تبليغاتX
کتاب کودک



نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 8:37 روز دوشنبه هجدهم آبان 1388

نام: غول چمنزار

نویسنده: مرجان کشاورزی آزاد

تصویرگر: مجید کاظمی

گروه سنی: الف و ب

ناشر: کتابهای شکوفه – وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر

وب­سایت ناشر:  www.amirkabir.net

قیمت:1000 تومان

غول چمنزار

  «اهالی دو روستای مجاور همیشه با هم بر سر چرای گوسفندانشان دعوا داشتند و هر کدام عقیده داشتند که گوسفندان ده دیگر، علف­های بیشتری از چمنزار را می­­خورد. یک روز وقتی دعوا بالا گرفت غول چمنزار با عصبانیت از خواب بیدار شد. معلوم شد تمام چمنزار قسمت­های مختلفی از بدن غول بوده است. اگر غول دوباره نخوابد، چمنزار هر دو روستا از دست می­رود. چنین چیزی امکان دارد؟ »

این متن پشت جلد کتاب بود. بقیه داستان چه می­شود؟ من به شما می­گویم. کوچکترین چوپان ده، راز خواب غول چمنزار را می­داند. چوپان شروع به نواختن نی لبک می­کند و غول دوباره به خواب می­رود.

غول چمنزار

من در داستان به لحاظ آموزشی نکته خاصی ندیدم. به نظر می­رسد نویسنده افسانه­ای برای دلیل نواختن نی­لبک توسط چوپان­ها ساخته است. هرچند برای فرزندان شهری و آپارتمان­نشین ما همین آشنایی با چوپان و نی­لبک هم نکته آموزشی باشد.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 8:46 روز شنبه شانزدهم آبان 1388

نام: یوسف(ع)

نویسنده: حسین فتاحی

تصویرگر: حمیدرضا بیدقی

مجموعه: پیامبران و قصه­هایشان - 12

گروه سنی: 6تا 10 ساله­ها

ناشر: کتابهای بنفشه – واحد کودکان و نوجوانان مؤسسه انتشارات قدیانی

وب­سایت ناشر:  کتاب در سایت ناشر

قیمت:400 تومان

یوسف(ع)

این مجموعه 26 جلدی به داستان پیامبران پرداخته که در جلد 12 داستان حضرت یوسف را بیان کرده است. داستان شیوا و مناسب سنین پیش­دبستانی تا کلاس چهارم دبستان است، هرچند من هم از خواندن آن لذت می­برم.

در مورد داستان­های پیامبران نگرانی­های شخصی برای من بود که این مجموعه بسیاری از آن­ها را رفع کرده است. مثل این که در بسیاری از داستان­ها بخش عمده به نافرمانی قوم و عذاب خداوند مربوط است، در حالی که برای رده سنی زیر 8 سال بهتر است فقط از مهربانی خدا صحبت شود. دوستی این مجموعه را به من پیش­نهاد کرد و تاکید کرد با دقت بعضی از جلدها را انتخاب کنم. داستان­هایی که بیش­تر به رابطه خدا با پیامبر پرداخته است و در مورد رابطه مردم با خدا و پیامبر نیست. مطمئنا رابطه خداوند و پیامبران بسیار زیبا ست.

یوسف(ع)

در این مجموعه مسایل دیگری هم لحاظ شده، مثلا در همین کتاب یوسف(ع) به صورت خیلی مختصر به عشق زلیخا به یوسف پرداخته شده است، مسأله­ای که برای گروه سنی نوجوان و جوان بااهمیت­تر است و لزومی ندارد کودکان در مورد آن جزئیات زیادی بدانند. در عوض به بخش توانایی خدادادی یوسف برای تعبیر خواب و عزیز مصر شدن و پشیمانی برادران از کار بد خود و گذشت یوسف توجه زیادی شده که همه مفاهیمی هستند بسیار مناسب سن کودکی.

از طرفی با توجه به پخش مجموعه یوسف پیامبر از تلویزیون و آشنایی نسبی بچه­ها با این پیامبر، خواندن داستانی که برای گروه سنی خودشان نوشته و پرداخته شده است، می­تواند شیرین و دلنشین باشد.

این مجموعه به صورت تک­جلدی، 5 کتاب در یک جلد و مجموعه کامل در یک جلد، در بازار موجود است. من به خاطر این که کتاب­ها را به صورت جایزه در اختیار پسرم قرار می­دادم، آن­ها را تک­تک خریداری کردم. از طرفی امکان انتخاب داستان­های مطابق با معیارهای خودم نیز با این کار فراهم بود.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 9:30 روز چهارشنبه سیزدهم آبان 1388

نام: کره اسب کوچولو

نویسنده: هیتر ایمری

مترجم: حسین فتاحی

تصویرگر: استیون کارت­رایت

مجموعه: قصه­های مزرعه - ۵

گروه سنی: ب (پیش­دبستانی ها و سال­های اول و دوم)

وب­سایت ناشر:  www.ghadyani.ir

کره اسب کوچولو 

قصه­های مزرعه، مجموعه قصه­ای فوق­العاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسان­هایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.

یک روز که بچه­ها همراه پدر به گردش می­رفتند کره اسب کوچولوی غمگینی را دیدند که مال همسایه جدید آقای استون(شادمان) بود.آقای شادمان معتقد بود کره اسب چموش و رام­نشدنی است. اما پوپک تصمیم گرفت از او مراقبت کند. یک روز که پوپک و پویا برای غذا دادن به اسب رفته بودند، دیدند افسارش لای چوب­های پرچین گیر کرده. پدر به کمک آن­ها آمد و اسب را نجات داد. اسب دنبال بچه­ها راه افتاد که مرد خشمگینی با چوب­دستی از راه رسید. آقای استون(شادمان) بود که می­خواست اسب را ادب کند. پوپک بازوی مرد را گرفت ومانع او شد. فردا صبح که بچه­ها دیدند که پدر اسب را برای آن­ها از آقای شادمان خردیه است و بسیار خوش­حال شدند.

کره اسب کوچولو- صفحه5

این داستان از معدود داستان­های مجموعه است که پدر در آن حضور دارد. اما حضور پدر بسیار صمیمی و گرم است.

در این داستان به جز تغییر اسامی افراد، من روند اختصاصی داستان را دو نفره کردم. داستان بیش­تر تلاش پوپی(پوپک) بود و در آخر پدر اسب را برای او خرید، که من در همه داستان سم(پویا) را نیز شریک کردم.

این داستان نکات زیادی در خود دارد. اول که پدر با بچه­ها با گردش می­رود. همراهی پدر با تصمیمی که پوپی(پوپک) برای مراقبت از اسب گرفت و کمک به او در موقع نیاز. در داستان مهربانی با حیوانات هست. و توجه به این نکته که حیوان با مهربانی رام بچه­ها شد، اما صاحب خشمگین و بداخلاق خودش نتوانست او را رام کند. و در آخر این که پدر اسب را برای بچه­ها خرید و جمله­ای که به کار برد، اشتراک زندگی با مادر را به خوبی نشان می­دهد. پدر به بچه­ها گفت:"ما کره اسب را برای شما خریدیم."

توضیح بیش­تر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار داده­ام.

در این کتاب هم اردک زرد کوچولو با بچه­ها قایم موشک بازی می­کند.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 10:25 روز دوشنبه چهارم آبان 1388

نام: گوسفند بازیگوش

نویسنده: هیتر ایمری

مترجم: حسین فتاحی

تصویرگر: استیون کارت­رایت

مجموعه: قصه­های مزرعه - 4

گروه سنی: ب (پیش­دبستانی ها و سال­های اول و دوم)

وب­سایت ناشر:  www.ghadyani.ir

گوسفند بازیگوش

قصه­های مزرعه، مجموعه قصه­ای فوق­العاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسان­هایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.

یکی از گوسفندهای خانواده بوت(امیدوار) ، پشمالو، از علف خوردن خسته می­شود. یک روز از چراگاه بیرون رفته و مشغول خوردن انواع گل­هایی شد که خانم بوت(امیدوار) می­خواست برای نمایشگاه ببرد.  مادر و بچه­ها به سمت نمایشگاه رفتند و پشمالو هم پشت سر آن­ها راه افتاد. پشمالو وارد میدان مسابقه گوسفندها شد. خانم امیدوار ناگهان چشمش به پشمالو افتاد.­ داور او را به عنوان گوسفند برنده انتخاب کرد و به او جایزه داد.

گوسفند بازشگوش- صفحه 8 و9

این داستان نکته اخلاقی یا مهارت اجتماعی خاصی در خود نهفته نداشت، اما رفتار متفاوت گوسفند و عاقبت خوب داستان آن را جذاب کرده است.

توضیح بیش­تر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار آورده­ام.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 18:24 روز شنبه هجدهم مهر 1388

نام: تراکتور ترمز بریده

نویسنده: هیتر ایمری

مترجم: حسین فتاحی

تصویرگر: استیون کارت­رایت

مجموعه: قصه­های مزرعه - 3

گروه سنی: ب (پیش­دبستانی ها و سال­های اول و دوم)

وب­سایت ناشر:  www.ghadyani.ir

تراکتور ترمز بریده

قصه­های مزرعه، مجموعه قصه­ای فوق­العاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسان­هایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.

همه کتاب­های مجموعه با این جمله­ها شروع می­شوند:

«اینجا مزرعه درخت سیب است. مزرعه مال خانواده بوت(امیدوار) است. اینها هم خانم بوت(امیدوار) و دو بچه­اش پوپی(پوپک) و سم(پویا).»

بعد از این جملات داستان اصلی شروع می­شود. در قصه «تراکتور ترمز بریده » وقتی آقای تد(توانا) در حال پایین رفتن از سرازیری تپه بود، ترمز تراکتور عمل نمی­کند و با سرعت در گودال آب پایین دره می­افتد. پوپی(پوپک) و سم(پویا) به خانه می­روند و به آقای کالسکه­ران زنگ می­زنند. آقای کالسکه­ران با اسبش، قهرمان، به کمک می­آید و تراکتور را از آب بیرون می­کشد.

تراکتور ترمز بریده- صفحه 8و9

در این کتاب هم نکاتی مانند همکاری و همیاری به وضوح وجود دارد. جنبه شوخی هم در داستان هست که بچه­ها را خندانده و شاد می­کند.

توضیح بیش­تر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار داده­ام.

در این کتاب هم اردک زرد کوچولو با بچه­ها قایم موشک بازی می­کند.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 18:17 روز جمعه هفدهم مهر 1388

نام: این خانه من است!

نویسنده: ژرژ شانون

ترجمه: علی­ اصغر سرحدی

تصویرگران: ژوره آرواگو – آرین دوی

ناشر: کتاب­های شکوفه، وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر

گروه سنی: الف

وب سایت ناشر: www.amirkabir.net

اینجا خانه من است!

کتاب داستان مارمولکی است که بر روی تخته سنگی خانه دارد، اما یک شب که به خانه برمی­گردد، می­بیند که مار بزرگی روی تخته سنگ او خوابیده. دو شب سعی می­کند مار را متقاعد کند که این تخته سنگ، خانه اوست. اما مار می­گوید که خودم آن را پیدا کرده­ام و خانه من است و من هیچ وقت اشتباه نمی­کنم.

در این دو شب مارمولک آوازی می­خواند که مضمون آن امیدواری است.

شب سوم مارمولک به مار پیش­نهاد می­دهد که قرعه کشی کنند. یک سنگ سیاه و یک سنگ سفید در کیسه ای بگذارند، اگر مارمولک سنگ سیاه را برداشت، تخته سنگ خانه اوست و اگر سنگ سفید را بردارد، تخته سنگ خانه مار می­شود. مار به شرطی می­پذیرد که سنگ­ها و کیسه را خودش انتخاب کند. مارمولک قبول می­کند و کنار جویبار قرار می­گذارد.

فردا صبح که مار با کیسه ای با دو سنگ سفید می­آید، مارمولک سنگ را از کیسه بیرون می­آورد و قبل از آن که کسی آن را ببیند، از دستش درون جویبار می­افتد. مار خوش­حال می­شود اما مارولک می­گوید تو هیچ­وقت اشتباه نمی­کنی، اگر سنگ درون کیسه سیاه باشد، معلوم است سنگی که از دست من افتاده سفید بوده و تو برنده­ای.

و به این ترتیب مارمولک کوچک با فکر خود بر مار بزرگ پیروز می­شود.

نویسنده داستان را بسیار زیبا روایت کرده. و تصویرگران خیلی خوب تصاویر را کشیده­اند. کوچکی مارمولک در مقابل مار کاملا مشهود است. حالات چهره مار و مارمولک و سایر شخصیت­ها به خوبی در تصاویر به نمایش درآمده اند.

ترجمه کتاب نیز خوب است. البته ترانه­هایی که مارمولک برای خودش می­خواند، شاید می­شد که به­تر به شعر تبدیل شوند. با این حال مضمون امیدوارانه آن­ها بسیار خوب است.

در متن این داستان امید و پشت­کار، استفاده از تفکر و مقاومت در برابر سخنان منفی و ناامیدکننده دوستان به خوبی مشهود است.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 15:22 روز یکشنبه یکم شهریور 1388

نام: ششمین فرزند خانم موشه

نویسنده: لیلا صدری

تصویرگر: امیر شعبانی­نژاد

ناشر: کتاب­های شکوفه،وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر

گروه سنی: ب و ج

وب­سایت ناشر: www.amirkabir.net

ششمین فرزند خانم موشه

"موشی شش فرزند شبیه به هم به دنیا می­آورد و هر کدام را بر اساس تفاوت کوچکی که با یکدیگر دارند نام­گذاری می­کند مثلاً دم­دراز، دم­تپلی و ... به جز آخری که هیچ خصوصیت خاصی ندارد و مادر نمی­تواند برایش اسمی بگذارد. این موش آخری، به دلیل شیطنت و شهامتی که برای اذیت کردن حیوانات درنده دارد دچار دردسر می­شود و ..."

کتاب از نظر گرافیکی با کتاب­های معمول متفاوت است. متن در بعضی صفحه­ها مورب و در بعضی عمود بر حالت عادی نوشتار هستند. زمینه متن کرم رنگ و دارای طرح­های ساده و کم­رنگی است.

تصاویر نیز متفاوت هستند و موش­ها با خطوط ساده کشیده شده­اند و فضای اطراف خیلی نمود بیش­تری در تصویر دارد. رنگ­های به­کاررفته تیره هستند. نظر من این است که اگر تصاویر روشن­تر و شخصیت­های اصلی در آن­ها واضح­تر بودند، به­تر بود.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 13:11 روز پنجشنبه یازدهم تیر 1388

نام:سه قسمت مساوی

نویسنده: مرجان کشاورزی آزاد

تصویرگر: افرا نوبهار

ناشر: کتاب­های شکوفه- وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر

گروه سنی: الف و ب

وب­سایت ناشر: انتشارات امیرکبیر

سه قسمت مساوی

با دیدن اسم کتاب شاید فکر کنید با داستانی مواجه هستید که چیزی قرار است بین سه نفر به طور مساوی تقسیم شود و چگونگی تقسیم مساوی موضوع داستان است.اما داستان این است که:

"گنجشک و موش و مورچه­ای با هم دوست هستند. روزی چند دانه گندم پیدا می­کنند و به طور مساوی بین یکدیگر تقسیم می­کنند. موش و گنجشک با سهم خود کیک و نان می­پزند و هرکدام آن­ها را به سه قسمت مساوی تقسیم می­کنند و به هم می­دهند.اما مورچه...."

این خلاصه داستان است که پشت جلد کتاب نوشته شده. اما من بقیه آن را هم برای شما می­نویسم. مورچه گندم­هایش را می­کارد و وقتی هر دانه تبدیل به خوشه­ای پر از گندم شد، برای هر یک از دوستانش یک کیسه گندم می­برد.

داستان خوبی است. تصاویر هم متفاوت و زیبا هستند. اما تفاوت مورچه و گنجشک و موش در تصاویر زیاد نیست. با دقت زیاد می­توان بدون توجه به نوشته­ها فهمید که این تصویر کدام یک از آن­هاست.

این کتاب را از نمایشگاه بین­المللی کتاب تهران ، غرفه شکوفه تهیه کردم. بهترین برخورد را در این غرفه دیدم. ابتدای ورود خانمی به گرمی از پسرم استقبال کرد. به او گفت «6 سالته؟» درست تشخیص داده بود و معنیش این است که حداقل از فضای کودک دور نبود. بعد ما را به داخل راهنمایی کرد تا همکار دیگرش با روی خوش تعدادی کتاب به محمد معرفی کند. وقتی من توضیح دادم کتاب­های ترجیحا ایرانی یا حداقل متناسب با فرهنگ خودمان می­خواهم، تعدادی کتاب به ما معرفی کرد که «سه قسمت مساوی» یکی از آن­هاست.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 19:46 روز شنبه ششم تیر 1388

نام: پسری که می­خواست بیشتر بداند.

نویسنده:مهرانگیز اشرف­پور

تصویرگر: الهه ارکیا

ناشر: انتشارات زائر آستانه مقدسه

قیمت:800 تومان

پسری که میخواست بیشتر بداند.

در این کتاب محمد با اشتیاق فراوان در پی آشنایی با اصول دین است.در ابتدای داستان عمو رحمان باغبان به خانه آمده تا درختان را برای آمدن بهار آماده کند. محمد با اشتیاق بع کمک او می­رود. بعد از ظهر که پدر به خانه می­آید به قولی که قبلا به محمد داده عمل می­کند و از اصول دین برایش می­گوید. پدر با کشیده درختی دین را به درخت تشبیه می­کند و اصول دین را ریشه­های آن می­نامد. محمد با مقایسه حرف­های عمورحمان درباره درختان با درخت دین متوجه می­شود که اصول دین، اسلام را تقویت کرده و آن را محکم نگه می­دارد. از آن به بعد هر روز پدر در مورد یکی از اصول دین برای محمد توضیح می­دهد. توحید،نبوت،عدل،امامت ومعاد.

در این کتاب چند نکته نهفته است.اول سادگی بیان مطالب و استفاده از مفاهیم قابل  درک برای کودک. دوم نحوه بیان پدر که کاملا مطابق اصول روان­شناسی است. همه مطالب را یک جا در اختیار محمد نمی­گذارد و وقتی او مشتاق است بقیه بحث را به وقت دیگری واگذار می­کند. سوم داستان­های کوچکی که ضمن داستان اصلی اتفاق می­افتد مثل آمدن خانواده دایی باعث می­شود روند بیان شیرین و دوست­داشتنی شود و احساس آموزش مستقیم ایجاد نشود.چهارم شکرگزاری محمد رد پایان برای داشتن پدر و مادر خوب.فرهنگ شکرگزاری تأثیر زیادی بر روحیه همه دارد و اگر از کودکی در وجود ما نهادینه شود، در بزرگسالی ثمرات خوبی به بار خواهد نشست. و در نهایت تصاویر کتاب که مطابق با فرهنگ خودمان و همراه با رنگهای شاد و کودکانه است و بر جذابیت داستان می­افزاید.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 12:49 روز دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388

نام: لی­لی حوضک و شلپ شلپ(دو کتاب در یک کتاب)

نویسنده: لاله جعفری

تصویرگر: رویا خادم الرضا

ناشر: کتابهای  شکوفه، وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر

گروه سنی: ب و ج

بها: گلاسه 1400 تومان/تحریر 1200تومان

وب سایت ناشر: www.amirkabir.net

صفحه وسط کتاب 

کتاب دو داستان دارد که در وسط کتاب با یک تصویر مشترک به هم می­رسند.داستان اول داستان پری و شلپ شلپ است و داستان دوم داستان جوجه خانم مرغه. روی جلد و پشت جلد برعکس هم هستند،به طوری که برای دیدن سمت دیگر، باید کتاب را چرخاند تا هر دو راست به چپ خوانده شوند. هر دو مانند جلد یک کتاب مستقلند.

شلپ شلپ

"پری با چوب به آب زد. شلپ شلپ آب صدا کرد.پری از صدا خوشش آمد و گقت:«شلپ شلپ، چه قشنگی!»؛ اما یکدفعه رودخانه، چوب را برداشت و با خودش برد."

پری، شیپور پری،مار آبی، خروس، زنبور به دنبال رودخانه به راه افتادند و در نهایت همه در آب پریدند و رودخانه را پر از شلپ شلپ کردند. و خندیدند...

لی لی حوضک

جوجه خانم مرغه روی برگ نیلوفر در وسط رودخانه بود. با فکر آقابزی و پوست هندوانه که تخت خواب بچه گربه بود و پرده اتاق زاغی یک قایق بادبانی درست کردند و جوجه را نجات دادند.

 "جوجه کوچولو مامانش را که دید، پرید تو بغلش و همان جا لالا کرد."

هر دو داستان از تکرار جملات مشابه بین شخصیت­ها استفاده می­کنند. من این حالت تکرار را خیلی نمی­پسندم اما پسرم از این تکرارها لذت می­برد و آن­ها را دوست دارد. البته ذکر این نکته هم مهم است که تکرارها مانند برخی داستان­هایی که قبلا خوانده­ام ، زیاد و خسته­کننده نیستند.

در کل ایده دو کتاب در یک کتاب، ایده جذابی است. هرچند در کتاب«من نبودم!» از همین ناشر که بعدا معرفی خواهم کرد، دو داستان به هم مربوط هستند و در نهایت به هم می­رسند، اما داستان­های این کتاب ارتباطی با هم ندارند و فقط صفحه وسط تصویر مشترکی از شخصیت­های هر دو داستان است.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 18:37 روز دوشنبه سی و یکم فروردین 1388

نام: آتش در انبار

نویسنده: هیتر ایمری

مترجم: حسین فتاحی

ناشر: استیون کارت­رایت

مجموعه: قصه­های مزرعه - 2

گروه سنی: ب

وب­سایت ناشر:  www.ghadyani.ir

آتش در انبار

قصه­های مزرعه، مجموعه قصه­ای فوق­العاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسان­هایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.

همه کتاب­های مجموعه با این جمله­ها شروع می­شوند:

«اینجا مزرعه درخت سیب است. مزرعه مال خانواده بوت(امیدوار) است. اینها هم خانم بوت(امیدوار) و دو بچه­اش پوپی(پوپک) و سم(پویا).»

بعد از این جملات داستان اصلی شروع می­شود. در قصه «آتش درانبار» وقتی آقای تد(توانا) در حال درست کردن پرچین گوسفندان به کمک پوپی(پوپک) و سم(پویا) است متوجه دودی که از انبار بلند شده، می­شوند. بچه­ها به خانه رفته و مادر را خبر می­کنند که انبار آتش گرفته. مادر به آتش­نشانی زنگ می­زند و چند دقیقه بعد آتش­نشان­ها می­رسند. وقتی روی انبار آب می­ریزند، متوجه می­شوند آتشی در کار نبوده. علت دود، هیزم­هایی بود که دو نفر که برای تفریح آمده بودند برای تهیه غذا روشن کرده بودند.

آتش در انبار

در همین داستان نکته­های کوچک زیادی نهفته است. کمک کردن بچه­ها به تعمیرکارشان، آقای تد(توانا) ؛ سرعت عمل همه وقت مشاهده دود انبار ؛ تماس مادر با آتش­نشانی ؛ رسیدن آتش­نشان­ها و توضیح نحوه کار ماشین آتش­نشانی؛ خطرناک بودن آتش برای بچه­ها که مادر اجازه نداد آن­ها از خانه بیرون بیایند و به آتش نزدیک شوند. معذرت­خواهی مسافرها از دردسری که درست کرده بودند و ....

آن­چیزی که باعث شد من عاشق این مجموعه شوم، تصاویر آن هستند. چون داستان در مزرعه است، رنگ غالب سبز و رنگ­های شاد هستند. رنگ­های تصاویر بسیار شفاف هستند. همه آدم­های درون تصاویر خندان و خوش­اخلاق هستند. 

از نکات دیگر کتاب کم بودن متن در هر صفحه است.

نکته جالب دیگر این است که در هر صفحه اردک زرد کوچولویی هست که کودک باید آن را پیدا کند. یک معمای تصویری در یک کتاب داستان که برای پسر من خیلی جالب است.

من در راستای بومی­سازی اسامی کتاب را تغییر داده­ام. اسامی داخل پرانتز انتخاب­های من هستند. شما نیز با توجه به علایق خود و کودکتان می­توانید اسامی بومی را برای شخصیت­ها انتخاب کنید. فقط باید توجه داشته باشید که قبل از بلندخوانی، خودتان کتاب را خوانده­باشید تا برای همه اسم­ها جای­گزین مناسب پیدا کنید.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 2:3 روز شنبه بیست و دوم فروردین 1388

نام: علی گریه نکرده!

نویسنده: طیبه صالحی تجریشی

تصویرگر: علی خدایی

ناشر: نشر پنجره

مجموعه: قصه­های دکتر مهربان - 5

گروه سنی: ب و ج

تلفن ناشر: 8-66416927

«این مجموعه با بهره­گیری از جزوات آموزشی وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی و راهنمایی­های ارزش­مند دکتر رامین میری(پزشک و کارشناس آزمایشگاه فیزیولوژی) و طاهره صالحی تجریشی(کارشناس بهداشت) نوشته شده است.»

در ابتدای کتاب دکتر مهربان قصه شهر بدن را می­گوید. قصه زیبایی که در آن رگ­ها به خیابان تشبیه شده­اند و خون به ماشین­ بدن. گلبول­های قرمز یا گل­گلی­ها و گلبول­های سفید یا یک­خال و خال­خالی نقطه­دار ها مسافرهای این ماشین هستند.

بعد از آن 5 داستان درباره 5 بیماری وجود دارد. وقتی دکتر مهربان به روستا سر می­زند یا در مطب خود نشسته است، بیماران کوچولویی دارد که درباره بیماری آن­ها، علت ابتلا و نحوه درمان آن­ها توضیح می­دهد.

داستان آخر اجرای نمایش بچه­های مدرسه است که نمایش موضوع پزشکی دارد.


در مجموع برای آموزش اصول اولیه پزشکی و بهداشت کتاب بسیار خوبی است. پسر من که از این کتاب خیلی خوشش آمده است.

از ویژگی­های مثبت کتاب، بومی بودن آن است. اسم بچه­ها ایرانی است و با فرهنگ ما هم­خوانی دارد. علی، یوسف، لیلا و فاطمه از اسامی به کار رفته در کتاب هستند.

تصاویر کتاب تک­رنگ هستند. همه نقاشی­ها در طیف رنگی کرمی تا نارنجی­رنگ هستند. که اگر رنگی بودند جذابیت کتاب بیش­تر می­شد. البته من فکر می­کنم برای این که قیمت کتاب خیلی زیاد نشود، این کار را کرده­اند.

در هر حال مجموعه بی­نظیر یا دست­کم، کم­نظیری است.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 9:2 روز پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387

نام: می­خواهم نماز بخوانم

نویسنده: حمید مقامی

تصویرگر: محمدمهدی شیری

ناشر: پیام آزادی

گروه سنی: ب

تلفن ناشر: ۳۹۰۵۵۱۵(شماره ۷رقمی است احتمالا تغییر کرده است. می­توانید از ۱۱۸ تهران بپرسید.)

میخواهم نماز بخوانم

در ابتدای کتاب چنین آمده است:

«تمرین نماز، از سنین خردسالی و کودکی، به صورت امر تفریحی و لذت­بخش، همراه با تشویق و بدون فشار و اجبار؛ اقدامی بنیادی جهت نماز گزاردن در دوران نوجوانی خواهد بود.کتاب«می­خواهم نماز بخوانم» سعی دارد با روشی ساده و به دور از پیچیدگی، وجوب شکر منعِم را متذکر شده و با استفاده از اصول تلقین، تقویت رفتار و همانندسازی؛ انگیزه به جای آوردن این فریضه مهم را در کودکان ایجاد نماید.»

میخواهم نماز بخوانم

در صفحات اول کتاب، داستان­های بسیار کوتاهی وجود دارد که در آن راوی در ازای دریافت هدیه از اشخاص گوناکون از آن­ها تشکر می­کند. سپس به این نکته توجه می­شود که ما دست و پا داریم، زبان داریم. آیا نمی­خواهیم از کسی که این­ها را به ما داده تشکر کنیم؟ اما چگونه باید از او تشکر کنیم؟ با راه­نمایی مادر، راوی می­فهمد که برای تشکر از خدا باید نماز بخوانیم.

در این کتاب با روندی که بیان شد،خیلی ساده به فلسفه نماز خواندن پرداخته شده و با یک سیر منطقی و زیبا کودک را به این نتیجه می­رساند که باید نماز گزارد.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 10:4 روز پنجشنبه سوم بهمن 1387

نام: قصه­هایی برای خواب کودکان- خرداد ماه

تهیه شده در: مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا

زیر نظر: ناصر یوسفی ، گیتا گرگانی

تصویرگر: علی نامور

ناشر: نشر پیدایش

مجموعه: قصه­هایی برای خواب کودکان

گروه سنی: 3 تا 6 سال (هرچند در شناسنامه کتابخانه ملی کتاب گروه سنی ب و ج قید شده اما در مقدمه کتاب بارها آمده است که مجموعه برای گروه سنی 3 تا 6 سال تهیه شده است.)

قصه هایی برای خواب کودکان

مجموعه « قصه­هایی برای خواب کودکان » در دوازده جلد برای دوازده ماه سال تدوین شده است و در هر جلد به تعداد روزاهای ماه، 30 یا 31 قصه وجود دارد که گروه کارشناسان مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا با دقت بسیار و با توجه به معیارهای فراوانی که در مقدمه کتاب ذکر شده­اند،  آن­ها را انتخاب کرده­اند.

در انتهای کتاب می­خوانیم:

"مجموعه­ای که در اختیار دارید، گنجینه­ای از بهترین قصه­هایی است که با توجه به ارزش­های زندگی و معیارهای فرهنگ صلح برای کودکان خردسال تهیه و تنظیم شده است.این مجموعه به بهترین  شیوه ممکن کودکان خردسال را با انواعی از قصه­های کلاسیک، مدرن، واقعی، تخیلی و ... آشنا می­کند. آشنایی با اقوام، ملیت­ها و شیوه­های تفکر مردم گوشه و کنار دنیا از دیگر اهدافی است که این کتاب­ها به شیوه غیرمستقیم دنبال می­کنند.

این مجموعه توسط گروهی از کارشناسان «مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا» به عنوان یکی از تخصصی­ترین و علمی­ترین سازمان­های فعال در زمینه آموزش کودکان خردسال آماده­سازی شده است.مطالعه هزاران قصه ایرانی و خارجی، تدوین، ترجمه و سپس انتخاب و بازنویسی 366 قصه ارزش­مند از مجموع ده­ها هزار صفحه از منابع موجود و دست اول، نشان از کار بزرگی است که این گروه طی 7 سال به آن مشغول بوده است.

این مجموعه به خانواده­ها یاری می­رساند که هر شب تجربه خواندن و لذت بردن از یک قصه را با کودکان خود سهیم شوند. در عین حال این کتاب­ها، مجموعه ارزش­مندی برای همه مهدکودک­ها و دبستان­هاست."

 داستان گربه

نظر به زحمت فراوانی که برای تهیه و تنظیم قصه­های کتاب کشیده شده، به سختی می­توانم نظر خود را درباره آن­ها بیان کنم، اما با توجه به معیارهای شخصی من برای انتخاب قصه­های پسرم، تعدادی از قصه­ها مناسب نیستند. بعضی از آن­ها با وجود داستان خوب و آموزنده، برای سن سه و چهار سال طولانی و خسته­کننده هستند. تعدادی از قصه­ها افسانه هستند. من قصه­هایی که در آن­ها مردی با دیدن چهره دختر پادشاه عاشقش می­شود و پادشاه دخترش را فقط در ازای پول و یا شاه­زاده بودن به همسری مرد می­دهد، و مرد عاشق با جادو یک­باره صاحب ثروتی فراوان شده و پادشاه او را به دامادی می­پذیرد، اصلا دوست ندارم. و یا قصه­هایی که جادویی از یک چیز تمام­نشدنی دارند،مثلا کیسه آرد جادویی­ای که موش­ها در ازای نان­برنجی­ها به پیرمرد دادند و آردش هرگز تمام نشد.تقریبا با تمام اصولی که در آن­ها به طور ناخودآگاه در ضمیر کودک القا می­شود مخالفم . و متأسفانه در این مجموعه چنین قصه­هایی وجود دارند.

در عین حال قصه­هایی که ارزش­های زندگی مثل تلاش، مقاومت و سرسختی در برابر مشکلات برای رسیدن به هدف، دوست داشتن هم­نوعان، رضایت از داشته­ها، استفاده از فکر و تعقل و.... را آموزش می­دهند، در مجموعه فراوانند. و البته هر کس با توجه به شناختی که از روحیات فرزند خود دارد و آن­چه می­خواهد به کودکش بیاموزد، می­تواند قصه­ها را گل­چین کرده و بخواند.

ضمنا در مقدمه مفصل کتاب نیز نکات گران­بهایی وجود دارد که بخشی از آن­ها را در وبلاگ گروهی مادرانه با عنوان اهمیت قصه ها برای خردسالان قرار داده­ام.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 8:47 روز چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387

نام: آقا کوچولوی شاد

نویسنده: راجر هارگریوز

مترجم: شهلا دوستانی

بازنویس: شیوا دوستان

ناشر: گوهر دانش

مجموعه: کوچولوها-34

گروه سنی: ب

تلفن ناشر:۲۲۲۲۰۱۵۹

آقا کوچولوی شاد

در سرزمین شاد همه موجودات خندان و شاد هستند. آقاکوچولوی شاد در سرزمین شاد زندگی می­کند. یک روز که در جنگل قدم می­زد، متوجه شد درون کنده­ی یک درخت بسیار بزرگ در زرد رنگی وجود دارد. درون خانه کسی را دید که کاملا شبیه خودش بود اما خیلی ناراحت و غمگین بود. آقاکوچولوی غمگین دلش می­خواست شاد باشد اما نمی­دانست چگونه. آقا کوچولوی غمگین همراه آقا کوچولوی شاد از خانه خود خارج شد و پس از گذشت چند روز فهمید که کافی است بتواند همه را دوست داشته باشد و دل خود را پر از محبت کند تا بتواند بخندد و شاد باشد.

 آقاکوچولوی شاد

کتاب داستان بسیار خوبی دارد و به نکات مهم و آموزنده­ای به طور غیرمستقیم اشاره می­کند.نباید از کنار غم هیچ­کس بی تفاوت عبور کرد. تلاش آقاکوچولوی شاد برای خنداندن آقا کوچولوی غمگین زیبا و ستودنی است. آقا کوچولوی شاد بی­تفاوت از کنار آقاکوچولوی غمگین رد نشد و همه سعی خود را برای خنداندن او کرد. در ضمنِ داستان مشخص می­شود که شاد بودن نیازمند محبت است و دوست داشتن دیگران است که لب­خند را به لب و شادی را به دل ما می­آورد. هم­چنین می­آموزیم که شادی مُسری است؛ وقتی آقا کوچولوی غمگین خندید همه اهالی سرزمین شاد خندیدند و روز بسیار شادی را گذراندند.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 13:0 روز شنبه شانزدهم آذر 1387

نام: کاش پاهای اردکی داشتم.

نویسنده: دکتر زیوس

مترجم: رضی هیرمندی

تصویرگر: ب. توبی

مجموعه: قصه­های یک جورکی

گروه سنی: ب و ج

ناشر: کتاب­های فندق، واحد کودک مؤسسه نشر افق

وب سایت:www.ofoqco.com

تلفن ناشر: 66413367

قیمت: 2000 تومان

خرید اینترنتی کتاب: کتاب در سایت ناشر

 کاش پاهای اردکی داشتم

"● فکرش را بکنیدچی می­شد اگر پاهای­تان عین پاهای اردک بود؟ یا این که مثل گوزن شاخ داشتید و یا مثل فیل یک خرطوم خیلی دراز! آن وقت لابد خیلی خوش به حال­تان می­شد. حالا اگر همه این­ها را یک جا می­داشتید چه؟

● دکتر زیوس، نویسنده، شاعر و کاریکاتوریست آمریکایی است که با چاپ اولین قصه­اش، انقلابی در ادبیات کودکان به پا کرد. از آثار دکتر زیوس که بیش از صد میلیون نسخه از آن در سراسر دنیا به فروش رسیده، شمار زیادی کارتون و فیلم سینمایی ساخته شده است. "

من کتاب طنز «کاش پاهای اردکی داشتم» را از بین کتاب­های مجموعه با فرهنگ ما متناسب­تر دیدم. در واقع داستان کتاب به فرهنگ خاصی تعلق ندارد، اما دیگر کتاب­های مجموعه در دید اول با فرهنگ ایرانی ما تناسبی نداشتند.

این کتاب برای کودکانی که به طنز علاقه دارند، جالب است و آن­ها را خنده وامی­دارد. در عین حال نتیجه آخر داستان یعنی"حالا می­فهمم توی دنیا چیزهایی هست که دلم نمی­خواهد مثل آنها باشم. با این حساب بهتره آرزو کنم مثل خودم باشم.فقط مثل خودم!" نتیجه خوب و قابل توجهی است.

باهمه چیز همه کاره

در داستان کتاب راوی همیشه با داشتن یک ویژگی متفاوت قصد دارد "بیل گندهه" را جلوی دیگران ضایع کند" اگر پای اردکی داشتم، سر به سر بیل گندهه می­گذاشتم. می­گفتم:«دلت بسوزه که پای اردکی نداری! تو تمام شهر، فقط منم که پاهای این شکلی دارم.»" این بیان قطعا زیبا نیست اما با احتساب سن کودکی که کتاب برایش مناسب است و توجه به این که باید مفاهیم مهربانی و همنوع دوستی را پیش از این به کودک آموزش داده باشیم و در او نهادینه شده باشد و توجه دادن به بد بودن این طرز بیانِ راوی در حین خواندن کتاب برای کودک، این مسأله قابل اغماض است. در یکی، دو مورد دیگر هم من هنگام خواندن برای پسرم در متن کتاب اندکی تغییر می­دهم، اما در مجموع "کاش پاهای اردکی داشتم" را برای پسر 6 ساله­ام کتاب خوبی می­دانم.

کتاب دو زبانه است. در انتهای کتاب متن انگلیسی آن با تصاویر کوچک­تر آورده شده که متنی بسیار ساده است. برای بچه­هایی که می­خواهند جهت آموزش، داستان انگلیسی بخوانند، بسیار مناسب است.

صفحه اول بخش انگلیسی

بین دو بخش فارسی و انگلیسی، یک صفحه درباره نویسنده وجود دارد که به زندگی دکتر زیوس و علت این نام، دکتر زیوس، اشاره شده است.

 



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 11:53 روز پنجشنبه سی ام آبان 1387

نام:قصه های کوچک برای بچه های کوچک، 17 قصه برای کودکان

نویسندگان: شکوه قاسم­نیا، جعفر ابراهیمی (شاهد)

تصویرگران: غلامعلی مکتبی، مهرنوش معصومیان

مجموعه: قصه­های کوچک برای بچه­های کوچک

گروه سنی: 7 تا 12 سال. برای کودکان 5 تا 7 سال می­توان بلندخوانی کرد.

ناشر: کتاب­های بنفشه، واحد کودکان و نوجوانان مؤسسه انتشارات قدیانی

وب سایت:www.ghadyani.ir

قیمت: 1500 تومان

این اثر در پایان کتاب فارسی اول و دوم دبستان به عنوان کتاب مناسب معرفی شده است.

 

 این مجموعه از سه کتاب زیر تشکیل شده که به صورت مستقل نیز در بازار وجود دارند. من زیاد از داستان‌های کتاب خوشم نیامد. اما در شرایطی که به نظرم همه کتاب‌ها برای سنین زیر سه سال و یا بالای دبستان مناسب هستند، کتاب داستانی بهتر از اینها برای پسرم که ۵ سال دارد پیدا نکردم. سعی کردم با مطالعه داستان‌ها و تغییراتی در روند داستان یا حذف بعضی از داستان‌ها با جمله"پسرم این داستانش بیخوده. نمیخونم برات" اشکالات رو رفع کنم. در زیر مختصری از همه ۱۷ داستان را آورده‌ام. شاید من زیادی حساس هستم و به نظر شما برای بچه‌ها مناسب باشند.

ضمنا می‌توانید با کلیک روی نام هر کتاب، صفحه معرفی آن در سایت ناشر را مشاهده کنید.

کتاب اول:پسته دهان بسته و 4 قصه دیگر
نویسنده:شکوه قاسم­نیا/تصویرگر: غلامعلی مکتبی
30 صفحه

داستان­ها:قرمزی، سه تا دوست، آقا کمده،پسته دهان بسته، زنبورک وزوزی.

قرمزی:قرمزی رنگ کفش پری کوچولو بود که پری دوستش نداشت. یه روز که چری کفشش رو پرت کرد وسط حیاط، قرمزی از روی کفشش پرید. در جریان داستان پری چیزهای قرمز زیادی را می­بیند و به زیبایی رنگ قرمز و اهمیت مراقبت از کفشش پی می­برد.

سه تا دوست: "یک کفشدوزک بود که خال نداشت. یک شاپرک بود که بال نداشت. یک جیرجیرک بود که حال نداشت." این سه تا دوست در داستان به یک مورچه کوچولو می­رسند که به کمک آن­ها نیاز دارد و کمک به او باعث می­شود که در پایان داستان"هر سه تا دوست، زنگی خوب و خوش و تازه­ای را شروع کردند."

آقاکُمُده:"یک کمد چوبی بود که درش همیشه باز بود. کمد چوبی مال یک دختر کوچولو بود."یک روز که دختر به مهمانی رفت، تعدادی حشره که در کمد را باز دیدند، بدون توجه به خواهش­های کمد، وارد شدند و آنجا برای خودشان لانه کردند. دختر که برگشت صدای گریه کمد را شنید و رفت سراغ مهمانهای کمد. برای هر کدام خانه مناسب خودش را پیدا کرد. "دخترکوچولو با دستمال کمد را تمیز کرد و قول داد که دیگر دَرش را باز نگذارد."

پسته دهان­بسته: یک پسته دهان­بسته مهمان سه بچه قورباغه شیطان می­شود.بچه­ها از این همبازی جدید که مادرشان به لانه آورده بود خوششان نیامد. در طول داستان پسته برای نجات جان بچه­ها ، خودش را پرت می­کند روی سنگ و دهانش باز می­شود و بچه­ها هم به خاطر این کار با او دوست می­شوند.

زنبورک وزوزی: "یک زنبورک  وزوزی بود که دنبال همبازی می­گشت." همه از او به خاطر نیش تیزش می­ترسند و دوست نمی­شوند. در نهایت گل سرخ با او دوست می­شود.چون گل سرخ می­داند که زنبورک وزوزی با نیشش شیره او را می­خورد و عسل شیرین و خوشمزه درست می­کند.

 


کتاب دوم:آقا موش باهوش و 4 قصه دیگر
نویسنده:شکوه قاسم­نیا/تصویرگر: غلامعلی مکتبی
31 صفحه

قصه­ها: آشتی، آشتی. از چی بترسم،ازچی نترسم؟ سیب کال و ماهی قرمز. نصفِ مصفِ نصفه یک لقمه . آقاموش باهوش

آشتی،آشتی: "مامان گفت«اسباب­بازی­هایت را از سر راه جمع کن!» دختر گفت«نمی­توانم، حوصله ندارم!»..."مامان و دختر با هم قهر کردند. بابا که خانه آمد و اوضاع را دید با آن­ها قهر کرد. مامان­بزرگ و گربه هم قهر کردند. گربه غذا را ریخت ، دست مامان­بزرگ سوخت، پای بابا و سر مامان(به خاطر برخورد با وسایل دختر) درد گرفت. دختر معذرت­خواهی کرد. مامان و دختر آشتی کردند. و همه آشتی کردند.

از چی بترسم،ازچی نترسم؟: جوجه کوچولویی که سحر از تخم درآمده، از مادر پرسید که از چی از چی بترسم،ازچی نترسم؟ جواب مادر «دشمن ما،روباه و دوست ما،خورشید» بود. اما روباه با دروغ­هایش به جوجه می­قبولاند که خورشید است.در نهایت با طلوع خورشید دروغ روباه برملا می­شود و جوجه نجات پیدا می­کند.

سیب کال و ماهی قرمز: سیب کال کوچولو از بالای درخت ماهی قرمز را در رودخانه دید و خواست که به او برسد. کلاغ در ازای زدن یک نوک به او او را از درخت پایین انداخت. در راه رودخانه هر حیوانی یک گاز از او گرفت و او را قل داد تا به رودخانه برسد. در آخر ماهی قرمزی­اش را به سیب کال گاز زده می­دهد و "یک ماهی سفید، با یک سیب گاز زده قرمز، توی رودخانه شنا می­کردند."

نصف نصف نصفه یک لقمه: مادر فاطمه یک لقمه نان و پنیر به او داد.فاطمه نصف لقمه را به کلاغ داد. کلاغ نصف نصف لقمه را به گنجشک داد.  گنجشک نصف نصف نصف لقمه را به گربه داد، اما گربه طمع کرد و نصف نصف نصفه لقمه را رها کرده برای خوردن جوجه کوچولو نقشه کشید. اما فاطمه رسید و جوجه را نجات داد. گربه خواست همان نصف نصف نصفه یک لقمه را بخورد که دید مورچه‌ها و بقیه حشرات کوچک آن را خورده‌اند.

آقاموش باهوش:صف آقاموشه به سراغ گربه می‌رود و به او می‌گوید من می‌خواهم تو منو بخوری اما چشاتو ببند که من نترسم. گربه چشمانش را می‌بندد و موش یک سنگ پرت می‌کند در دهانش. سنگ‌های بعدی به اسم خواهر و برادر موش به دهان گربه پرتاب می‌شوند و در ـخر موش با حرفهایش گربه را برای آب خوردن لب حوض می‌برد و گربه در آب می‌افتد. 


من نمی‌دانم آیا درست است که ما دروغ‌گویی را به نام باهوش و ذکاوت معرفی کنیم؟
 


کتاب سوم:چاقالو کوچولو و 6 قصه دیگر
نویسنده: جعفر ابراهیمی شاهد /تصویرگر: مهرنوش معصومیان
32 صفحه

قصه­ها: دوست کوچک من،مهمانی،جشن تولد،سرماخوردگی،سفر،باغ سیب، هدیه

در داستان اول زهرا، دختر کوچولویی که داستان­ها از زبان اوست، دوست کوچک خود، چاقالو کوچولو ، که یک خرس کوچولوی چاقالو است، معرفی می­کند و روابط خودش با چاقالوکوچولو را شرح می­دهد.

"گاهی وقت­ها تنهایی می­رود توی کوچه، یک روز به چاقالو کوچولو گفتم: چاقالوکوچولوی من، اکر همین­طور هرجا دلت خواست بروی، من دیگر با تو دوست نمی­شوم.
می­دانید او چه کار کرد؟ به جای این­که گوش­هایش را چند بار تکان بدهد و چند بار از من تشکر کند، با من قهر کرد. آخر او قهر کردن را هم خیلی خوب بلد است...."

در داستان دوم  زهرا می­خواهد به مهمانی برود و چون قصد ندارد خرس کوچولو را با خود ببرد، چاقالو کوچولو با او قهر می­کند، وقتی زهرا جریان را به ماردش می­گوید،مادر از آن­ها قول می­گیرد که در مهمانی شلوغ نکنند و اجازه می­دهد که چاقالوکوچولو هم همراه آن­ها برود.

در داستان سوم زهرا و چاقالوکوچولو برای جشن تولد عروسک دوست زهرا دعوت شده­اند. در راه برگشت به خانه باز چاقالوکوچولو قهر می­کند و فقط با فهمیدن نزدیک شدن روز تولدش یعنی روزی که داییِ زهرا او را برایش خریده، خوشحال می­شود.

در داستان «سرماخوردگی» چاقالوکوچولو به خاطر اصرار خودش در یخچال می­ماند تا در خنکی آن بخوابد و چون زهرا یادش رفته او را از یخچال دربیاورد، حسابی سرما می­خورد. مادر به زهرا کمک می­کند تا چاقالوکوچولو را که تب کرده پاشویه کند و حال او بهتر شود. چاقالوکوچولو بعد از معذرت­خواهی زهرا به خاطر فراموش کردنش در یخچال، با او آشتی می­کند.

در داستان «سفر» زهرا و عروسکش یه خانه عمو در روستا می­روند. وقتی زهرا با دخترعمویش مشغول آب بازی می­شوند، چاقالو کوچولو در آب می­افتد و با تلاش زیاد بچه­ها از آب نجات پیدا می­کند. این بار هم با زهرا قهر می­کند که چرا مواظبم نبودی و من را کنار آب گذاشتی. و با معذرت خواهی زهرا و آشتی کردن خرس کوچولو داستان به خیر و خوشی تمام می­شود.

داستان بعد در همان روستا اتفاق می­افتد. وقتی همه به باغ سیب رفتند، چاقالو کوچولو اصرار می­کند که سیب بچیند و زهرا او را بالای درخت می­گذارد. شب که به خانه برگشتند زهرا یاد چاقالوکوچولو می­افتد که بالای درخت مانده. فردا صبح به باغ می­رود و چاقالو کوچولو را که گردنش کج شده پایین می­آورد و می­خواباند تا حالش خوب شود.در اسن داستان هم وقتی زهرا به خاطر اشتباهش معذرت­خواهی کرد، چاقالوکوچولو آشتی کرد.

داستان آخر داستان جشن تولد چاقالوکوچولو است. تولد چاقالو کوچولو روزهای آخر شهریور است و زهرا از اول مهر به کلاس اول می­رود. هدیه زهرا به خرس کوچکش یک عروسک است که وقتی زهرا به مدرسه می­رود، چاقالوکوچولو تنها نباشد و با او بازی کند.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 13:48 روز پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387

نام:در آداب غذا خوردن

نویسنده:اعظم تبرایی

تصویرگران:علی خوش‌جام-یاسمن اکبری

ناشر:نوای مدرسه

گروه سنی:الف و ب

مجموعه:آفرین دختر گلم

قیمت:۵۰۰ تومان

نشانی دفتر مرکزی ناشر: تهران، خ ایرانشهر شمالی، نرسیده به طالقانی، شماره ۱۳۰، طبقه دوم، واحد۵ - تلفن: ۸۸۲۰۵۸۳ - فاکس: ۸۸۲۲۸۴۵

در آداب غذا خوردن

این کتاب بیست و پنجمین جلد از مجموعه "آفرین دختر گلم" است . شخصیت اصلی کتاب دختری به نام "سارا" ست که در این کتاب آداب غذا خوردن را به خوبی رعایت می‌کند.پشت جلد کتاب با عنوان "سخنی با بزرگترها" چنین آمده است:

"والدین همیشه دوست دارند فرزندانی مؤدب داشته باشند. یکی از آدابی که بسیار مورد توجه والدین است، آداب غذا خوردن است؛ به‌ویژه در میهمانی‌ها......
اما متأسفانه گاهی اوقات کودک برخی از نکاتی را که بارها به او توصیه شده است رعایت نمی‌کند. زیرا امر و نهی والدین برای کودکان تکراری شده ...
حال، اگر همان امر و نهی‌های والدین ،در یک کتاب، آن هم با زبانی بسیار ساده و گویا بیان شود، به‌خوبی ملکه ذهن کودک می‌شود. "

در آداب غذا خوردن

سارا دختر خیلی خوبی است. سارا در پهن کردن سفره و چیدن آن به مادرش کمک می کند. سارا قبل از غذا خوردن دستهایش را می‌شوید. سارا قبل از غذا خوردن «بسم الله الرحمن الرحیم» می‌گوید.سارا وقتی می‌خواهد روی پلویش خورشت بریزد، قاشق را در تمام ظرف خورشت نمی‌چرخاند.سارا هیچ وقت قبل از آمدن بزرگترها غذا خوردن را شروع نمی‌کند.سارا بعد از غذا خوردن، خدا را شکر می‌کند و از مادرش تشکر می‌کند.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 10:34 روز سه شنبه دهم اردیبهشت 1387

نام:خانه ای برای بچه خرس

نویسنده: کارن گونتورپ

مترجم: مهدی شهشهانی

تصویرگر: آتیلیو کازینلی

ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

گروه سنی: الف

نشانی مرکز پخش ناشر:تهران، خ فاطمی، خ حجاب ، جنب هتل لاله. تلفن: ۸۸۵۵۲۹۹ و ۸۸۵۵۳۰۲

نشانی اینترنتی ناشر: www.kanoonparvaresh.com

لینک کتاب در سایت کانون: خانه ای برای بچه خرس

خانه ای برای بچه خرس

 خرس کوچولوی قرمز در غار تاریکی دور از جنگل زندگی می کرد. یک روز تصمیم گرفت به جنگل برود و در آنجا زندگی کند. در جنگل با کمک سنجاب بالای درخت برای خودش خانه ای ساخت و از تمام دوستان سنجاب خواستند تا به دیدن خانه جدید بیایند. پرستو،خارپشت،قورباغه،دارکوب،خرگوش،گورکن و جغد به دیدن خانه آمدند . 

خانه ای برای بچه خرس

مزیت کتاب این است که کودک با نام و تصویر تعداد زیادی از حیوانات جنگل آشنا می‌شود. تصاویر بسیار ساده هستند و کودک ِعلاقه‌مند به نقاشی به راحتی می‌تواند با تقلید از آنها تصاویر حیوانات را نقاشی کند. در آخر کتاب هم تصاویر همه صفحه‌ها به صورت کوچک و رنگ نشده چاپ شده‌اند.
اما اشکالی که به نظر من دارد، این است که خرس کوچولو در کنار سنجاب و بالای درخت برای خودش لانه می‌سازد و این در دنیای واقعی ممکن نیست. اما صمیمیتی که بین خرس و سنجاب وجود دارد زیبا و قابل ستایش است.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 18:14 روز یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387

 نام:خطر در خیابان

نویسنده:اعظم تبرایی

تصویرگران:علی خوش‌جام-یاسمن اکبری

ناشر:نوای مدرسه

گروه سنی:الف و ب

مجموعه:آفرین پسر گلم

قیمت:۵۰۰ تومان

نشانی دفتر مرکزی ناشر: تهران، خ ایرانشهر شمالی، نرسیده به طالقانی، شماره ۱۳۰، طبقه دوم، واحد۵ - تلفن: ۸۸۲۰۵۸۳ - فاکس: ۸۸۲۲۸۴۵

خطر در خیابان

این کتاب اولین جلد از مجموعه"آفرین پسر گلم" است که در آن نحوه برخورد با خطرات خیابان از طریق پسر خوب کتاب‌های آفرین پسر گلم یعنی سامان به خوانندگان کودک آموزش داده می‌شود.

ناشر پشت جلد کتاب توضیح می‌دهد:

"... اگرچه بزرگ‌ترها غالبا مانع از خطر می‌شوند اما آیا می‌شود همواره به دنبال بچه‌ها بود؟بهتر است قبل از هر حادثه‌ای کودک را باخطرها آشنا کرد تا این آشنایی و آگاهی مانند نگهبانی همراه او باشد......
مطالب و تصاویر گویای این کتاب باعث می‌شود تا کودک شما با خطرهایی که در گوشه و کنار خیابان در کمین او نشسته است، آشنا شود  و نکات ایمنی در خیابان را رعایت کند."

خطر در خیابان

سامان می‌داند که باید از محل خط‌کشی عابر پیاده بگذرد.سامان در خیابان‌های شلوغ، دستش را به بزرگ‌ترهایش می‌دهد.سامان آدرس خانه‌شان را بلد است. او هیچ‌وقت دست یا سرش را از پنجره ماشین بیرون  نمی‌برد.سامان هیچ‌وقت با سه‌چرخه‌اش به خیابان نمی‌رود.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 14:1 روز چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387

نام: آقا کوچولوی پرحرف

نویسنده: راجر هارگریوز

مترجم: شهرزاد کریمی

بازنویس: شیوا دوستانی

مجموعه: کوچولوها

ناشر: نشر گوهر دانش

قیمت:۲۵۰ تومان

آدرس ناشر: تهران،میدان محسنی،خیابان وزیری، کوچه کاووسی، پلاک ۵. تلفن: ۲۲۲۰۱۵۹ - نمابر:۷۴۹۳۸۱۱ - gohardanesh@hotmail.com

آقاکوچولوی پرحرف

آقا کوچولوی پرحرف یکی از اهالی شهر آدم کوچولوهاست. هر کدام از اهالی شهر یک ویژگی بارز دارد که با آن نامگذاری شده است. آقاکوچولوی پرحرف هم همیشه در حال صحبت کردن است. یک روز که برای خرید کلاه جدید به فروشگاه رفته است، آقای کلاه فروش برای او یک کلاه عجیب سفارش می‌دهد که باعث می‌شود آقا کوچولوی پرحرف کمتر حرف بزند و سکوت کند!

آقا کوچولوی پرحرف-صفحه 19 و 20

از این مجموعه کتابهای زیادی چاپ شده است. روی جلد کتاب آقاکوچولوی پرحرف تصویر 40 تا آقاکوچولوی دیگر وجود دارد. تعداد خانم کوچولوها هم باید همین حدود باشد.

من شخصا کتاب‌های این مجموعه را خیلی نمی‌پسندم. محتوای آموزشی زیادی ندارند و گاهی بیش از حد خیالی و رؤیایی هستند . با این وجود این داستان را دوست دارم. پسرم اما به همه کتاب‌های مجموعه علاقه دارد.

روایت کتاب کاملا قصه گویی و خطاب به بچه‌هاست.  کتاب این‌گونه آغاز می‌شود:

"آقا کوچولوی پرحرف!
حتما می‌توانید حدس بزنید که او چگونه آدمی است؟
بله او کسی است که خیلی زیاد حرف می‌زند.
آقاکوچولوی پرحرف مرتب با هرکس و در مورد هر چیزی صحبت می‌کند."

و با این جمله‌ها به پایان می‌رسد:

"....به همین خاطر همه از کلاه جدید آقاکوچولوی پرحرف خوششان آمد.
فکر می‌کنم شما هم از کلاه جدید آقاکوچولوی پرحرف خوشتان آمد.
درسته؟"

تصاویر کتاب هم زیبا و با رنگ‌های شاد هستند. اما نامی از تصویرگر در ابتدای کتاب نیامده است!



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 13:51 روز یکشنبه یکم اردیبهشت 1387

نام:در عادات غذا خوردن

نویسنده:اعظم تبرایی

تصویرگران:علی خوش‌جام-یاسمن اکبری

ناشر:نوای مدرسه

گروه سنی:الف و ب

مجموعه:آفرین پسر گلم

قیمت:۵۰۰ تومان

نشانی دفتر مرکزی ناشر: تهران، خ ایرانشهر شمالی، نرسیده به طالقانی، شماره ۱۳۰، طبقه دوم، واحد۵ - تلفن: ۸۸۲۰۵۸۳ - فاکس: ۸۸۲۲۸۴۵

nv uhnhj ybh o,vnk

والدین همیشه دوست دارند فرزندان آنها غذاهای سالم ، مقوی و مفید بخورند و تمایلی به خوردن تنقلاتی که ارزش غذایی چندانی ندارند، نداشته باشند. آنان دوست دارند فرزندانشان به خوردن صبحانه، به ویژه شیر علاقه نشان دهند و عادات خوب غذا خوردن را رعایت کنند. البته کودکان بیشتر توجهی چندانی به این خواسته والدین نمی‌کنند ؛ چون انگیزه و الگویی برای این کار ندارند.

در عادات غذا خوردن- صفحه 15 و 16

سامان شخصیت اصلی کتاب‌های"آفرین پسر گلم" صبحانه خوردن را خیلی دوست دارد، هر روز شیر می‌خورد و می‌داند اگر صبحانه نخورد کسل و بی‌حال می‌شود.سامان همه غذاها را دوست دارد . او با غذایش زیاد نوشابه نمی‌خورد.سامان غذا غذا را نه خیلی آرام و نه خیلی تند می‌خورد، غذا را خوب می‌جود و بعد قورت می‌دهد.سامان به جای آبنبات و شکلات، میوه‌های تازه و خوشمزه می‌خورد.سامان بعد از غذا خوردن ، خدا را شکر می‌کند.



دسته بندی : داستان ها




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 15:1 روز چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387

نام:در ادب و احترام

نویسنده:اعظم تبرایی

تصویرگران:علی خوش‌جام-یاسمن اکبری

ناشر:نوای مدرسه

گروه سنی:الف و ب

مجموعه:آفرین پسر گلم

در ادب و احترام

"در ادب و احترام" پانزدهمین جلد از مجموعه " آفرین پسر گلم" است که درباره کودکی بسیار مؤدب به نام سامان است. سامان به همه احترام می‌گذارد و شخصیتی مثبت و دوست‌داشتنی دارد. کودک با خواندن کتاب می‌آموزد که رفتارهای او از نگاه دیگران دور نیم‌ماند . او با رفتارهای خوب، شایسته و مؤدبانه آشنا می‌شود و درمی‌یابد که این گونه رفتارها بدون پاسخ نمی‌ماند  و با مؤدب بودن می‌تواند محبوبیت پیدا کند.

در مورد این مجموعه کتاب و شخصیت اصلی آن در همین وبلاگ توضیحات مختصری داده‌ام .  

در ادب و احترام- صفحه 9 و 10

"سامان در وقت غذا خرودن با دهان پر حرف نمی‌زند . او اول لقمه‌اش را قورت می‌دهد ، بعد حرف می‌زند.اگر وقتی که دهانش پر است، مجبور شود حرف بزندف با دست جلوی دهانش را می‌گیرد...."



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 11:8 روز چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387

نام:تولدت مبارک ای ماه قشنگ

نویسنده: فرانک آش

مترجم: فریده طاهری

گروه سنی: الف

ناشر:کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان 

قیمت: ۶۵۰ تومان

تولدت مبارک ای ماه قشنگ

 خرس تصمیم می گیرد برای روز تولد ماه هدیه ای به او بدهد. داستان کتاب بر اساس پدیده پژواک است و خرس پژواک صدای خودش در کوه را سخن ماه می پندارد و روند داستان شکل می گیرد که روند زیبایی است.

تولدت مبارک ای ماه قشنگ

و لینک کتاب در سایت کانون پرورش فکری پرورش کودکان و نوجوانان: تولدت مبارک ای ماه قشنگ



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 17:2 روز دوشنبه سیزدهم اسفند 1386

نام:فراموشکاری؟! نه!

نویسنده: جوی بری

مترجم: امیر صالحی‌طالقانی

انتشارات: نوای مدرسه

قیمت: ۴۵۰ تومان

نشانی انتشارات: تهران،پل کریم‌خان،ایرانشهر شمالی،نرسیده به طالقانی،روبروی سازمان ترافیک،شماره ۱۳۰،طبقه دوم، واحد۵ - تلفن: ۷۷۲۰۵۸۳ - نمابر: ۸۸۸۲۲۸۴۵

فراموشکاری نه

این کتاب ، کتاب ۱۵ از مجموعه بچه خوب می‌گه هست که اخلاق و ویژگی‌های منفی رو بیان کرده و مشکلات ناشی از اون رو برای شخصیت اصلی نشون می‌ده ، و بعد راه‌حل‌های گوناگونی جهت رفع آن‌ها ارئه می‌دهد. روی جلد کتاب نوشته شده گروه سنی ب و ج ، اما من به سفارش مدیر مهد محمد آن‌ها را برای او تهیه کرده و مفید یافته‌ام.

از آنجایی که نویسنده کتاب ایرانی نیست، اسامی شخصیت‌ها ایرانی نیستند. من چون به بومی‌سازی عقیده دارم، قبل از خواندن کتاب برای همه شخصیت‌ها اسم ایرانی انتخاب می‌کنم و اسم منتخب خود را به جای آن‌ها را در سراسر کتاب می‌نویسم تا اگر کس دیگری به‌جز خودم کتاب را برای پسرم خواند همان اسم را بگوید. مثلا در این کتاب به جای لنی، شایان گذاشته‌ام.

کتاب خیلی حال و هوای داستانی ندارد اما بر خلاف انتظار من که پسرم از مستقیم بودن آموزش خوشش نیاید، خیلی هم مورد استقبالش واقع شد و البته حتما تصاویر زیبای کتاب هم بر این جذابیت افزوده است. صفحه‌های سمت راست کتاب تصاویری هستند از مکالمات شخصیت اصلی با دیگران که مشکل مطرح شده در کتاب را به تصویر کشیده‌اند و شخصیت طنزی مثل گربه و جمله‌های کوتاه نوشته شده از طرف آن‌ها فضای شادی را به کتاب می‌بخشد.

فراموشکاری نه

شایان(همان لنی کتاب) همه چیز را فراموش می‌کند . در کتاب چندیدن نمونه از فراموشکاری‌های شایان ذکر شده‌اند تا این‌که یک بار شایان فراموش می‌کند نامه معلمش را به مادر بدهد و خیلی ناراحت می‌شود.

"شایان از مامان خواست تا به او کمک کند تا عادت فراموش‌کاری را ترک کند. مامان چندیدن راه را به او یاد داد.مامان به شایان گفت:

  • همیشه کارهای مهمی را که باید انجام بدهی روی کاغذ بنویس و در جایی بگذار که هر لحظه بتوانی آن را ببینی
  • از یک نفر بخواه چیزی را که نباید فراموش کنی به تو یادآوری کند. "

البته من گاهی مجبور به اضافه کردن مطالبی هم می‌شوم، مثلا به راهکار اول مادر این جمله را هم افزوده‌ام"...بنویس یا یک نقاشی بکش که آن کار را به یادت بیاورد و در جایی بگذار که..."

و در آخر

"شایان تصمیم گرفته‌است که بچه‌ی خوبی باشد.او می‌داند:<<بچه‌ی خوب میگه؛ فراموش‌کاری؛نه!>>"

و این بخش آخر را پسر من با تمام هیجان خودش می‌گوید: بچه خوب می‌گه: فراموشکاری نَه! 

 



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 0:11 روز شنبه یازدهم اسفند 1386

نام: بازی ماه و ستاره

نویسنده: طاهره ایبد

تصویرگر: فرشته نجفی

انتشارات :مدرسه

بازی ماه و ستاره

این کتاب یکی از کتاب‌های مجموعه"قصه‌های خواندنی،قصه‌های شنیدنی" است. دبیران این مجموعه مصطفی رحماندوست و محبت‌اله همتی هستند. انتشارات مدرسه این کتاب‌ها را برای تأمین مواد و منابع آوزشی مهدکودک‌ها و دوره‌های پیش‌بستانی و نیز کمک به اولیا و مربیان در آموزش مفاهیم اجتماعی، ارزشی و علمی به کودکان تهیه و تألیف کرده‌است.

 ستاره کوچولو اخم کرده بود و هی بهانه می‌گرفت. ماه که مامان ستاره بود، به او گفت:"ستاره کوچولو چرا اخم کردی؟" ستاره گفت:"من حوصله‌ام سر رفته."

...

خانم ماه فکر کرد و گفت:"من طناب می‌شوم، تو مرا بگیر و طناب بزن." ستاره خندید.

.........

کم‌کم چشم‌های ستاره کوچولو بسته شد و او به خواب رفت.

این روند کلی داستان بود. رابطه ستاره و مامان ماه خیلی دوستانه و زیباست. و انی که آخر داستان ستاره به خواب می‌ره نکته جالبیه. خصوصا باری مادرانی که برای خواباندن کودکشان مشکل دارند. یکی از راه حل‌هایی که به من داده بودند برای حل مشکل خواب پسرم این بود که داستانی برای او بگویم که شخصیت‌هایش آجر کار به خواب می‌روند. داستان بازی ماه و ستاره این ویژگی را دارد، علاوه بر این که کل فضای داستان مهربانانه و پر از بازی و شادی است.

بازی ماه و ستاره- صفحه 7

سایت انتشارات مدرسه را پیدا کرده‌ام اما در بخش محصولات نتوانستم کتاب‌های این مجموعه را پیدا کنم. اما در بخش ارتباط با ما نوشته که از طریق تلفن نیز سفارش دریافت می‌کنند.

نشانى و تلفن انتشارات مدرسه : تهران – خيابان شهيد سپهبد قرنى – نرسيده به پل کريمخان زند – کوچه شهيد محمود حقيقت طلب – شماره ٣٦ ، کد پستى ١٥٩٨٨ ، صندوق پستى ١٩٤٩/ ١٤١٥٥٥ تلفن : ٩ – ٨٨٨٠٠٣٢٤ فکس : ٨٨٩٠٣٨٠٩



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 18:32 روز سه شنبه ششم آذر 1386

نام:کلاغک و کودکستان

نویسنده:محمدرضا شمس

تصویرگر: ندا شیدوش

انتشارات: مدرسه

مجموعه: قصه های خواندنی ، قصه های شنیدنی

کلاغک و کودکستان

داستان درباره کلاغ کوچکی است که پدر و مارش هر روز از صبح تا غروب سر کار هستند و کلاغک در خانه تنهاست. روز اولی که در خانه جدید که روی یک درخت چنار است تنها مانده ، صدای بچه ها را  ازپایین درخت می شنود. و روز بعد همراه مادر برای ثبت نام به مهد می رود .ابتدا با مخالفت مدیر مهد مواجه می شوند ولی بعد به خاطر اصرار شاگردان مهد مدیر راضی به ثبت نام کلاغک می شود.

داستان روان و شیرین بیان شده است و تصاویر زیبا کار شده اند. کلاغک شخصیت محبوبی برای خواننده کودک خود می شود.
طی داستان هم مضرات تنهایی کلاغک و هم فواید مهد کودک بیان شده اند. در مورد تاثیر کتاب روی بچه هایی که به مهد کودک علاقه ندارند نمی توانم اظهار نظر قطعی داشته باشم ، چون محمد به راحتی مهد را پذیرفته اما به گمان من می تواند در این زمینه هم مفید باشد.



دسته بندی : کتاب کودک