب سبز و رنگهای شاد هستند. رنگهای تصاویر بسیار شفاف هستند. همه آدمهای درون تصاویر خندان و خوشاخلاق هستند.
از نکات دیگر کتاب کم بودن متن در هر صفحه است.
نکته جالب دیگر این است که در هر صفحه اردک زرد کوچولویی هست که کودک باید آن را پیدا کند. یک معمای تصویری در یک کتاب داستان که برای پسر من خیلی جالب است.
من در راستای بومیسازی اسامی کتاب را تغییر دادهام. اسامی داخل پرانتز انتخابهای من هستند. شما نیز با توجه به علایق خود و کودکتان میتوانید اسامی بومی را برای شخصیتها انتخاب کنید. فقط باید توجه داشته باشید که قبل از بلندخوانی، خودتان کتاب را خواندهباشید تا برای همه اسمها جایگزین مناسب پیدا کنید.
نام: علی گریه نکرده!
نویسنده: طیبه صالحی تجریشی
تصویرگر: علی خدایی
ناشر: نشر پنجره
مجموعه: قصههای دکتر مهربان - 5
گروه سنی: ب و ج
تلفن ناشر: 8-66416927

«این مجموعه با بهرهگیری از جزوات آموزشی وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی و راهنماییهای ارزشمند دکتر رامین میری(پزشک و کارشناس آزمایشگاه فیزیولوژی) و طاهره صالحی تجریشی(کارشناس بهداشت) نوشته شده است.»
در ابتدای کتاب دکتر مهربان قصه شهر بدن را میگوید. قصه زیبایی که در آن رگها به خیابان تشبیه شدهاند و خون به ماشین بدن. گلبولهای قرمز یا گلگلیها و گلبولهای سفید یا یکخال و خالخالی نقطهدار ها مسافرهای این ماشین هستند.
بعد از آن 5 داستان درباره 5 بیماری وجود دارد. وقتی دکتر مهربان به روستا سر میزند یا در مطب خود نشسته است، بیماران کوچولویی دارد که درباره بیماری آنها، علت ابتلا و نحوه درمان آنها توضیح میدهد.
داستان آخر اجرای نمایش بچههای مدرسه است که نمایش موضوع پزشکی دارد.

در مجموع برای آموزش اصول اولیه پزشکی و بهداشت کتاب بسیار خوبی است. پسر من که از این کتاب خیلی خوشش آمده است.
از ویژگیهای مثبت کتاب، بومی بودن آن است. اسم بچهها ایرانی است و با فرهنگ ما همخوانی دارد. علی، یوسف، لیلا و فاطمه از اسامی به کار رفته در کتاب هستند.
تصاویر کتاب تکرنگ هستند. همه نقاشیها در طیف رنگی کرمی تا نارنجیرنگ هستند. که اگر رنگی بودند جذابیت کتاب بیشتر میشد. البته من فکر میکنم برای این که قیمت کتاب خیلی زیاد نشود، این کار را کردهاند.
در هر حال مجموعه بینظیر یا دستکم، کمنظیری است.
نام: میخواهم نماز بخوانم
نویسنده: حمید مقامی
تصویرگر: محمدمهدی شیری
ناشر: پیام آزادی
گروه سنی: ب
تلفن ناشر: ۳۹۰۵۵۱۵(شماره ۷رقمی است احتمالا تغییر کرده است. میتوانید از ۱۱۸ تهران بپرسید.)

در ابتدای کتاب چنین آمده است:
«تمرین نماز، از سنین خردسالی و کودکی، به صورت امر تفریحی و لذتبخش، همراه با تشویق و بدون فشار و اجبار؛ اقدامی بنیادی جهت نماز گزاردن در دوران نوجوانی خواهد بود.کتاب«میخواهم نماز بخوانم» سعی دارد با روشی ساده و به دور از پیچیدگی، وجوب شکر منعِم را متذکر شده و با استفاده از اصول تلقین، تقویت رفتار و همانندسازی؛ انگیزه به جای آوردن این فریضه مهم را در کودکان ایجاد نماید.»

در صفحات اول کتاب، داستانهای بسیار کوتاهی وجود دارد که در آن راوی در ازای دریافت هدیه از اشخاص گوناکون از آنها تشکر میکند. سپس به این نکته توجه میشود که ما دست و پا داریم، زبان داریم. آیا نمیخواهیم از کسی که اینها را به ما داده تشکر کنیم؟ اما چگونه باید از او تشکر کنیم؟ با راهنمایی مادر، راوی میفهمد که برای تشکر از خدا باید نماز بخوانیم.
در این کتاب با روندی که بیان شد،خیلی ساده به فلسفه نماز خواندن پرداخته شده و با یک سیر منطقی و زیبا کودک را به این نتیجه میرساند که باید نماز گزارد.
نام: قصههایی برای خواب کودکان- خرداد ماه
تهیه شده در: مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا
زیر نظر: ناصر یوسفی ، گیتا گرگانی
تصویرگر: علی نامور
ناشر: نشر پیدایش
مجموعه: قصههایی برای خواب کودکان
گروه سنی: 3 تا 6 سال (هرچند در شناسنامه کتابخانه ملی کتاب گروه سنی ب و ج قید شده اما در مقدمه کتاب بارها آمده است که مجموعه برای گروه سنی 3 تا 6 سال تهیه شده است.)

مجموعه « قصههایی برای خواب کودکان » در دوازده جلد برای دوازده ماه سال تدوین شده است و در هر جلد به تعداد روزاهای ماه، 30 یا 31 قصه وجود دارد که گروه کارشناسان مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا با دقت بسیار و با توجه به معیارهای فراوانی که در مقدمه کتاب ذکر شدهاند، آنها را انتخاب کردهاند.
در انتهای کتاب میخوانیم:
"مجموعهای که در اختیار دارید، گنجینهای از بهترین قصههایی است که با توجه به ارزشهای زندگی و معیارهای فرهنگ صلح برای کودکان خردسال تهیه و تنظیم شده است.این مجموعه به بهترین شیوه ممکن کودکان خردسال را با انواعی از قصههای کلاسیک، مدرن، واقعی، تخیلی و ... آشنا میکند. آشنایی با اقوام، ملیتها و شیوههای تفکر مردم گوشه و کنار دنیا از دیگر اهدافی است که این کتابها به شیوه غیرمستقیم دنبال میکنند.
این مجموعه توسط گروهی از کارشناسان «مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا» به عنوان یکی از تخصصیترین و علمیترین سازمانهای فعال در زمینه آموزش کودکان خردسال آمادهسازی شده است.مطالعه هزاران قصه ایرانی و خارجی، تدوین، ترجمه و سپس انتخاب و بازنویسی 366 قصه ارزشمند از مجموع دهها هزار صفحه از منابع موجود و دست اول، نشان از کار بزرگی است که این گروه طی 7 سال به آن مشغول بوده است.
این مجموعه به خانوادهها یاری میرساند که هر شب تجربه خواندن و لذت بردن از یک قصه را با کودکان خود سهیم شوند. در عین حال این کتابها، مجموعه ارزشمندی برای همه مهدکودکها و دبستانهاست."

نظر به زحمت فراوانی که برای تهیه و تنظیم قصههای کتاب کشیده شده، به سختی میتوانم نظر خود را درباره آنها بیان کنم، اما با توجه به معیارهای شخصی من برای انتخاب قصههای پسرم، تعدادی از قصهها مناسب نیستند. بعضی از آنها با وجود داستان خوب و آموزنده، برای سن سه و چهار سال طولانی و خستهکننده هستند. تعدادی از قصهها افسانه هستند. من قصههایی که در آنها مردی با دیدن چهره دختر پادشاه عاشقش میشود و پادشاه دخترش را فقط در ازای پول و یا شاهزاده بودن به همسری مرد میدهد، و مرد عاشق با جادو یکباره صاحب ثروتی فراوان شده و پادشاه او را به دامادی میپذیرد، اصلا دوست ندارم. و یا قصههایی که جادویی از یک چیز تمامنشدنی دارند،مثلا کیسه آرد جادوییای که موشها در ازای نانبرنجیها به پیرمرد دادند و آردش هرگز تمام نشد.تقریبا با تمام اصولی که در آنها به طور ناخودآگاه در ضمیر کودک القا میشود مخالفم . و متأسفانه در این مجموعه چنین قصههایی وجود دارند.
در عین حال قصههایی که ارزشهای زندگی مثل تلاش، مقاومت و سرسختی در برابر مشکلات برای رسیدن به هدف، دوست داشتن همنوعان، رضایت از داشتهها، استفاده از فکر و تعقل و.... را آموزش میدهند، در مجموعه فراوانند. و البته هر کس با توجه به شناختی که از روحیات فرزند خود دارد و آنچه میخواهد به کودکش بیاموزد، میتواند قصهها را گلچین کرده و بخواند.
ضمنا در مقدمه مفصل کتاب نیز نکات گرانبهایی وجود دارد که بخشی از آنها را در وبلاگ گروهی مادرانه با عنوان اهمیت قصه ها برای خردسالان قرار دادهام.
نام: آقا کوچولوی شاد
نویسنده: راجر هارگریوز
مترجم: شهلا دوستانی
بازنویس: شیوا دوستان
ناشر: گوهر دانش
مجموعه: کوچولوها-34
گروه سنی: ب
تلفن ناشر:۲۲۲۲۰۱۵۹

در سرزمین شاد همه موجودات خندان و شاد هستند. آقاکوچولوی شاد در سرزمین شاد زندگی میکند. یک روز که در جنگل قدم میزد، متوجه شد درون کندهی یک درخت بسیار بزرگ در زرد رنگی وجود دارد. درون خانه کسی را دید که کاملا شبیه خودش بود اما خیلی ناراحت و غمگین بود. آقاکوچولوی غمگین دلش میخواست شاد باشد اما نمیدانست چگونه. آقا کوچولوی غمگین همراه آقا کوچولوی شاد از خانه خود خارج شد و پس از گذشت چند روز فهمید که کافی است بتواند همه را دوست داشته باشد و دل خود را پر از محبت کند تا بتواند بخندد و شاد باشد.

کتاب داستان بسیار خوبی دارد و به نکات مهم و آموزندهای به طور غیرمستقیم اشاره میکند.نباید از کنار غم هیچکس بی تفاوت عبور کرد. تلاش آقاکوچولوی شاد برای خنداندن آقا کوچولوی غمگین زیبا و ستودنی است. آقا کوچولوی شاد بیتفاوت از کنار آقاکوچولوی غمگین رد نشد و همه سعی خود را برای خنداندن او کرد. در ضمنِ داستان مشخص میشود که شاد بودن نیازمند محبت است و دوست داشتن دیگران است که لبخند را به لب و شادی را به دل ما میآورد. همچنین میآموزیم که شادی مُسری است؛ وقتی آقا کوچولوی غمگین خندید همه اهالی سرزمین شاد خندیدند و روز بسیار شادی را گذراندند.
نام: کاش پاهای اردکی داشتم.
نویسنده: دکتر زیوس
مترجم: رضی هیرمندی
تصویرگر: ب. توبی
مجموعه: قصههای یک جورکی
گروه سنی: ب و ج
ناشر: کتابهای فندق، واحد کودک مؤسسه نشر افق
وب سایت:www.ofoqco.com
تلفن ناشر: 66413367
قیمت: 2000 تومان
خرید اینترنتی کتاب: کتاب در سایت ناشر

"● فکرش را بکنیدچی میشد اگر پاهایتان عین پاهای اردک بود؟ یا این که مثل گوزن شاخ داشتید و یا مثل فیل یک خرطوم خیلی دراز! آن وقت لابد خیلی خوش به حالتان میشد. حالا اگر همه اینها را یک جا میداشتید چه؟
● دکتر زیوس، نویسنده، شاعر و کاریکاتوریست آمریکایی است که با چاپ اولین قصهاش، انقلابی در ادبیات کودکان به پا کرد. از آثار دکتر زیوس که بیش از صد میلیون نسخه از آن در سراسر دنیا به فروش رسیده، شمار زیادی کارتون و فیلم سینمایی ساخته شده است. "
من کتاب طنز «کاش پاهای اردکی داشتم» را از بین کتابهای مجموعه با فرهنگ ما متناسبتر دیدم. در واقع داستان کتاب به فرهنگ خاصی تعلق ندارد، اما دیگر کتابهای مجموعه در دید اول با فرهنگ ایرانی ما تناسبی نداشتند.
این کتاب برای کودکانی که به طنز علاقه دارند، جالب است و آنها را خنده وامیدارد. در عین حال نتیجه آخر داستان یعنی"حالا میفهمم توی دنیا چیزهایی هست که دلم نمیخواهد مثل آنها باشم. با این حساب بهتره آرزو کنم مثل خودم باشم.فقط مثل خودم!" نتیجه خوب و قابل توجهی است.

در داستان کتاب راوی همیشه با داشتن یک ویژگی متفاوت قصد دارد "بیل گندهه" را جلوی دیگران ضایع کند" اگر پای اردکی داشتم، سر به سر بیل گندهه میگذاشتم. میگفتم:«دلت بسوزه که پای اردکی نداری! تو تمام شهر، فقط منم که پاهای این شکلی دارم.»" این بیان قطعا زیبا نیست اما با احتساب سن کودکی که کتاب برایش مناسب است و توجه به این که باید مفاهیم مهربانی و همنوع دوستی را پیش از این به کودک آموزش داده باشیم و در او نهادینه شده باشد و توجه دادن به بد بودن این طرز بیانِ راوی در حین خواندن کتاب برای کودک، این مسأله قابل اغماض است. در یکی، دو مورد دیگر هم من هنگام خواندن برای پسرم در متن کتاب اندکی تغییر میدهم، اما در مجموع "کاش پاهای اردکی داشتم" را برای پسر 6 سالهام کتاب خوبی میدانم.
کتاب دو زبانه است. در انتهای کتاب متن انگلیسی آن با تصاویر کوچکتر آورده شده که متنی بسیار ساده است. برای بچههایی که میخواهند جهت آموزش، داستان انگلیسی بخوانند، بسیار مناسب است.

بین دو بخش فارسی و انگلیسی، یک صفحه درباره نویسنده وجود دارد که به زندگی دکتر زیوس و علت این نام، دکتر زیوس، اشاره شده است.
نام:قصه های کوچک برای بچه های کوچک، 17 قصه برای کودکان
نویسندگان: شکوه قاسمنیا، جعفر ابراهیمی (شاهد)
تصویرگران: غلامعلی مکتبی، مهرنوش معصومیان
مجموعه: قصههای کوچک برای بچههای کوچک
گروه سنی: 7 تا 12 سال. برای کودکان 5 تا 7 سال میتوان بلندخوانی کرد.
ناشر: کتابهای بنفشه، واحد کودکان و نوجوانان مؤسسه انتشارات قدیانی
وب سایت:www.ghadyani.ir
قیمت: 1500 تومان
این اثر در پایان کتاب فارسی اول و دوم دبستان به عنوان کتاب مناسب معرفی شده است.

این مجموعه از سه کتاب زیر تشکیل شده که به صورت مستقل نیز در بازار وجود دارند. من زیاد از داستانهای کتاب خوشم نیامد. اما در شرایطی که به نظرم همه کتابها برای سنین زیر سه سال و یا بالای دبستان مناسب هستند، کتاب داستانی بهتر از اینها برای پسرم که ۵ سال دارد پیدا نکردم. سعی کردم با مطالعه داستانها و تغییراتی در روند داستان یا حذف بعضی از داستانها با جمله"پسرم این داستانش بیخوده. نمیخونم برات" اشکالات رو رفع کنم. در زیر مختصری از همه ۱۷ داستان را آوردهام. شاید من زیادی حساس هستم و به نظر شما برای بچهها مناسب باشند.
ضمنا میتوانید با کلیک روی نام هر کتاب، صفحه معرفی آن در سایت ناشر را مشاهده کنید.
کتاب اول:پسته دهان بسته و 4 قصه دیگر
نویسنده:شکوه قاسمنیا/تصویرگر: غلامعلی مکتبی
30 صفحه
داستانها:قرمزی، سه تا دوست، آقا کمده،پسته دهان بسته، زنبورک وزوزی.
قرمزی:قرمزی رنگ کفش پری کوچولو بود که پری دوستش نداشت. یه روز که چری کفشش رو پرت کرد وسط حیاط، قرمزی از روی کفشش پرید. در جریان داستان پری چیزهای قرمز زیادی را میبیند و به زیبایی رنگ قرمز و اهمیت مراقبت از کفشش پی میبرد.
سه تا دوست: "یک کفشدوزک بود که خال نداشت. یک شاپرک بود که بال نداشت. یک جیرجیرک بود که حال نداشت." این سه تا دوست در داستان به یک مورچه کوچولو میرسند که به کمک آنها نیاز دارد و کمک به او باعث میشود که در پایان داستان"هر سه تا دوست، زنگی خوب و خوش و تازهای را شروع کردند."
آقاکُمُده:"یک کمد چوبی بود که درش همیشه باز بود. کمد چوبی مال یک دختر کوچولو بود."یک روز که دختر به مهمانی رفت، تعدادی حشره که در کمد را باز دیدند، بدون توجه به خواهشهای کمد، وارد شدند و آنجا برای خودشان لانه کردند. دختر که برگشت صدای گریه کمد را شنید و رفت سراغ مهمانهای کمد. برای هر کدام خانه مناسب خودش را پیدا کرد. "دخترکوچولو با دستمال کمد را تمیز کرد و قول داد که دیگر دَرش را باز نگذارد."
پسته دهانبسته: یک پسته دهانبسته مهمان سه بچه قورباغه شیطان میشود.بچهها از این همبازی جدید که مادرشان به لانه آورده بود خوششان نیامد. در طول داستان پسته برای نجات جان بچهها ، خودش را پرت میکند روی سنگ و دهانش باز میشود و بچهها هم به خاطر این کار با او دوست میشوند.
زنبورک وزوزی: "یک زنبورک وزوزی بود که دنبال همبازی میگشت." همه از او به خاطر نیش تیزش میترسند و دوست نمیشوند. در نهایت گل سرخ با او دوست میشود.چون گل سرخ میداند که زنبورک وزوزی با نیشش شیره او را میخورد و عسل شیرین و خوشمزه درست میکند.
کتاب دوم:آقا موش باهوش و 4 قصه دیگر
نویسنده:شکوه قاسمنیا/تصویرگر: غلامعلی مکتبی
31 صفحه
قصهها: آشتی، آشتی. از چی بترسم،ازچی نترسم؟ سیب کال و ماهی قرمز. نصفِ مصفِ نصفه یک لقمه . آقاموش باهوش
آشتی،آشتی: "مامان گفت«اسباببازیهایت را از سر راه جمع کن!» دختر گفت«نمیتوانم، حوصله ندارم!»..."مامان و دختر با هم قهر کردند. بابا که خانه آمد و اوضاع را دید با آنها قهر کرد. مامانبزرگ و گربه هم قهر کردند. گربه غذا را ریخت ، دست مامانبزرگ سوخت، پای بابا و سر مامان(به خاطر برخورد با وسایل دختر) درد گرفت. دختر معذرتخواهی کرد. مامان و دختر آشتی کردند. و همه آشتی کردند.
از چی بترسم،ازچی نترسم؟: جوجه کوچولویی که سحر از تخم درآمده، از مادر پرسید که از چی از چی بترسم،ازچی نترسم؟ جواب مادر «دشمن ما،روباه و دوست ما،خورشید» بود. اما روباه با دروغهایش به جوجه میقبولاند که خورشید است.در نهایت با طلوع خورشید دروغ روباه برملا میشود و جوجه نجات پیدا میکند.
سیب کال و ماهی قرمز: سیب کال کوچولو از بالای درخت ماهی قرمز را در رودخانه دید و خواست که به او برسد. کلاغ در ازای زدن یک نوک به او او را از درخت پایین انداخت. در راه رودخانه هر حیوانی یک گاز از او گرفت و او را قل داد تا به رودخانه برسد. در آخر ماهی قرمزیاش را به سیب کال گاز زده میدهد و "یک ماهی سفید، با یک سیب گاز زده قرمز، توی رودخانه شنا میکردند."
نصف نصف نصفه یک لقمه: مادر فاطمه یک لقمه نان و پنیر به او داد.فاطمه نصف لقمه را به کلاغ داد. کلاغ نصف نصف لقمه را به گنجشک داد. گنجشک نصف نصف نصف لقمه را به گربه داد، اما گربه طمع کرد و نصف نصف نصفه لقمه را رها کرده برای خوردن جوجه کوچولو نقشه کشید. اما فاطمه رسید و جوجه را نجات داد. گربه خواست همان نصف نصف نصفه یک لقمه را بخورد که دید مورچهها و بقیه حشرات کوچک آن را خوردهاند.
آقاموش باهوش:صف آقاموشه به سراغ گربه میرود و به او میگوید من میخواهم تو منو بخوری اما چشاتو ببند که من نترسم. گربه چشمانش را میبندد و موش یک سنگ پرت میکند در دهانش. سنگهای بعدی به اسم خواهر و برادر موش به دهان گربه پرتاب میشوند و در ـخر موش با حرفهایش گربه را برای آب خوردن لب حوض میبرد و گربه در آب میافتد.
من نمیدانم آیا درست است که ما دروغگویی را به نام باهوش و ذکاوت معرفی کنیم؟
قصهها: دوست کوچک من،مهمانی،جشن تولد،سرماخوردگی،سفر،باغ سیب، هدیه
در داستان اول زهرا، دختر کوچولویی که داستانها از زبان اوست، دوست کوچک خود، چاقالو کوچولو ، که یک خرس کوچولوی چاقالو است، معرفی میکند و روابط خودش با چاقالوکوچولو را شرح میدهد.
"گاهی وقتها تنهایی میرود توی کوچه، یک روز به چاقالو کوچولو گفتم: چاقالوکوچولوی من، اکر همینطور هرجا دلت خواست بروی، من دیگر با تو دوست نمیشوم.
میدانید او چه کار کرد؟ به جای اینکه گوشهایش را چند بار تکان بدهد و چند بار از من تشکر کند، با من قهر کرد. آخر او قهر کردن را هم خیلی خوب بلد است...."
در داستان دوم زهرا میخواهد به مهمانی برود و چون قصد ندارد خرس کوچولو را با خود ببرد، چاقالو کوچولو با او قهر میکند، وقتی زهرا جریان را به ماردش میگوید،مادر از آنها قول میگیرد که در مهمانی شلوغ نکنند و اجازه میدهد که چاقالوکوچولو هم همراه آنها برود.
در داستان سوم زهرا و چاقالوکوچولو برای جشن تولد عروسک دوست زهرا دعوت شدهاند. در راه برگشت به خانه باز چاقالوکوچولو قهر میکند و فقط با فهمیدن نزدیک شدن روز تولدش یعنی روزی که داییِ زهرا او را برایش خریده، خوشحال میشود.
در داستان «سرماخوردگی» چاقالوکوچولو به خاطر اصرار خودش در یخچال میماند تا در خنکی آن بخوابد و چون زهرا یادش رفته او را از یخچال دربیاورد، حسابی سرما میخورد. مادر به زهرا کمک میکند تا چاقالوکوچولو را که تب کرده پاشویه کند و حال او بهتر شود. چاقالوکوچولو بعد از معذرتخواهی زهرا به خاطر فراموش کردنش در یخچال، با او آشتی میکند.
در داستان «سفر» زهرا و عروسکش یه خانه عمو در روستا میروند. وقتی زهرا با دخترعمویش مشغول آب بازی میشوند، چاقالو کوچولو در آب میافتد و با تلاش زیاد بچهها از آب نجات پیدا میکند. این بار هم با زهرا قهر میکند که چرا مواظبم نبودی و من را کنار آب گذاشتی. و با معذرت خواهی زهرا و آشتی کردن خرس کوچولو داستان به خیر و خوشی تمام میشود.
داستان بعد در همان روستا اتفاق میافتد. وقتی همه به باغ سیب رفتند، چاقالو کوچولو اصرار میکند که سیب بچیند و زهرا او را بالای درخت میگذارد. شب که به خانه برگشتند زهرا یاد چاقالوکوچولو میافتد که بالای درخت مانده. فردا صبح به باغ میرود و چاقالو کوچولو را که گردنش کج شده پایین میآورد و میخواباند تا حالش خوب شود.در اسن داستان هم وقتی زهرا به خاطر اشتباهش معذرتخواهی کرد، چاقالوکوچولو آشتی کرد.
داستان آخر داستان جشن تولد چاقالوکوچولو است. تولد چاقالو کوچولو روزهای آخر شهریور است و زهرا از اول مهر به کلاس اول میرود. هدیه زهرا به خرس کوچکش یک عروسک است که وقتی زهرا به مدرسه میرود، چاقالوکوچولو تنها نباشد و با او بازی کند.
نام:در آداب غذا خوردن
نویسنده:اعظم تبرایی
تصویرگران:علی خوشجام-یاسمن اکبری
ناشر:نوای مدرسه
گروه سنی:الف و ب
مجموعه:آفرین دختر گلم
قیمت:۵۰۰ تومان
نشانی دفتر مرکزی ناشر: تهران، خ ایرانشهر شمالی، نرسیده به طالقانی، شماره ۱۳۰، طبقه دوم، واحد۵ - تلفن: ۸۸۲۰۵۸۳ - فاکس: ۸۸۲۲۸۴۵

این کتاب بیست و پنجمین جلد از مجموعه "آفرین دختر گلم" است . شخصیت اصلی کتاب دختری به نام "سارا" ست که در این کتاب آداب غذا خوردن را به خوبی رعایت میکند.پشت جلد کتاب با عنوان "سخنی با بزرگترها" چنین آمده است:
"والدین همیشه دوست دارند فرزندانی مؤدب داشته باشند. یکی از آدابی که بسیار مورد توجه والدین است، آداب غذا خوردن است؛ بهویژه در میهمانیها......
اما متأسفانه گاهی اوقات کودک برخی از نکاتی را که بارها به او توصیه شده است رعایت نمیکند. زیرا امر و نهی والدین برای کودکان تکراری شده ...
حال، اگر همان امر و نهیهای والدین ،در یک کتاب، آن هم با زبانی بسیار ساده و گویا بیان شود، بهخوبی ملکه ذهن کودک میشود. "

سارا دختر خیلی خوبی است. سارا در پهن کردن سفره و چیدن آن به مادرش کمک می کند. سارا قبل از غذا خوردن دستهایش را میشوید. سارا قبل از غذا خوردن «بسم الله الرحمن الرحیم» میگوید.سارا وقتی میخواهد روی پلویش خورشت بریزد، قاشق را در تمام ظرف خورشت نمیچرخاند.سارا هیچ وقت قبل از آمدن بزرگترها غذا خوردن را شروع نمیکند.سارا بعد از غذا خوردن، خدا را شکر میکند و از مادرش تشکر میکند.
نام:خانه ای برای بچه خرس
نویسنده: کارن گونتورپ
مترجم: مهدی شهشهانی
تصویرگر: آتیلیو کازینلی
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
گروه سنی: الف
نشانی مرکز پخش ناشر:تهران، خ فاطمی، خ حجاب ، جنب هتل لاله. تلفن: ۸۸۵۵۲۹۹ و ۸۸۵۵۳۰۲
نشانی اینترنتی ناشر: www.kanoonparvaresh.com
لینک کتاب در سایت کانون: خانه ای برای بچه خرس

خرس کوچولوی قرمز در غار تاریکی دور از جنگل زندگی می کرد. یک روز تصمیم گرفت به جنگل برود و در آنجا زندگی کند. در جنگل با کمک سنجاب بالای درخت برای خودش خانه ای ساخت و از تمام دوستان سنجاب خواستند تا به دیدن خانه جدید بیایند. پرستو،خارپشت،قورباغه،دارکوب،خرگوش،گورکن و جغد به دیدن خانه آمدند .

مزیت کتاب این است که کودک با نام و تصویر تعداد زیادی از حیوانات جنگل آشنا میشود. تصاویر بسیار ساده هستند و کودک ِعلاقهمند به نقاشی به راحتی میتواند با تقلید از آنها تصاویر حیوانات را نقاشی کند. در آخر کتاب هم تصاویر همه صفحهها به صورت کوچک و رنگ نشده چاپ شدهاند.
اما اشکالی که به نظر من دارد، این است که خرس کوچولو در کنار سنجاب و بالای درخت برای خودش لانه میسازد و این در دنیای واقعی ممکن نیست. اما صمیمیتی که بین خرس و سنجاب وجود دارد زیبا و قابل ستایش است.
نام:خطر در خیابان
نویسنده:اعظم تبرایی
تصویرگران:علی خوشجام-یاسمن اکبری
ناشر:نوای مدرسه
گروه سنی:الف و ب
مجموعه:آفرین پسر گلم
قیمت:۵۰۰ تومان
نشانی دفتر مرکزی ناشر: تهران، خ ایرانشهر شمالی، نرسیده به طالقانی، شماره ۱۳۰، طبقه دوم، واحد۵ - تلفن: ۸۸۲۰۵۸۳ - فاکس: ۸۸۲۲۸۴۵

این کتاب اولین جلد از مجموعه"آفرین پسر گلم" است که در آن نحوه برخورد با خطرات خیابان از طریق پسر خوب کتابهای آفرین پسر گلم یعنی سامان به خوانندگان کودک آموزش داده میشود.
ناشر پشت جلد کتاب توضیح میدهد:
"... اگرچه بزرگترها غالبا مانع از خطر میشوند اما آیا میشود همواره به دنبال بچهها بود؟بهتر است قبل از هر حادثهای کودک را باخطرها آشنا کرد تا این آشنایی و آگاهی مانند نگهبانی همراه او باشد......
مطالب و تصاویر گویای این کتاب باعث میشود تا کودک شما با خطرهایی که در گوشه و کنار خیابان در کمین او نشسته است، آشنا شود و نکات ایمنی در خیابان را رعایت کند."

سامان میداند که باید از محل خطکشی عابر پیاده بگذرد.سامان در خیابانهای شلوغ، دستش را به بزرگترهایش میدهد.سامان آدرس خانهشان را بلد است. او هیچوقت دست یا سرش را از پنجره ماشین بیرون نمیبرد.سامان هیچوقت با سهچرخهاش به خیابان نمیرود.
نام: آقا کوچولوی پرحرف
نویسنده: راجر هارگریوز
مترجم: شهرزاد کریمی
بازنویس: شیوا دوستانی
مجموعه: کوچولوها
ناشر: نشر گوهر دانش
قیمت:۲۵۰ تومان
آدرس ناشر: تهران،میدان محسنی،خیابان وزیری، کوچه کاووسی، پلاک ۵. تلفن: ۲۲۲۰۱۵۹ - نمابر:۷۴۹۳۸۱۱ - gohardanesh@hotmail.com

آقا کوچولوی پرحرف یکی از اهالی شهر آدم کوچولوهاست. هر کدام از اهالی شهر یک ویژگی بارز دارد که با آن نامگذاری شده است. آقاکوچولوی پرحرف هم همیشه در حال صحبت کردن است. یک روز که برای خرید کلاه جدید به فروشگاه رفته است، آقای کلاه فروش برای او یک کلاه عجیب سفارش میدهد که باعث میشود آقا کوچولوی پرحرف کمتر حرف بزند و سکوت کند!

از این مجموعه کتابهای زیادی چاپ شده است. روی جلد کتاب آقاکوچولوی پرحرف تصویر 40 تا آقاکوچولوی دیگر وجود دارد. تعداد خانم کوچولوها هم باید همین حدود باشد.
من شخصا کتابهای این مجموعه را خیلی نمیپسندم. محتوای آموزشی زیادی ندارند و گاهی بیش از حد خیالی و رؤیایی هستند . با این وجود این داستان را دوست دارم. پسرم اما به همه کتابهای مجموعه علاقه دارد.
روایت کتاب کاملا قصه گویی و خطاب به بچههاست. کتاب اینگونه آغاز میشود:
"آقا کوچولوی پرحرف!
حتما میتوانید حدس بزنید که او چگونه آدمی است؟
بله او کسی است که خیلی زیاد حرف میزند.
آقاکوچولوی پرحرف مرتب با هرکس و در مورد هر چیزی صحبت میکند."
و با این جملهها به پایان میرسد:
"....به همین خاطر همه از کلاه جدید آقاکوچولوی پرحرف خوششان آمد.
فکر میکنم شما هم از کلاه جدید آقاکوچولوی پرحرف خوشتان آمد.
درسته؟"
تصاویر کتاب هم زیبا و با رنگهای شاد هستند. اما نامی از تصویرگر در ابتدای کتاب نیامده است!
نام:در عادات غذا خوردن
نویسنده:اعظم تبرایی
تصویرگران:علی خوشجام-یاسمن اکبری
ناشر:نوای مدرسه
گروه سنی:الف و ب
مجموعه:آفرین پسر گلم
قیمت:۵۰۰ تومان
نشانی دفتر مرکزی ناشر: تهران، خ ایرانشهر شمالی، نرسیده به طالقانی، شماره ۱۳۰، طبقه دوم، واحد۵ - تلفن: ۸۸۲۰۵۸۳ - فاکس: ۸۸۲۲۸۴۵

والدین همیشه دوست دارند فرزندان آنها غذاهای سالم ، مقوی و مفید بخورند و تمایلی به خوردن تنقلاتی که ارزش غذایی چندانی ندارند، نداشته باشند. آنان دوست دارند فرزندانشان به خوردن صبحانه، به ویژه شیر علاقه نشان دهند و عادات خوب غذا خوردن را رعایت کنند. البته کودکان بیشتر توجهی چندانی به این خواسته والدین نمیکنند ؛ چون انگیزه و الگویی برای این کار ندارند.

سامان شخصیت اصلی کتابهای"آفرین پسر گلم" صبحانه خوردن را خیلی دوست دارد، هر روز شیر میخورد و میداند اگر صبحانه نخورد کسل و بیحال میشود.سامان همه غذاها را دوست دارد . او با غذایش زیاد نوشابه نمیخورد.سامان غذا غذا را نه خیلی آرام و نه خیلی تند میخورد، غذا را خوب میجود و بعد قورت میدهد.سامان به جای آبنبات و شکلات، میوههای تازه و خوشمزه میخورد.سامان بعد از غذا خوردن ، خدا را شکر میکند.
نام:در ادب و احترام
نویسنده:اعظم تبرایی
تصویرگران:علی خوشجام-یاسمن اکبری
ناشر:نوای مدرسه
گروه سنی:الف و ب
مجموعه:آفرین پسر گلم

"در ادب و احترام" پانزدهمین جلد از مجموعه " آفرین پسر گلم" است که درباره کودکی بسیار مؤدب به نام سامان است. سامان به همه احترام میگذارد و شخصیتی مثبت و دوستداشتنی دارد. کودک با خواندن کتاب میآموزد که رفتارهای او از نگاه دیگران دور نیمماند . او با رفتارهای خوب، شایسته و مؤدبانه آشنا میشود و درمییابد که این گونه رفتارها بدون پاسخ نمیماند و با مؤدب بودن میتواند محبوبیت پیدا کند.
در مورد این مجموعه کتاب و شخصیت اصلی آن در همین وبلاگ توضیحات مختصری دادهام .

"سامان در وقت غذا خرودن با دهان پر حرف نمیزند . او اول لقمهاش را قورت میدهد ، بعد حرف میزند.اگر وقتی که دهانش پر است، مجبور شود حرف بزندف با دست جلوی دهانش را میگیرد...."
نام:تولدت مبارک ای ماه قشنگ
نویسنده: فرانک آش
مترجم: فریده طاهری
گروه سنی: الف
ناشر:کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
قیمت: ۶۵۰ تومان

خرس تصمیم می گیرد برای روز تولد ماه هدیه ای به او بدهد. داستان کتاب بر اساس پدیده پژواک است و خرس پژواک صدای خودش در کوه را سخن ماه می پندارد و روند داستان شکل می گیرد که روند زیبایی است.

و لینک کتاب در سایت کانون پرورش فکری پرورش کودکان و نوجوانان: تولدت مبارک ای ماه قشنگ
نام:فراموشکاری؟! نه!
نویسنده: جوی بری
مترجم: امیر صالحیطالقانی
انتشارات: نوای مدرسه
قیمت: ۴۵۰ تومان
نشانی انتشارات: تهران،پل کریمخان،ایرانشهر شمالی،نرسیده به طالقانی،روبروی سازمان ترافیک،شماره ۱۳۰،طبقه دوم، واحد۵ - تلفن: ۷۷۲۰۵۸۳ - نمابر: ۸۸۸۲۲۸۴۵

این کتاب ، کتاب ۱۵ از مجموعه بچه خوب میگه هست که اخلاق و ویژگیهای منفی رو بیان کرده و مشکلات ناشی از اون رو برای شخصیت اصلی نشون میده ، و بعد راهحلهای گوناگونی جهت رفع آنها ارئه میدهد. روی جلد کتاب نوشته شده گروه سنی ب و ج ، اما من به سفارش مدیر مهد محمد آنها را برای او تهیه کرده و مفید یافتهام.
از آنجایی که نویسنده کتاب ایرانی نیست، اسامی شخصیتها ایرانی نیستند. من چون به بومیسازی عقیده دارم، قبل از خواندن کتاب برای همه شخصیتها اسم ایرانی انتخاب میکنم و اسم منتخب خود را به جای آنها را در سراسر کتاب مینویسم تا اگر کس دیگری بهجز خودم کتاب را برای پسرم خواند همان اسم را بگوید. مثلا در این کتاب به جای لنی، شایان گذاشتهام.
کتاب خیلی حال و هوای داستانی ندارد اما بر خلاف انتظار من که پسرم از مستقیم بودن آموزش خوشش نیاید، خیلی هم مورد استقبالش واقع شد و البته حتما تصاویر زیبای کتاب هم بر این جذابیت افزوده است. صفحههای سمت راست کتاب تصاویری هستند از مکالمات شخصیت اصلی با دیگران که مشکل مطرح شده در کتاب را به تصویر کشیدهاند و شخصیت طنزی مثل گربه و جملههای کوتاه نوشته شده از طرف آنها فضای شادی را به کتاب میبخشد.

شایان(همان لنی کتاب) همه چیز را فراموش میکند . در کتاب چندیدن نمونه از فراموشکاریهای شایان ذکر شدهاند تا اینکه یک بار شایان فراموش میکند نامه معلمش را به مادر بدهد و خیلی ناراحت میشود.
"شایان از مامان خواست تا به او کمک کند تا عادت فراموشکاری را ترک کند. مامان چندیدن راه را به او یاد داد.مامان به شایان گفت:
-
همیشه کارهای مهمی را که باید انجام بدهی روی کاغذ بنویس و در جایی بگذار که هر لحظه بتوانی آن را ببینی
-
از یک نفر بخواه چیزی را که نباید فراموش کنی به تو یادآوری کند. "
البته من گاهی مجبور به اضافه کردن مطالبی هم میشوم، مثلا به راهکار اول مادر این جمله را هم افزودهام"...بنویس یا یک نقاشی بکش که آن کار را به یادت بیاورد و در جایی بگذار که..."
و در آخر
"شایان تصمیم گرفتهاست که بچهی خوبی باشد.او میداند:<<بچهی خوب میگه؛ فراموشکاری؛نه!>>"
و این بخش آخر را پسر من با تمام هیجان خودش میگوید: بچه خوب میگه: فراموشکاری نَه!
نام: بازی ماه و ستاره
نویسنده: طاهره ایبد
تصویرگر: فرشته نجفی
انتشارات :مدرسه

این کتاب یکی از کتابهای مجموعه"قصههای خواندنی،قصههای شنیدنی" است. دبیران این مجموعه مصطفی رحماندوست و محبتاله همتی هستند. انتشارات مدرسه این کتابها را برای تأمین مواد و منابع آوزشی مهدکودکها و دورههای پیشبستانی و نیز کمک به اولیا و مربیان در آموزش مفاهیم اجتماعی، ارزشی و علمی به کودکان تهیه و تألیف کردهاست.
ستاره کوچولو اخم کرده بود و هی بهانه میگرفت. ماه که مامان ستاره بود، به او گفت:"ستاره کوچولو چرا اخم کردی؟" ستاره گفت:"من حوصلهام سر رفته."
...
خانم ماه فکر کرد و گفت:"من طناب میشوم، تو مرا بگیر و طناب بزن." ستاره خندید.
.........
کمکم چشمهای ستاره کوچولو بسته شد و او به خواب رفت.
این روند کلی داستان بود. رابطه ستاره و مامان ماه خیلی دوستانه و زیباست. و انی که آخر داستان ستاره به خواب میره نکته جالبیه. خصوصا باری مادرانی که برای خواباندن کودکشان مشکل دارند. یکی از راه حلهایی که به من داده بودند برای حل مشکل خواب پسرم این بود که داستانی برای او بگویم که شخصیتهایش آجر کار به خواب میروند. داستان بازی ماه و ستاره این ویژگی را دارد، علاوه بر این که کل فضای داستان مهربانانه و پر از بازی و شادی است.

سایت انتشارات مدرسه را پیدا کردهام اما در بخش محصولات نتوانستم کتابهای این مجموعه را پیدا کنم. اما در بخش ارتباط با ما نوشته که از طریق تلفن نیز سفارش دریافت میکنند.
نشانى و تلفن انتشارات مدرسه : تهران – خيابان شهيد سپهبد قرنى – نرسيده به پل کريمخان زند – کوچه شهيد محمود حقيقت طلب – شماره ٣٦ ، کد پستى ١٥٩٨٨ ، صندوق پستى ١٩٤٩/ ١٤١٥٥٥ تلفن : ٩ – ٨٨٨٠٠٣٢٤ فکس : ٨٨٩٠٣٨٠٩
نام:کلاغک و کودکستان
نویسنده:محمدرضا شمس
تصویرگر: ندا شیدوش
انتشارات: مدرسه
مجموعه: قصه های خواندنی ، قصه های شنیدنی
داستان درباره کلاغ کوچکی است که پدر و مارش هر روز از صبح تا غروب سر کار هستند و کلاغک در خانه تنهاست. روز اولی که در خانه جدید که روی یک درخت چنار است تنها مانده ، صدای بچه ها را ازپایین درخت می شنود. و روز بعد همراه مادر برای ثبت نام به مهد می رود .ابتدا با مخالفت مدیر مهد مواجه می شوند ولی بعد به خاطر اصرار شاگردان مهد مدیر راضی به ثبت نام کلاغک می شود.
داستان روان و شیرین بیان شده است و تصاویر زیبا کار شده اند. کلاغک شخصیت محبوبی برای خواننده کودک خود می شود.
طی داستان هم مضرات تنهایی کلاغک و هم فواید مهد کودک بیان شده اند. در مورد تاثیر کتاب روی بچه هایی که به مهد کودک علاقه ندارند نمی توانم اظهار نظر قطعی داشته باشم ، چون محمد به راحتی مهد را پذیرفته اما به گمان من می تواند در این زمینه هم مفید باشد.

