نام: غول چمنزار
نویسنده: مرجان کشاورزی آزاد
تصویرگر: مجید کاظمی
گروه سنی: الف و ب
ناشر: کتابهای شکوفه – وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر
وبسایت ناشر: www.amirkabir.net
قیمت:1000 تومان

«اهالی دو روستای مجاور همیشه با هم بر سر چرای گوسفندانشان دعوا داشتند و هر کدام عقیده داشتند که گوسفندان ده دیگر، علفهای بیشتری از چمنزار را میخورد. یک روز وقتی دعوا بالا گرفت غول چمنزار با عصبانیت از خواب بیدار شد. معلوم شد تمام چمنزار قسمتهای مختلفی از بدن غول بوده است. اگر غول دوباره نخوابد، چمنزار هر دو روستا از دست میرود. چنین چیزی امکان دارد؟ »
این متن پشت جلد کتاب بود. بقیه داستان چه میشود؟ من به شما میگویم. کوچکترین چوپان ده، راز خواب غول چمنزار را میداند. چوپان شروع به نواختن نی لبک میکند و غول دوباره به خواب میرود.

من در داستان به لحاظ آموزشی نکته خاصی ندیدم. به نظر میرسد نویسنده افسانهای برای دلیل نواختن نیلبک توسط چوپانها ساخته است. هرچند برای فرزندان شهری و آپارتماننشین ما همین آشنایی با چوپان و نیلبک هم نکته آموزشی باشد.
نام: یوسف(ع)
نویسنده: حسین فتاحی
تصویرگر: حمیدرضا بیدقی
مجموعه: پیامبران و قصههایشان - 12
گروه سنی: 6تا 10 سالهها
ناشر: کتابهای بنفشه – واحد کودکان و نوجوانان مؤسسه انتشارات قدیانی
وبسایت ناشر: کتاب در سایت ناشر
قیمت:400 تومان

این مجموعه 26 جلدی به داستان پیامبران پرداخته که در جلد 12 داستان حضرت یوسف را بیان کرده است. داستان شیوا و مناسب سنین پیشدبستانی تا کلاس چهارم دبستان است، هرچند من هم از خواندن آن لذت میبرم.
در مورد داستانهای پیامبران نگرانیهای شخصی برای من بود که این مجموعه بسیاری از آنها را رفع کرده است. مثل این که در بسیاری از داستانها بخش عمده به نافرمانی قوم و عذاب خداوند مربوط است، در حالی که برای رده سنی زیر 8 سال بهتر است فقط از مهربانی خدا صحبت شود. دوستی این مجموعه را به من پیشنهاد کرد و تاکید کرد با دقت بعضی از جلدها را انتخاب کنم. داستانهایی که بیشتر به رابطه خدا با پیامبر پرداخته است و در مورد رابطه مردم با خدا و پیامبر نیست. مطمئنا رابطه خداوند و پیامبران بسیار زیبا ست.

در این مجموعه مسایل دیگری هم لحاظ شده، مثلا در همین کتاب یوسف(ع) به صورت خیلی مختصر به عشق زلیخا به یوسف پرداخته شده است، مسألهای که برای گروه سنی نوجوان و جوان بااهمیتتر است و لزومی ندارد کودکان در مورد آن جزئیات زیادی بدانند. در عوض به بخش توانایی خدادادی یوسف برای تعبیر خواب و عزیز مصر شدن و پشیمانی برادران از کار بد خود و گذشت یوسف توجه زیادی شده که همه مفاهیمی هستند بسیار مناسب سن کودکی.
از طرفی با توجه به پخش مجموعه یوسف پیامبر از تلویزیون و آشنایی نسبی بچهها با این پیامبر، خواندن داستانی که برای گروه سنی خودشان نوشته و پرداخته شده است، میتواند شیرین و دلنشین باشد.
این مجموعه به صورت تکجلدی، 5 کتاب در یک جلد و مجموعه کامل در یک جلد، در بازار موجود است. من به خاطر این که کتابها را به صورت جایزه در اختیار پسرم قرار میدادم، آنها را تکتک خریداری کردم. از طرفی امکان انتخاب داستانهای مطابق با معیارهای خودم نیز با این کار فراهم بود.
نام: کره اسب کوچولو
نویسنده: هیتر ایمری
مترجم: حسین فتاحی
تصویرگر: استیون کارترایت
مجموعه: قصههای مزرعه - ۵
گروه سنی: ب (پیشدبستانی ها و سالهای اول و دوم)
وبسایت ناشر: www.ghadyani.ir
قصههای مزرعه، مجموعه قصهای فوقالعاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسانهایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.
یک روز که بچهها همراه پدر به گردش میرفتند کره اسب کوچولوی غمگینی را دیدند که مال همسایه جدید آقای استون(شادمان) بود.آقای شادمان معتقد بود کره اسب چموش و رامنشدنی است. اما پوپک تصمیم گرفت از او مراقبت کند. یک روز که پوپک و پویا برای غذا دادن به اسب رفته بودند، دیدند افسارش لای چوبهای پرچین گیر کرده. پدر به کمک آنها آمد و اسب را نجات داد. اسب دنبال بچهها راه افتاد که مرد خشمگینی با چوبدستی از راه رسید. آقای استون(شادمان) بود که میخواست اسب را ادب کند. پوپک بازوی مرد را گرفت ومانع او شد. فردا صبح که بچهها دیدند که پدر اسب را برای آنها از آقای شادمان خردیه است و بسیار خوشحال شدند.

این داستان از معدود داستانهای مجموعه است که پدر در آن حضور دارد. اما حضور پدر بسیار صمیمی و گرم است.
در این داستان به جز تغییر اسامی افراد، من روند اختصاصی داستان را دو نفره کردم. داستان بیشتر تلاش پوپی(پوپک) بود و در آخر پدر اسب را برای او خرید، که من در همه داستان سم(پویا) را نیز شریک کردم.
این داستان نکات زیادی در خود دارد. اول که پدر با بچهها با گردش میرود. همراهی پدر با تصمیمی که پوپی(پوپک) برای مراقبت از اسب گرفت و کمک به او در موقع نیاز. در داستان مهربانی با حیوانات هست. و توجه به این نکته که حیوان با مهربانی رام بچهها شد، اما صاحب خشمگین و بداخلاق خودش نتوانست او را رام کند. و در آخر این که پدر اسب را برای بچهها خرید و جملهای که به کار برد، اشتراک زندگی با مادر را به خوبی نشان میدهد. پدر به بچهها گفت:"ما کره اسب را برای شما خریدیم."
توضیح بیشتر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار دادهام.
در این کتاب هم اردک زرد کوچولو با بچهها قایم موشک بازی میکند.
نام: بابا آمد، نان آورد
سراینده: مصطفی رحماندوست
تصویرگر: علی خدایی
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
گروه سنی: ب
وبسایت ناشر: www.kanoonparvaresh.com

کتاب در 30 صفحه، 15 شعر زیبا دارد که سه تای آن بسیار شناخته شده هستند و از آنها برای ساخت ترانههای کودک استفاده شده. اول شعر«به به به» که درمورد ورود بابا به خانه است و در سیما با استفاده از آن نماهنگی برای کودکان درست شده. دوم شعر «به پاییز سلام»، سلام به فصل پاییز/ به فصل باغ عریان/ به فصل زردی برگ/به فصل باد و توفان. و سوم شعر بسیار معروف«مهتاب لالا» که همه همسن و سالان مرا به یاد ساعت 9 شب رادیو سراسری آن زمان میاندازد و قصههای شیرین خانم قصهگوی مهربان. نمیدانم هنوز هم این برنامه از رادیو پخش میشود یا خیر؟

اشعار کتاب همان گونه که از نام پرآوازه شاعر، آقای رحماندوست، هم فهمیده میشود، بسیار پخته با وزن و قافیههای کامل و درست هستند و به صورت غیر عامیانه سروده شده است. به نظر من نباید در میان شعرهای محاورهای و بعضا به لحاظ وزن و قافیه ضعیف این روزها، این ترانههای قوی به فراموشی سپرده شوند.
تصویرسازی کتاب هم خوب و مناسب با متن اشعار است و احتمالا با این سوالاتی از این دست مواجه نمیشوید که «چرا لباس عروسکش آبیه؟ مگه شعرش نمیگه عروسک قشنگ من قرمز پوشیده» که هنگام خواندن بعضی داستانها و شعرها پبش میآید.
نام: گوسفند بازیگوش
نویسنده: هیتر ایمری
مترجم: حسین فتاحی
تصویرگر: استیون کارترایت
مجموعه: قصههای مزرعه - 4
گروه سنی: ب (پیشدبستانی ها و سالهای اول و دوم)
وبسایت ناشر: www.ghadyani.ir

قصههای مزرعه، مجموعه قصهای فوقالعاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسانهایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.
یکی از گوسفندهای خانواده بوت(امیدوار) ، پشمالو، از علف خوردن خسته میشود. یک روز از چراگاه بیرون رفته و مشغول خوردن انواع گلهایی شد که خانم بوت(امیدوار) میخواست برای نمایشگاه ببرد. مادر و بچهها به سمت نمایشگاه رفتند و پشمالو هم پشت سر آنها راه افتاد. پشمالو وارد میدان مسابقه گوسفندها شد. خانم امیدوار ناگهان چشمش به پشمالو افتاد. داور او را به عنوان گوسفند برنده انتخاب کرد و به او جایزه داد.

این داستان نکته اخلاقی یا مهارت اجتماعی خاصی در خود نهفته نداشت، اما رفتار متفاوت گوسفند و عاقبت خوب داستان آن را جذاب کرده است.
توضیح بیشتر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار آوردهام.
نام: تراکتور ترمز بریده
نویسنده: هیتر ایمری
مترجم: حسین فتاحی
تصویرگر: استیون کارترایت
مجموعه: قصههای مزرعه - 3
گروه سنی: ب (پیشدبستانی ها و سالهای اول و دوم)
وبسایت ناشر: www.ghadyani.ir

قصههای مزرعه، مجموعه قصهای فوقالعاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسانهایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.
همه کتابهای مجموعه با این جملهها شروع میشوند:
«اینجا مزرعه درخت سیب است. مزرعه مال خانواده بوت(امیدوار) است. اینها هم خانم بوت(امیدوار) و دو بچهاش پوپی(پوپک) و سم(پویا).»
بعد از این جملات داستان اصلی شروع میشود. در قصه «تراکتور ترمز بریده » وقتی آقای تد(توانا) در حال پایین رفتن از سرازیری تپه بود، ترمز تراکتور عمل نمیکند و با سرعت در گودال آب پایین دره میافتد. پوپی(پوپک) و سم(پویا) به خانه میروند و به آقای کالسکهران زنگ میزنند. آقای کالسکهران با اسبش، قهرمان، به کمک میآید و تراکتور را از آب بیرون میکشد.

در این کتاب هم نکاتی مانند همکاری و همیاری به وضوح وجود دارد. جنبه شوخی هم در داستان هست که بچهها را خندانده و شاد میکند.
توضیح بیشتر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار دادهام.
در این کتاب هم اردک زرد کوچولو با بچهها قایم موشک بازی میکند.
نام: این خانه من است!
نویسنده: ژرژ شانون
ترجمه: علی اصغر سرحدی
تصویرگران: ژوره آرواگو – آرین دوی
ناشر: کتابهای شکوفه، وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر
گروه سنی: الف
وب سایت ناشر: www.amirkabir.net

کتاب داستان مارمولکی است که بر روی تخته سنگی خانه دارد، اما یک شب که به خانه برمیگردد، میبیند که مار بزرگی روی تخته سنگ او خوابیده. دو شب سعی میکند مار را متقاعد کند که این تخته سنگ، خانه اوست. اما مار میگوید که خودم آن را پیدا کردهام و خانه من است و من هیچ وقت اشتباه نمیکنم.
در این دو شب مارمولک آوازی میخواند که مضمون آن امیدواری است.
شب سوم مارمولک به مار پیشنهاد میدهد که قرعه کشی کنند. یک سنگ سیاه و یک سنگ سفید در کیسه ای بگذارند، اگر مارمولک سنگ سیاه را برداشت، تخته سنگ خانه اوست و اگر سنگ سفید را بردارد، تخته سنگ خانه مار میشود. مار به شرطی میپذیرد که سنگها و کیسه را خودش انتخاب کند. مارمولک قبول میکند و کنار جویبار قرار میگذارد.
فردا صبح که مار با کیسه ای با دو سنگ سفید میآید، مارمولک سنگ را از کیسه بیرون میآورد و قبل از آن که کسی آن را ببیند، از دستش درون جویبار میافتد. مار خوشحال میشود اما مارولک میگوید تو هیچوقت اشتباه نمیکنی، اگر سنگ درون کیسه سیاه باشد، معلوم است سنگی که از دست من افتاده سفید بوده و تو برندهای.
و به این ترتیب مارمولک کوچک با فکر خود بر مار بزرگ پیروز میشود.
نویسنده داستان را بسیار زیبا روایت کرده. و تصویرگران خیلی خوب تصاویر را کشیدهاند. کوچکی مارمولک در مقابل مار کاملا مشهود است. حالات چهره مار و مارمولک و سایر شخصیتها به خوبی در تصاویر به نمایش درآمده اند.
ترجمه کتاب نیز خوب است. البته ترانههایی که مارمولک برای خودش میخواند، شاید میشد که بهتر به شعر تبدیل شوند. با این حال مضمون امیدوارانه آنها بسیار خوب است.
در متن این داستان امید و پشتکار، استفاده از تفکر و مقاومت در برابر سخنان منفی و ناامیدکننده دوستان به خوبی مشهود است.
نام: ششمین فرزند خانم موشه
نویسنده: لیلا صدری
تصویرگر: امیر شعبانینژاد
ناشر: کتابهای شکوفه،وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر
گروه سنی: ب و ج
وبسایت ناشر: www.amirkabir.net

"موشی شش فرزند شبیه به هم به دنیا میآورد و هر کدام را بر اساس تفاوت کوچکی که با یکدیگر دارند نامگذاری میکند مثلاً دمدراز، دمتپلی و ... به جز آخری که هیچ خصوصیت خاصی ندارد و مادر نمیتواند برایش اسمی بگذارد. این موش آخری، به دلیل شیطنت و شهامتی که برای اذیت کردن حیوانات درنده دارد دچار دردسر میشود و ..."
کتاب از نظر گرافیکی با کتابهای معمول متفاوت است. متن در بعضی صفحهها مورب و در بعضی عمود بر حالت عادی نوشتار هستند. زمینه متن کرم رنگ و دارای طرحهای ساده و کمرنگی است.
تصاویر نیز متفاوت هستند و موشها با خطوط ساده کشیده شدهاند و فضای اطراف خیلی نمود بیشتری در تصویر دارد. رنگهای بهکاررفته تیره هستند. نظر من این است که اگر تصاویر روشنتر و شخصیتهای اصلی در آنها واضحتر بودند، بهتر بود.
نام:بکوشیم و ادامه دهیم
نویسنده: چری جی.مینرز
مترجم: فرزانه کریمی
تصویرگر: مردیت جانسون
ناشر: کتابهای بنفشه - واحد کودکان و نوجوانان مؤسسه انتشارات قدیانی
مجموعه: با هم بودن را یاد بگیریم- 5
گروه سنی: ب
کتاب در سایت ناشر:"بکوشیم و ادامه دهیم" در سایت"قدیانی"

"بکوشیم و ادامه دهیم"یک کتاب روانشناسی کودک برای کودکان است، که روشها و راهکارهایی برای سختکوشی و تلاش و خسته نشدن از کار ارائه میدهد. با تصاویری که موقعیتهای ذکر شده در هر صفحه را به خوبی نشان میدهند.
«انجام دادن کارهای جدید –چه برای بچهها و چه برای بزرگترها- دشوار است. وقتی کاری سختتر از آنچه تصور میکردیم میشود، یا مطابق نقشهای که در نظر داشتهایم پیش نمیرود، ادامه دادن آن کار برایمان دشوار میشود. این کتاب با حرفهای ساده و تصاویری واقعگرایانه، انعطافپذیری و پشتکار را به بچهها یاد میدهد –مهارتهایی که برای موفقیت در همه عرصههای زندگی، در همه سنین و در هر مرحلهای، به آنها نیاز داریم.
این کتاب به گونهای تهیه شده ایت که باید آن را برای بچهها بخوانند، و همچنین دارای بخش ویژهای برای بزرگترهاست، که نمونه هایی از سؤالهای قابل بحث، بازیهای مربوط به موضوع پشتکار و پیشنهادهایی دیگر برای کمک به بچهها در این زمینه دارد.»
کتاب با این جملات شروع میشود:
«خیلی کارها هست که من دوست دارم انجام بدهم.
بعضی کارها برایم آسان است.
بعضی از کارها سختترند.
برای اینکه بتوانم آن کارها را انجام بدهم، باید خیلی تمرین کنم.
من میتوانم کارهای جدید را امتحان کنم، ممکن است از آن خوشم بیاید!»

«این کتاب پشتکار داشتن را به بچهها یاد میدهد، فرآیندی که به آنها کمک میکند تا جسارت، شجاعت، صبر، اراده مقاومت خود را تقویت کنند.اگر دوست دارید واژه پشتکار را برای بچهها به این صورت توضیح دهید: ادامه دادن تمرینها و کار کردن روی چیزی تا زمانی که بتوانید آن کار را خودتان انجام دهید.»
در پایان کتاب روشهایی برای تقویت تلاش و پشتکار به بزرگترها نشان داده شده است. روش خواندن مؤثر کتاب به والدین آموزش داده شده است. بازیها، نمایشها، تصویرها، قصهها و پوسترهایی با موضوع پشتکار ارائه شده است که بسیار مفید هستند.
خواندن کتاب شاید برای ما بزرگترها هم مفید باشد.![]()
نام:سه قسمت مساوی
نویسنده: مرجان کشاورزی آزاد
تصویرگر: افرا نوبهار
ناشر: کتابهای شکوفه- وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر
گروه سنی: الف و ب
وبسایت ناشر: انتشارات امیرکبیر

با دیدن اسم کتاب شاید فکر کنید با داستانی مواجه هستید که چیزی قرار است بین سه نفر به طور مساوی تقسیم شود و چگونگی تقسیم مساوی موضوع داستان است.اما داستان این است که:
"گنجشک و موش و مورچهای با هم دوست هستند. روزی چند دانه گندم پیدا میکنند و به طور مساوی بین یکدیگر تقسیم میکنند. موش و گنجشک با سهم خود کیک و نان میپزند و هرکدام آنها را به سه قسمت مساوی تقسیم میکنند و به هم میدهند.اما مورچه...."
این خلاصه داستان است که پشت جلد کتاب نوشته شده. اما من بقیه آن را هم برای شما مینویسم. مورچه گندمهایش را میکارد و وقتی هر دانه تبدیل به خوشهای پر از گندم شد، برای هر یک از دوستانش یک کیسه گندم میبرد.
داستان خوبی است. تصاویر هم متفاوت و زیبا هستند. اما تفاوت مورچه و گنجشک و موش در تصاویر زیاد نیست. با دقت زیاد میتوان بدون توجه به نوشتهها فهمید که این تصویر کدام یک از آنهاست.
این کتاب را از نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران ، غرفه شکوفه تهیه کردم. بهترین برخورد را در این غرفه دیدم. ابتدای ورود خانمی به گرمی از پسرم استقبال کرد. به او گفت «6 سالته؟» درست تشخیص داده بود و معنیش این است که حداقل از فضای کودک دور نبود. بعد ما را به داخل راهنمایی کرد تا همکار دیگرش با روی خوش تعدادی کتاب به محمد معرفی کند. وقتی من توضیح دادم کتابهای ترجیحا ایرانی یا حداقل متناسب با فرهنگ خودمان میخواهم، تعدادی کتاب به ما معرفی کرد که «سه قسمت مساوی» یکی از آنهاست.
نام: حسنی باباش یه باغ داره
شاعر: منوچهر احترامی
تصویرگر: غلامعلی لطیفی
ناشر: هنرور
مجموعه: شعر کودکانه
گروه سنی: الف و ب
تلفکس ناشر: 55167242

« حسنی باباش یه باغ داره»یکی دیگر از کتابهای زیبای مرحوم منوچهر احترامی است. کتاب اینگونه شروع میشود:
«- حسنی باباش یه باغ داره
باغ باباش کلاغ داره
- باغ و کلاغ دیگه چی داره؟»
به همین سبک ادامه میدهد تا به میرسد به:
«- باغ و کلاغ و خاله قورباغه و جوجه مرغابی و پاپرهای و جوجه کوچولو و آقا زنبوره و بیبی طوطی و حاجی لکلک. دیگه چی داره؟
- گرگ بلا.»
از صفحه دوم که شعری درباره گرگ بلاست، به ترتیب در مورد هر کدام از حیوانات باغ در یک صفحه یه شعر خواهیم خواند.

«- آقا زنبوره!
- ویز ویز ویز
- نیشت تیزه؟
- تیز ِ تیز ِ تیز.
- نیش بزنی، چطور میشه؟
- جاش میسوزه، جیلیز جیلیز.
.... »
نام: پسری که میخواست بیشتر بداند.
نویسنده:مهرانگیز اشرفپور
تصویرگر: الهه ارکیا
ناشر: انتشارات زائر آستانه مقدسه
قیمت:800 تومان

در این کتاب محمد با اشتیاق فراوان در پی آشنایی با اصول دین است.در ابتدای داستان عمو رحمان باغبان به خانه آمده تا درختان را برای آمدن بهار آماده کند. محمد با اشتیاق بع کمک او میرود. بعد از ظهر که پدر به خانه میآید به قولی که قبلا به محمد داده عمل میکند و از اصول دین برایش میگوید. پدر با کشیده درختی دین را به درخت تشبیه میکند و اصول دین را ریشههای آن مینامد. محمد با مقایسه حرفهای عمورحمان درباره درختان با درخت دین متوجه میشود که اصول دین، اسلام را تقویت کرده و آن را محکم نگه میدارد. از آن به بعد هر روز پدر در مورد یکی از اصول دین برای محمد توضیح میدهد. توحید،نبوت،عدل،امامت ومعاد.
در این کتاب چند نکته نهفته است.اول سادگی بیان مطالب و استفاده از مفاهیم قابل درک برای کودک. دوم نحوه بیان پدر که کاملا مطابق اصول روانشناسی است. همه مطالب را یک جا در اختیار محمد نمیگذارد و وقتی او مشتاق است بقیه بحث را به وقت دیگری واگذار میکند. سوم داستانهای کوچکی که ضمن داستان اصلی اتفاق میافتد مثل آمدن خانواده دایی باعث میشود روند بیان شیرین و دوستداشتنی شود و احساس آموزش مستقیم ایجاد نشود.چهارم شکرگزاری محمد رد پایان برای داشتن پدر و مادر خوب.فرهنگ شکرگزاری تأثیر زیادی بر روحیه همه دارد و اگر از کودکی در وجود ما نهادینه شود، در بزرگسالی ثمرات خوبی به بار خواهد نشست. و در نهایت تصاویر کتاب که مطابق با فرهنگ خودمان و همراه با رنگهای شاد و کودکانه است و بر جذابیت داستان میافزاید.
نام: لیلی حوضک و شلپ شلپ(دو کتاب در یک کتاب)
نویسنده: لاله جعفری
تصویرگر: رویا خادم الرضا
ناشر: کتابهای شکوفه، وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر
گروه سنی: ب و ج
بها: گلاسه 1400 تومان/تحریر 1200تومان
وب سایت ناشر: www.amirkabir.net
کتاب دو داستان دارد که در وسط کتاب با یک تصویر مشترک به هم میرسند.داستان اول داستان پری و شلپ شلپ است و داستان دوم داستان جوجه خانم مرغه. روی جلد و پشت جلد برعکس هم هستند،به طوری که برای دیدن سمت دیگر، باید کتاب را چرخاند تا هر دو راست به چپ خوانده شوند. هر دو مانند جلد یک کتاب مستقلند.

"پری با چوب به آب زد. شلپ شلپ آب صدا کرد.پری از صدا خوشش آمد و گقت:«شلپ شلپ، چه قشنگی!»؛ اما یکدفعه رودخانه، چوب را برداشت و با خودش برد."
پری، شیپور پری،مار آبی، خروس، زنبور به دنبال رودخانه به راه افتادند و در نهایت همه در آب پریدند و رودخانه را پر از شلپ شلپ کردند. و خندیدند...

جوجه خانم مرغه روی برگ نیلوفر در وسط رودخانه بود. با فکر آقابزی و پوست هندوانه که تخت خواب بچه گربه بود و پرده اتاق زاغی یک قایق بادبانی درست کردند و جوجه را نجات دادند.
"جوجه کوچولو مامانش را که دید، پرید تو بغلش و همان جا لالا کرد."
هر دو داستان از تکرار جملات مشابه بین شخصیتها استفاده میکنند. من این حالت تکرار را خیلی نمیپسندم اما پسرم از این تکرارها لذت میبرد و آنها را دوست دارد. البته ذکر این نکته هم مهم است که تکرارها مانند برخی داستانهایی که قبلا خواندهام ، زیاد و خستهکننده نیستند.
در کل ایده دو کتاب در یک کتاب، ایده جذابی است. هرچند در کتاب«من نبودم!» از همین ناشر که بعدا معرفی خواهم کرد، دو داستان به هم مربوط هستند و در نهایت به هم میرسند، اما داستانهای این کتاب ارتباطی با هم ندارند و فقط صفحه وسط تصویر مشترکی از شخصیتهای هر دو داستان است.
نام: آتش در انبار
نویسنده: هیتر ایمری
مترجم: حسین فتاحی
ناشر: استیون کارترایت
مجموعه: قصههای مزرعه - 2
گروه سنی: ب
وبسایت ناشر: www.ghadyani.ir

قصههای مزرعه، مجموعه قصهای فوقالعاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسانهایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.
همه کتابهای مجموعه با این جملهها شروع میشوند:
«اینجا مزرعه درخت سیب است. مزرعه مال خانواده بوت(امیدوار) است. اینها هم خانم بوت(امیدوار) و دو بچهاش پوپی(پوپک) و سم(پویا).»
بعد از این جملات داستان اصلی شروع میشود. در قصه «آتش درانبار» وقتی آقای تد(توانا) در حال درست کردن پرچین گوسفندان به کمک پوپی(پوپک) و سم(پویا) است متوجه دودی که از انبار بلند شده، میشوند. بچهها به خانه رفته و مادر را خبر میکنند که انبار آتش گرفته. مادر به آتشنشانی زنگ میزند و چند دقیقه بعد آتشنشانها میرسند. وقتی روی انبار آب میریزند، متوجه میشوند آتشی در کار نبوده. علت دود، هیزمهایی بود که دو نفر که برای تفریح آمده بودند برای تهیه غذا روشن کرده بودند.

در همین داستان نکتههای کوچک زیادی نهفته است. کمک کردن بچهها به تعمیرکارشان، آقای تد(توانا) ؛ سرعت عمل همه وقت مشاهده دود انبار ؛ تماس مادر با آتشنشانی ؛ رسیدن آتشنشانها و توضیح نحوه کار ماشین آتشنشانی؛ خطرناک بودن آتش برای بچهها که مادر اجازه نداد آنها از خانه بیرون بیایند و به آتش نزدیک شوند. معذرتخواهی مسافرها از دردسری که درست کرده بودند و ....
آنچیزی که باعث شد من عاشق این مجموعه شوم، تصاویر آن هستند. چون داستان در مزرعه است، رنگ غالب سبز و رنگهای شاد هستند. رنگهای تصاویر بسیار شفاف هستند. همه آدمهای درون تصاویر خندان و خوشاخلاق هستند.
از نکات دیگر کتاب کم بودن متن در هر صفحه است.
نکته جالب دیگر این است که در هر صفحه اردک زرد کوچولویی هست که کودک باید آن را پیدا کند. یک معمای تصویری در یک کتاب داستان که برای پسر من خیلی جالب است.
من در راستای بومیسازی اسامی کتاب را تغییر دادهام. اسامی داخل پرانتز انتخابهای من هستند. شما نیز با توجه به علایق خود و کودکتان میتوانید اسامی بومی را برای شخصیتها انتخاب کنید. فقط باید توجه داشته باشید که قبل از بلندخوانی، خودتان کتاب را خواندهباشید تا برای همه اسمها جایگزین مناسب پیدا کنید.
نام: علی گریه نکرده!
نویسنده: طیبه صالحی تجریشی
تصویرگر: علی خدایی
ناشر: نشر پنجره
مجموعه: قصههای دکتر مهربان - 5
گروه سنی: ب و ج
تلفن ناشر: 8-66416927

«این مجموعه با بهرهگیری از جزوات آموزشی وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی و راهنماییهای ارزشمند دکتر رامین میری(پزشک و کارشناس آزمایشگاه فیزیولوژی) و طاهره صالحی تجریشی(کارشناس بهداشت) نوشته شده است.»
در ابتدای کتاب دکتر مهربان قصه شهر بدن را میگوید. قصه زیبایی که در آن رگها به خیابان تشبیه شدهاند و خون به ماشین بدن. گلبولهای قرمز یا گلگلیها و گلبولهای سفید یا یکخال و خالخالی نقطهدار ها مسافرهای این ماشین هستند.
بعد از آن 5 داستان درباره 5 بیماری وجود دارد. وقتی دکتر مهربان به روستا سر میزند یا در مطب خود نشسته است، بیماران کوچولویی دارد که درباره بیماری آنها، علت ابتلا و نحوه درمان آنها توضیح میدهد.
داستان آخر اجرای نمایش بچههای مدرسه است که نمایش موضوع پزشکی دارد.

در مجموع برای آموزش اصول اولیه پزشکی و بهداشت کتاب بسیار خوبی است. پسر من که از این کتاب خیلی خوشش آمده است.
از ویژگیهای مثبت کتاب، بومی بودن آن است. اسم بچهها ایرانی است و با فرهنگ ما همخوانی دارد. علی، یوسف، لیلا و فاطمه از اسامی به کار رفته در کتاب هستند.
تصاویر کتاب تکرنگ هستند. همه نقاشیها در طیف رنگی کرمی تا نارنجیرنگ هستند. که اگر رنگی بودند جذابیت کتاب بیشتر میشد. البته من فکر میکنم برای این که قیمت کتاب خیلی زیاد نشود، این کار را کردهاند.
در هر حال مجموعه بینظیر یا دستکم، کمنظیری است.
نام: لب خندون
شاعر: شکوه قاسمنیا
گرافیست و تصویرگران: لیلا زرافشانی، محمودرضا رحمانی آزاد، پوریا محسنیکیا
عکاس: اردلان فلاح
ناشر: کتابهای ارغوانی
مجموعه: ماجراهای عمو و امیر - 5
گروه سنی: الف و ب

این مجموعه با همکاری آقای داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) و امیرمحمد متقیان فراهم آمده و با مشارکت آقای مسلم آقاجانزاده (تهیه کننده) و خانم شکوه فاسمنیا انتشار یافته است.
در شعر «لب خندون» عموپورنگ غمگین است و امیر محمد با یادآوری شعر«...خنده مثل قنده/ شیرین میشه شیرینتر/ هر لبی که بخنده» و دادن چای به عمو خنده را به لبهایش میآورد.

و در شعر«خواب» امیر برای اینکه عمو بخوابد برایش کتاب قصهای میخواند. وقتی عمو به خواب میرودخواب غولی میبیند که شبیه امیرمحمد است. وقتی عمو از خواب میپرد و امیر را میبیند از او میترسد!
نام: بازی با انگشتها
سراینده: مصطفی رحماندوست
تصویرگر: هاله لادن
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
گروه سنی: الف
وبسایت ناشر: www.kanoonparvaresh.com

بازی با انگشتها کتاب بینظیری است از شعرهای آقای رحماندوست برای بازی با انگشتهای کودک. همه ما بازی «لیلی حوضک» یا بازی مشابهی را با شعرهای محلی خود میشناسیم که برای کودکان لذتبخش است. چرا که تماس بدنی کودک با والدین یا مربی در حین بازی برقرار است. اکثرا شعرها با خنده و شادی خوانده میشوند.
در این کتاب 16 شعر برای بازیهای این گونه وجود دارد با راهنماییهای سادهای در کنار هر شعر برای چگونگی باز و بسته کردن و نحوه خواندن شعر برای کودک.

برای نمونه یکی از شعرها را همراه راهنمای آن میآورم:
«پنج تا انگشت بودند که روی یک دست زندگی میکردند. در یک روز بارانی...
اولی گفت:وای داره بارون میآد
دومی گفت: شُرشُر ناودون میآد
سومی گفت: چتر نداریم بریم خونه، تر میشیم
چهارمی گفت: کوچک و کوچکتر میشیم
انگشت شست گفت نمیریم
روی سرمان چتر میگیریم
دستو با هم بچرخانیم
تا زیر بارون نمانیم .
در این بازی هر دو دست کودک نقش دارند. یک دست باران میشود و روی انگشتان دست دیگر میبارد. با چرخاندن دستی که اولی و دومی و ... روی آن زندگی میکنند، باران بر پشت دست میبارد.»
هر شعر با تصاویر مرتبطی از دست و نمادهای مربوط به هر انگشت در آن شعر زیباتر شده است.
و در آخر:
«فصل نانوشته این کتاب، بازیها، شعرها، ترانهها و قصههایی است که از دل بزرگترها میجوشد و به دل بچهها مینشیند. و حتی اگرچه پراشکال و بیمعنی، شادیآور و دلنشینتر است. این فصل را همه میتوانند بنویسند. شما نیز برای فرزند خود بنویسید.»
------------------
این کتاب را آنقدر دوست دارم که به عنوان اولین کتاب در سال جدید آن را به شما هدیه میکنم.
نام: الو، الو عمو سلام
شاعر: شکوه قاسمنیا
گرافیست و تصویرگران: لیلا زرافشانی، محمودرضا رحمانی آزاد، پوریا محسنیکیا
عکاس: اردلان فلاح
ناشر: کتابهای ارغوانی
مجموعه: ماجراهای عمو و امیر - 4
گروه سنی: الف و ب

این مجموعه با همکاری آقای داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) و امیرمحمد متقیان فراهم آمده و با مشارکت آقای مسلم آقاجانزاده (تهیه کننده) و خانم شکوه فاسمنیا انتشار یافته است.
در مورد مجموعه نظر خود را در معرفی جلد اول این مجموعه بیان کردهام.
این کتاب دو شعر دارد با عنوان«الو، الو عمو سلام» و «روی درخت گیلاس».
در شعر اول عمو پورنگ به سفر رفته و امیرمحمد با او تماس گرفته و ابراز دلتنگی میکند. در آخر شعر عمو پورنگ که از سفر برگشته پشت تلفن به امیر میگوید که در را باز کند که عمو پشت در است!

«روی درخت گیلاس» داستان بالا رفتن امیر از درخت گیلاس است. امیر بالای درخت با کلاغی که به گیلاسها نوک میزند، درگیر میشود و از بالای درخت در بغل عمو میافتد.
نام: دل و دل و دل ردیف کن
شاعر: شکوه قاسمنیا
گرافیست و تصویرگران: لیلا زرافشانی، محمودرضا رحمانی آزاد، پوریا محسنیکیا
عکاس: اردلان فلاح
ناشر: کتابهای ارغوانی
مجموعه: ماجراهای عمو و امیر - 3
گروه سنی: الف و ب

این مجموعه با همکاری آقای داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) و امیرمحمد متقیان فراهم آمده و با مشارکت آقای مسلم آقاجانزاده (تهیه کننده) و خانم شکوه فاسمنیا انتشار یافته است.
«دل و دل و دل ردیف کن» داستان نقاشی کشیدن امیر با هفت مداد رنگی است و دلهایی که کنار خطکشیها ردیف میکند. در پایان، امیر نقاشی خود را به پورنگ هدیه میدهد.
«گل و شاپرک» درباره دوستی شاپرکی با گل امیرمحمد است. امیر از اینکه شاپرک به گلش نزدیک شود ناراحت میشود اما عمو به او یادآوردی میکند که «مهمون حبیب خداس/ پس قدمش مبارک» .

در شعر «کلاه» عمو و امیر کلاهی را در خیابان پیدا میکنند و آن را بر سر میگذارند اما اندازه سر هیچ کدام نیست. بچهای که صاحب کلاه است، از راه میرسد و «حالا امیر و عمو/ هر دو تا میکشن آه/ چون که سر دو تاشون/ مونده دیگه بیکلاه». این شعر را من اصلا دوست ندارم. برداشتن کلاهی که روی زمین افتاده کار درستی نیست. به علاوه وقتی صاحب کلاه پیدا شد، به جای خوشحالی، امیر و عمو ناراحت میشوند.
سراینده: شکوه قاسمنیا
تصویرگر: غلامعلی مکتبی
ناشر: نشر پیدایش
مجموعه: ترانههای کودکانه - 5
گروه سنی: الف
وبسایت ناشر: www.peydayesh.com

شعرهای این مجموعه بسیار روان و دلنشین هستند. جلد پنجم مجموعه ترانههای کودکانه حسنی 5 شعر دارد.

حسنی یک گل کشیده، حسنی میخواست بازی کنه، حسنی بیدندون شده، حسنی و کدوی قلقلهزن، حسنی و بزبز قندی عنوان این شعرها هستند. شعرهایی که هم مفاهیم اجتماعی و آموزشی در خود دارند و هم وزن بسیار زیبایی دارند و به سادگی در ذهن کودکان و مادران میمانند.
نام: حسنی یکییک دونه است
سراینده: شکوه قاسمنیا
تصویرگر: غلامعلی مکتبی
ناشر: نشر پیدایش
مجموعه: ترانههای کودکانه - 3
گروه سنی: الف
وبسایت ناشر: www.peydayesh.com

جلد سوم مجموعه ترانههای کودکانه خانم قاسمنیا مانند سایر کتابهای این مجموعه دوستداشتنی است. و البته نقاشیهای بسیار زیبا و متناسب آقای مکتبی همراه یا حسنی شاد و خوشحال و خندان خود بر جذابیت کتاب افزودهاند.
حسنی یکییک دونه است ، کلاه نو، حسنی لب بوم اومد، حسنی بهارو دوست داره، حسنی، خبر!، حسنی و اسب بالدار عنوانهای شعرهای کتاب هستند.

در این شعرها خبری از ترس و ناراحتی و نگرانی و رقابت نیست. حسنی مرکز توجه و مراقبتهای بابا است. مادربزرگ برایش کلاه نو بافته است. حسنی برای گربه سیاه سرپناه میسازد. با شنیدن صدای پای بهار خنده به لبهای حسنی میآید. وقتی بابا به سفر رفته، مرد خانه میشود. و در آخر اسب بالدار خیالیاش را با مهربانی به یک دوست میدهد. از همین جملات کوتاه که از هر کدام از شعرها برداشت کردهام کاملا مشخص است که فضای شعرها چقدر با روحیه لطیف کودکان تناسب دارد و چه میزان مفاهیم مثبت را در بردارد.
نام: میخواهم نماز بخوانم
نویسنده: حمید مقامی
تصویرگر: محمدمهدی شیری
ناشر: پیام آزادی
گروه سنی: ب
تلفن ناشر: ۳۹۰۵۵۱۵(شماره ۷رقمی است احتمالا تغییر کرده است. میتوانید از ۱۱۸ تهران بپرسید.)

در ابتدای کتاب چنین آمده است:
«تمرین نماز، از سنین خردسالی و کودکی، به صورت امر تفریحی و لذتبخش، همراه با تشویق و بدون فشار و اجبار؛ اقدامی بنیادی جهت نماز گزاردن در دوران نوجوانی خواهد بود.کتاب«میخواهم نماز بخوانم» سعی دارد با روشی ساده و به دور از پیچیدگی، وجوب شکر منعِم را متذکر شده و با استفاده از اصول تلقین، تقویت رفتار و همانندسازی؛ انگیزه به جای آوردن این فریضه مهم را در کودکان ایجاد نماید.»

در صفحات اول کتاب، داستانهای بسیار کوتاهی وجود دارد که در آن راوی در ازای دریافت هدیه از اشخاص گوناکون از آنها تشکر میکند. سپس به این نکته توجه میشود که ما دست و پا داریم، زبان داریم. آیا نمیخواهیم از کسی که اینها را به ما داده تشکر کنیم؟ اما چگونه باید از او تشکر کنیم؟ با راهنمایی مادر، راوی میفهمد که برای تشکر از خدا باید نماز بخوانیم.
در این کتاب با روندی که بیان شد،خیلی ساده به فلسفه نماز خواندن پرداخته شده و با یک سیر منطقی و زیبا کودک را به این نتیجه میرساند که باید نماز گزارد.
شاعر: شکوه قاسمنیا
تصویرگر: ویدا لشکری
ناشر: کتابهای بنفشه - واحد کودکان و نوجوانان مؤسسه انتشارات قدیانی
مجموعه: شعرهای شیرین برای بچهها-1
گروه سنی: دبستانیها – این کتاب را میتوان برای کودکان 3 تا 7 ساله شعرخوانی کرد.

این کتاب قدیمی و بسیار زیبا 7 شعر دارد شامل«خاله ریزه و قاشق سحرآمیز»،«خاله ریزه قصه میگفت»،«خاله ریزه غصه داره»،«خاله ریزه مهمون داره»،«خاله ریزه رفته گردش»،«خاله ریزه بیخبر بود»و«خاله ریزه داشت نون میپخت».
خاله ریزه همراه گربهاش خالخالی زندگی میکند. در هر شعر یک جریان برای خاله ریزه یا گربهاش اتفاق میافتد.
نکات جالبی در این اشعار وجود دارد. به عنوان مثال در شعر«خاله ریزه و قاشق سحرآمیز» راز سحرآمیز بودن قاشق خاله فاش میشود که چیزی نیست جز یادگاری بودن آن از پدر خاله ریزه و این که « دوای تلخ و شورش / تو این قاشق شیرینه / به چشم خاله ریزه / جادوی اون همینه»

و یا در شعر«خاله ریزه رفته گردش» که خالخالی در خانه تنها مانده و گرسنه شده است. هوس میکند ماهی حوض خاله ریزه را بخورد «اما دلش راضی نیست/ پنجهشو پس میبره / صدای تقتق میاد / خاله ریزه پشت دره » خاله برای خالخالی غذاهای خوشمزه آورده و خالخالی خوشحال است که گول نخورده. این که خالخالی در مقابل وسوسه مقاومت میکند و خیلی زود نتیجه خوب این مقابله با درخواست بد دلش را میگیرد، بسیار دقیق و زیباست.
شعر«خاله ریزه بیخبر بود» جریان آمدن دزد به خانه خاله است که من زمانی که پسرم 3تا 5 سال داشت، آن را برایش نمیخواندم!
نام: اردک و لکلک
شاعر: شکوه قاسمنیا
گرافیست و تصویرگران: لیلا زرافشانی، محمودرضا رحمانی آزاد، پوریا محسنیکیا
عکاس: اردلان فلاح
ناشر: کتابهای ارغوانی
مجموعه: ماجراهای عمو و امیر - 2
گروه سنی: الف و ب

این مجموعه با همکاری آقای داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) و امیرمحمد متقیان فراهم آمده و با مشارکت آقای مسلم آقاجانزاده (تهیهکننده) و خانم شکوه قاسمنیا انتشار یافته است.
در شعر«دوچرخه» عمو برای امیر دوچرخهای خریده و امیر بدون توجه به اخطار عمو برای کم کردن سرعت، با سرعت زیاد رکاب میزند و با «گربهای ناز و شیطون» برخورد میکند.امیر از کار اشتباهش پشیمان شده و از عمو معذرتخواهی میکند.

در «اردک و لکلک» جوجه اردکی که امیر خریده کواک کواک نمیخواند و امیر ناراحت است. پورنگ به او «گفت که این از تنهایی/ بال و پرش رو بسته».«یه دفعه از آسمون / لکلکی افتاد پایین». لکلک زخمی بود. آنها بال زخمیاش را بستند و او را کنار اردک گذاشتند و «با همدیگه دوست شدند / لکلک و جوجه اردک»
نام: موش موشی
شاعر: منوچهر احترامی
تصویرگر: غلامعلی لطیفی
ناشر: هنرور
مجموعه: شعر کودکانه
گروه سنی: الف و ب
تلفکس ناشر: 55167242

زیبایی و دلنشینی شعرهای آقای احترامی برای همه روشن است. این کتاب داستان موش کوچولویی است که به حرف پدرش گوش نمیدهد و بدون اجازه از لانه بیرون میرود.راه زیادی میرود و گرسنه میشود. در هز صفحه کتاب به یک حیوان برخورد میکند و از غذای او سؤال میکند تا این که به گربه میرسد و گربه در جواب سؤال موشموشی به او میگوید که «تو رو میخورم.» موشموشی که تازه متوجه میشود این حیوان، همان گربه خطرناک است تا لانه خودش میدود.

این کتاب روان و زیبا برای آشنایی کودکان کوچکتر با صدا و غذای حیوانات مناسب است و کودکان بزرگتر مثل سایر کتابهای آقای احترامی به سرعت شعرهای آن را از بر شده و از خواندن آن لذت میبرند.
اینور دوید، اونور دوید
رفت و به قورباغه رسید.
-آی تو که قورقور میکنی
قورقور از اون دور میکنی
گرسنه بشی چی میخوری؟
قورباغه گفت: قور، قور، قور
درد و بلا دور، دور، دور
تو برکه آواز میخونم
ساکت میشم، باز میخونم
وقتی گرسنهام بشه
هی میخورم مگس و پشه
موشموشی گفت:
-مگس و پشه دوست ندارم
گرسنهام، چی بخورم؟
نام: مدرسهام دیر شده
شاعر: شکوه قاسمنیا
گرافیست و تصویرگران: لیلا زرافشانی، محمودرضا رحمانی آزاد، پوریا محسنیکیا
عکاس: اردلان فلاح
ناشر: کتابهای ارغوانی
مجموعه: ماجراهای عمو و امیر-۱
گروه سنی: الف و ب

این مجموعه با همکاری آقای داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) و امیرمحمد متقیان فراهم آمده و با مشارکت آقای مسلم آقاجانزاده (تهیه کننده) و خانم شکوه فاسمنیا انتشار یافته است.
تصاویر کتاب نشان از کار گرافیکی زیاد و زحمات فراوان عکاس و تصویرگران دارد. شعرها با توجه به شاعر زبردست کودک خانم قاسمنیا، به لحاظ ادبی و شعری جای هیچ ایرادی ندارند. حضور عمو پورنگ و امیرمحمد نیز محبوبیت کتاب را چندین برابر کرده است.
من به عنوان یک مادر علاقهای به این کتاب ندارم و احساس میکنم کتاب هدف آموزشی خاصی را دنبال نمیکند و به دلیل شهرت عمو پورنگ چاپ شده و احتمالا فروش فراوانی دارد؛ همانطور که پسر خودم علاقه زیادی به خرید آنها داشت و البته الآن جزء برترین کتابهای منتخبش برای شنیدن نیستند.

شعر اول این کتاب «مدرسهها وا شدند» نام دارد و عمو پورنگ برای امیرمحمد کیفی خریده که عکس موش و گربه ای روی آن هست. امیرمحمد برای این که در مدرسه دلش برای عمو تنگ نشود، با دوربین از عمو عکس گرفته و آن را به جای عکس موش و گربه روی کیف میگذارد.
و شعر دوم «مدرسهام دیر شده» است که امیرمحمد صبح دیر بیدار میشود و با کفش لنگه به لنگه به مدرسه میرود و عمو دم در کلاس لنگه کفش را برایش میبرد.
در نسخهای از کتاب که من دارم، صفحات دو شعر درهم و بدون ترتیب هستند. به ترتیب صفحههای 2،3،8،9،6،7 مربوط به شعر اول و بقیه صفحات مربوط به شعر دوم هستند. احتمالا در چاپهای بعدی این مشکل حل شده باشد.
نام: قصههایی برای خواب کودکان- خرداد ماه
تهیه شده در: مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا
زیر نظر: ناصر یوسفی ، گیتا گرگانی
تصویرگر: علی نامور
ناشر: نشر پیدایش
مجموعه: قصههایی برای خواب کودکان
گروه سنی: 3 تا 6 سال (هرچند در شناسنامه کتابخانه ملی کتاب گروه سنی ب و ج قید شده اما در مقدمه کتاب بارها آمده است که مجموعه برای گروه سنی 3 تا 6 سال تهیه شده است.)

مجموعه « قصههایی برای خواب کودکان » در دوازده جلد برای دوازده ماه سال تدوین شده است و در هر جلد به تعداد روزاهای ماه، 30 یا 31 قصه وجود دارد که گروه کارشناسان مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا با دقت بسیار و با توجه به معیارهای فراوانی که در مقدمه کتاب ذکر شدهاند، آنها را انتخاب کردهاند.
در انتهای کتاب میخوانیم:
"مجموعهای که در اختیار دارید، گنجینهای از بهترین قصههایی است که با توجه به ارزشهای زندگی و معیارهای فرهنگ صلح برای کودکان خردسال تهیه و تنظیم شده است.این مجموعه به بهترین شیوه ممکن کودکان خردسال را با انواعی از قصههای کلاسیک، مدرن، واقعی، تخیلی و ... آشنا میکند. آشنایی با اقوام، ملیتها و شیوههای تفکر مردم گوشه و کنار دنیا از دیگر اهدافی است که این کتابها به شیوه غیرمستقیم دنبال میکنند.
این مجموعه توسط گروهی از کارشناسان «مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا» به عنوان یکی از تخصصیترین و علمیترین سازمانهای فعال در زمینه آموزش کودکان خردسال آمادهسازی شده است.مطالعه هزاران قصه ایرانی و خارجی، تدوین، ترجمه و سپس انتخاب و بازنویسی 366 قصه ارزشمند از مجموع دهها هزار صفحه از منابع موجود و دست اول، نشان از کار بزرگی است که این گروه طی 7 سال به آن مشغول بوده است.
این مجموعه به خانوادهها یاری میرساند که هر شب تجربه خواندن و لذت بردن از یک قصه را با کودکان خود سهیم شوند. در عین حال این کتابها، مجموعه ارزشمندی برای همه مهدکودکها و دبستانهاست."

نظر به زحمت فراوانی که برای تهیه و تنظیم قصههای کتاب کشیده شده، به سختی میتوانم نظر خود را درباره آنها بیان کنم، اما با توجه به معیارهای شخصی من برای انتخاب قصههای پسرم، تعدادی از قصهها مناسب نیستند. بعضی از آنها با وجود داستان خوب و آموزنده، برای سن سه و چهار سال طولانی و خستهکننده هستند. تعدادی از قصهها افسانه هستند. من قصههایی که در آنها مردی با دیدن چهره دختر پادشاه عاشقش میشود و پادشاه دخترش را فقط در ازای پول و یا شاهزاده بودن به همسری مرد میدهد، و مرد عاشق با جادو یکباره صاحب ثروتی فراوان شده و پادشاه او را به دامادی میپذیرد، اصلا دوست ندارم. و یا قصههایی که جادویی از یک چیز تمامنشدنی دارند،مثلا کیسه آرد جادوییای که موشها در ازای نانبرنجیها به پیرمرد دادند و آردش هرگز تمام نشد.تقریبا با تمام اصولی که در آنها به طور ناخودآگاه در ضمیر کودک القا میشود مخالفم . و متأسفانه در این مجموعه چنین قصههایی وجود دارند.
در عین حال قصههایی که ارزشهای زندگی مثل تلاش، مقاومت و سرسختی در برابر مشکلات برای رسیدن به هدف، دوست داشتن همنوعان، رضایت از داشتهها، استفاده از فکر و تعقل و.... را آموزش میدهند، در مجموعه فراوانند. و البته هر کس با توجه به شناختی که از روحیات فرزند خود دارد و آنچه میخواهد به کودکش بیاموزد، میتواند قصهها را گلچین کرده و بخواند.
ضمنا در مقدمه مفصل کتاب نیز نکات گرانبهایی وجود دارد که بخشی از آنها را در وبلاگ گروهی مادرانه با عنوان اهمیت قصه ها برای خردسالان قرار دادهام.
نام: کرم ابریشم
شاعر: منوچهر احترامی
تصویرگر: کیانوش لطیفی
ناشر: هنرور
مجموعه: شعر کودکانه
گروه سنی: الف و ب
تلفکس ناشر: 55167242

زیبایی و دلنشینی شعرهای آقای احترامی برای همه روشن است. این کتاب که به داستان فلفلی و کرم ابریشم میپردازد مانند سایر سرودههای ایشان بسیار مورد علاقه کودکان امروز و دیروز است.فلفلی علاقه بسیاری به کرم ابریشم خود دارد. یک روز که برایش شاخه درخت توتی آورده اثری از کرم نمیبیند. روزها غصه میخورد و از خواب و خوراک میافتد تا اینکه
بالاخره یک صبح زود
پروانهای فریبا
با رنگ و روی زیبا
از پشت رختخواب پیچ اومد روی متکا.
بال و پرش رو باز کرد
توی اتاق پرواز کرد.
فلفلی پروانه رو دید
از جا پرید
پنجرهها رو وا کرد
بچهها رو صدا کرد.

نام: حیوانهای جنگل
نویسنده: لوئیزا اسلادن
مترجم: نورا حقپرست
تصویرگر: لوآنا رینالدو
ناشر: کانون پرورش کودکان و نوجوانان
مجموعه: کتاب جادویی کوچک
گروه سنی: الف و ب

هدف کتاب آموزش رنگها و آشنایی با حیوانات جنگل است. در هر صفحه کتاب چند جمله داستانی درباره حیواناتی که در تصویر هستند وجود دارد و تصویر یک حیوان بدون رنگ است که کودک باید رنگ آن را حدس بزند و سپس با کشیدن کارت که از کنار صفحه به بیرون کشیده میشود، همان حیوان را با رنگ و توضیحی در مورد رنگش میبیند. کتاب توضیحات و رنگ 5 حیوان را در 10 صفحه جای داده که این حیوانات فلامینگو، طوطی، فیل، ببر و شیر هستند.

کتاب توضیحات و رنگ 5 حیوان را در 10 صفحه جای داده که این حیوانات فلامینگو، طوطی، فیل، ببر و شیر هستند.

نام: آقا کوچولوی شاد
نویسنده: راجر هارگریوز
مترجم: شهلا دوستانی
بازنویس: شیوا دوستان
ناشر: گوهر دانش
مجموعه: کوچولوها-34
گروه سنی: ب
تلفن ناشر:۲۲۲۲۰۱۵۹

در سرزمین شاد همه موجودات خندان و شاد هستند. آقاکوچولوی شاد در سرزمین شاد زندگی میکند. یک روز که در جنگل قدم میزد، متوجه شد درون کندهی یک درخت بسیار بزرگ در زرد رنگی وجود دارد. درون خانه کسی را دید که کاملا شبیه خودش بود اما خیلی ناراحت و غمگین بود. آقاکوچولوی غمگین دلش میخواست شاد باشد اما نمیدانست چگونه. آقا کوچولوی غمگین همراه آقا کوچولوی شاد از خانه خود خارج شد و پس از گذشت چند روز فهمید که کافی است بتواند همه را دوست داشته باشد و دل خود را پر از محبت کند تا بتواند بخندد و شاد باشد.

کتاب داستان بسیار خوبی دارد و به نکات مهم و آموزندهای به طور غیرمستقیم اشاره میکند.نباید از کنار غم هیچکس بی تفاوت عبور کرد. تلاش آقاکوچولوی شاد برای خنداندن آقا کوچولوی غمگین زیبا و ستودنی است. آقا کوچولوی شاد بیتفاوت از کنار آقاکوچولوی غمگین رد نشد و همه سعی خود را برای خنداندن او کرد. در ضمنِ داستان مشخص میشود که شاد بودن نیازمند محبت است و دوست داشتن دیگران است که لبخند را به لب و شادی را به دل ما میآورد. همچنین میآموزیم که شادی مُسری است؛ وقتی آقا کوچولوی غمگین خندید همه اهالی سرزمین شاد خندیدند و روز بسیار شادی را گذراندند.
نام: با چی برم؟ با چی نرم؟
شاعر: نیلوفر بهاری
مجموعه: با سر بریم توی کتاب
گروه سنی: الف و ب
ناشر: کتابهای فندق، واحد کودک مؤسسه نشر افق
وب سایت:www.ofoqco.com
تلفن ناشر: 66413367
خرید اینترنتی کتاب: کتاب در سایت ناشر

مجموعه متفاوت «با سر بریم توی کتاب» در وسط خالی خود به اندازه سر بچهها جا دارد. تصاویر کتاب به گونهای طراحی شدهاند که وقتی کودک سر خود را در کتاب جا دهد، کامل میشوند.
برگههای کتاب ضخیم و رنگهای تصاویر آن بسیار زنده و شاداب هستند.
متن پشت جلد کتاب، معرفی خیلی خوبی است:
"در کتاب«با چی برم؟ با چی نرم؟» تو به همه جا سفر میکنی؛ به آسمان و دریا و خشکی. راستی کدام یکی را بیشتر دوست داری؟ هواپیما یا قایق؟ شاید هم فکر میکنی...
با چی برم؟ با چی نرم؟
کاش مثل برق و باد برم
بهتره اسکیت بپوشم
با سرعت زیاد برم
حالا کتاب را باز کن. سرت را تو دایره وسطش ببر و صفحهها را یکی یکی ورق بزن. میتوانی خودت را توی آیینه هم ببینی. خیلی بامزه شدهای،مگرنه؟ پس شکلک دربیار، شعر بخوان، بخند و بازی کن."

نام: کاش پاهای اردکی داشتم.
نویسنده: دکتر زیوس
مترجم: رضی هیرمندی
تصویرگر: ب. توبی
مجموعه: قصههای یک جورکی
گروه سنی: ب و ج
ناشر: کتابهای فندق، واحد کودک مؤسسه نشر افق
وب سایت:www.ofoqco.com
تلفن ناشر: 66413367
قیمت: 2000 تومان
خرید اینترنتی کتاب: کتاب در سایت ناشر

"● فکرش را بکنیدچی میشد اگر پاهایتان عین پاهای اردک بود؟ یا این که مثل گوزن شاخ داشتید و یا مثل فیل یک خرطوم خیلی دراز! آن وقت لابد خیلی خوش به حالتان میشد. حالا اگر همه اینها را یک جا میداشتید چه؟
● دکتر زیوس، نویسنده، شاعر و کاریکاتوریست آمریکایی است که با چاپ اولین قصهاش، انقلابی در ادبیات کودکان به پا کرد. از آثار دکتر زیوس که بیش از صد میلیون نسخه از آن در سراسر دنیا به فروش رسیده، شمار زیادی کارتون و فیلم سینمایی ساخته شده است. "
من کتاب طنز «کاش پاهای اردکی داشتم» را از بین کتابهای مجموعه با فرهنگ ما متناسبتر دیدم. در واقع داستان کتاب به فرهنگ خاصی تعلق ندارد، اما دیگر کتابهای مجموعه در دید اول با فرهنگ ایرانی ما تناسبی نداشتند.
این کتاب برای کودکانی که به طنز علاقه دارند، جالب است و آنها را خنده وامیدارد. در عین حال نتیجه آخر داستان یعنی"حالا میفهمم توی دنیا چیزهایی هست که دلم نمیخواهد مثل آنها باشم. با این حساب بهتره آرزو کنم مثل خودم باشم.فقط مثل خودم!" نتیجه خوب و قابل توجهی است.

در داستان کتاب راوی همیشه با داشتن یک ویژگی متفاوت قصد دارد "بیل گندهه" را جلوی دیگران ضایع کند" اگر پای اردکی داشتم، سر به سر بیل گندهه میگذاشتم. میگفتم:«دلت بسوزه که پای اردکی نداری! تو تمام شهر، فقط منم که پاهای این شکلی دارم.»" این بیان قطعا زیبا نیست اما با احتساب سن کودکی که کتاب برایش مناسب است و توجه به این که باید مفاهیم مهربانی و همنوع دوستی را پیش از این به کودک آموزش داده باشیم و در او نهادینه شده باشد و توجه دادن به بد بودن این طرز بیانِ راوی در حین خواندن کتاب برای کودک، این مسأله قابل اغماض است. در یکی، دو مورد دیگر هم من هنگام خواندن برای پسرم در متن کتاب اندکی تغییر میدهم، اما در مجموع "کاش پاهای اردکی داشتم" را برای پسر 6 سالهام کتاب خوبی میدانم.
کتاب دو زبانه است. در انتهای کتاب متن انگلیسی آن با تصاویر کوچکتر آورده شده که متنی بسیار ساده است. برای بچههایی که میخواهند جهت آموزش، داستان انگلیسی بخوانند، بسیار مناسب است.

بین دو بخش فارسی و انگلیسی، یک صفحه درباره نویسنده وجود دارد که به زندگی دکتر زیوس و علت این نام، دکتر زیوس، اشاره شده است.
نام:قصه های کوچک برای بچه های کوچک، 17 قصه برای کودکان
نویسندگان: شکوه قاسمنیا، جعفر ابراهیمی (شاهد)
تصویرگران: غلامعلی مکتبی، مهرنوش معصومیان
مجموعه: قصههای کوچک برای بچههای کوچک
گروه سنی: 7 تا 12 سال. برای کودکان 5 تا 7 سال میتوان بلندخوانی کرد.
ناشر: کتابهای بنفشه، واحد کودکان و نوجوانان مؤسسه انتشارات قدیانی
وب سایت:www.ghadyani.ir
قیمت: 1500 تومان
این اثر در پایان کتاب فارسی اول و دوم دبستان به عنوان کتاب مناسب معرفی شده است.

این مجموعه از سه کتاب زیر تشکیل شده که به صورت مستقل نیز در بازار وجود دارند. من زیاد از داستانهای کتاب خوشم نیامد. اما در شرایطی که به نظرم همه کتابها برای سنین زیر سه سال و یا بالای دبستان مناسب هستند، کتاب داستانی بهتر از اینها برای پسرم که ۵ سال دارد پیدا نکردم. سعی کردم با مطالعه داستانها و تغییراتی در روند داستان یا حذف بعضی از داستانها با جمله"پسرم این داستانش بیخوده. نمیخونم برات" اشکالات رو رفع کنم. در زیر مختصری از همه ۱۷ داستان را آوردهام. شاید من زیادی حساس هستم و به نظر شما برای بچهها مناسب باشند.
ضمنا میتوانید با کلیک روی نام هر کتاب، صفحه معرفی آن در سایت ناشر را مشاهده کنید.
کتاب اول:پسته دهان بسته و 4 قصه دیگر
نویسنده:شکوه قاسمنیا/تصویرگر: غلامعلی مکتبی
30 صفحه
داستانها:قرمزی، سه تا دوست، آقا کمده،پسته دهان بسته، زنبورک وزوزی.
قرمزی:قرمزی رنگ کفش پری کوچولو بود که پری دوستش نداشت. یه روز که چری کفشش رو پرت کرد وسط حیاط، قرمزی از روی کفشش پرید. در جریان داستان پری چیزهای قرمز زیادی را میبیند و به زیبایی رنگ قرمز و اهمیت مراقبت از کفشش پی میبرد.
سه تا دوست: "یک کفشدوزک بود که خال نداشت. یک شاپرک بود که بال نداشت. یک جیرجیرک بود که حال نداشت." این سه تا دوست در داستان به یک مورچه کوچولو میرسند که به کمک آنها نیاز دارد و کمک به او باعث میشود که در پایان داستان"هر سه تا دوست، زنگی خوب و خوش و تازهای را شروع کردند."
آقاکُمُده:"یک کمد چوبی بود که درش همیشه باز بود. کمد چوبی مال یک دختر کوچولو بود."یک روز که دختر به مهمانی رفت، تعدادی حشره که در کمد را باز دیدند، بدون توجه به خواهشهای کمد، وارد شدند و آنجا برای خودشان لانه کردند. دختر که برگشت صدای گریه کمد را شنید و رفت سراغ مهمانهای کمد. برای هر کدام خانه مناسب خودش را پیدا کرد. "دخترکوچولو با دستمال کمد را تمیز کرد و قول داد که دیگر دَرش را باز نگذارد."
پسته دهانبسته: یک پسته دهانبسته مهمان سه بچه قورباغه شیطان میشود.بچهها از این همبازی جدید که مادرشان به لانه آورده بود خوششان نیامد. در طول داستان پسته برای نجات جان بچهها ، خودش را پرت میکند روی سنگ و دهانش باز میشود و بچهها هم به خاطر این کار با او دوست میشوند.
زنبورک وزوزی: "یک زنبورک وزوزی بود که دنبال همبازی میگشت." همه از او به خاطر نیش تیزش میترسند و دوست نمیشوند. در نهایت گل سرخ با او دوست میشود.چون گل سرخ میداند که زنبورک وزوزی با نیشش شیره او را میخورد و عسل شیرین و خوشمزه درست میکند.
کتاب دوم:آقا موش باهوش و 4 قصه دیگر
نویسنده:شکوه قاسمنیا/تصویرگر: غلامعلی مکتبی
31 صفحه
قصهها: آشتی، آشتی. از چی بترسم،ازچی نترسم؟ سیب کال و ماهی قرمز. نصفِ مصفِ نصفه یک لقمه . آقاموش باهوش
آشتی،آشتی: "مامان گفت«اسباببازیهایت را از سر راه جمع کن!» دختر گفت«نمیتوانم، حوصله ندارم!»..."مامان و دختر با هم قهر کردند. بابا که خانه آمد و اوضاع را دید با آنها قهر کرد. مامانبزرگ و گربه هم قهر کردند. گربه غذا را ریخت ، دست مامانبزرگ سوخت، پای بابا و سر مامان(به خاطر برخورد با وسایل دختر) درد گرفت. دختر معذرتخواهی کرد. مامان و دختر آشتی کردند. و همه آشتی کردند.
از چی بترسم،ازچی نترسم؟: جوجه کوچولویی که سحر از تخم درآمده، از مادر پرسید که از چی از چی بترسم،ازچی نترسم؟ جواب مادر «دشمن ما،روباه و دوست ما،خورشید» بود. اما روباه با دروغهایش به جوجه میقبولاند که خورشید است.در نهایت با طلوع خورشید دروغ روباه برملا میشود و جوجه نجات پیدا میکند.
سیب کال و ماهی قرمز: سیب کال کوچولو از بالای درخت ماهی قرمز را در رودخانه دید و خواست که به او برسد. کلاغ در ازای زدن یک نوک به او او را از درخت پایین انداخت. در راه رودخانه هر حیوانی یک گاز از او گرفت و او را قل داد تا به رودخانه برسد. در آخر ماهی قرمزیاش را به سیب کال گاز زده میدهد و "یک ماهی سفید، با یک سیب گاز زده قرمز، توی رودخانه شنا میکردند."
نصف نصف نصفه یک لقمه: مادر فاطمه یک لقمه نان و پنیر به او داد.فاطمه نصف لقمه را به کلاغ داد. کلاغ نصف نصف لقمه را به گنجشک داد. گنجشک نصف نصف نصف لقمه را به گربه داد، اما گربه طمع کرد و نصف نصف نصفه لقمه را رها کرده برای خوردن جوجه کوچولو نقشه کشید. اما فاطمه رسید و جوجه را نجات داد. گربه خواست همان نصف نصف نصفه یک لقمه را بخورد که دید مورچهها و بقیه حشرات کوچک آن را خوردهاند.
آقاموش باهوش:صف آقاموشه به سراغ گربه میرود و به او میگوید من میخواهم تو منو بخوری اما چشاتو ببند که من نترسم. گربه چشمانش را میبندد و موش یک سنگ پرت میکند در دهانش. سنگهای بعدی به اسم خواهر و برادر موش به دهان گربه پرتاب میشوند و در ـخر موش با حرفهایش گربه را برای آب خوردن لب حوض میبرد و گربه در آب میافتد.
من نمیدانم آیا درست است که ما دروغگویی را به نام باهوش و ذکاوت معرفی کنیم؟
قصهها: دوست کوچک من،مهمانی،جشن تولد،سرماخوردگی،سفر،باغ سیب، هدیه
در داستان اول زهرا، دختر کوچولویی که داستانها از زبان اوست، دوست کوچک خود، چاقالو کوچولو ، که یک خرس کوچولوی چاقالو است، معرفی میکند و روابط خودش با چاقالوکوچولو را شرح میدهد.
"گاهی وقتها تنهایی میرود توی کوچه، یک روز به چاقالو کوچولو گفتم: چاقالوکوچولوی من، اکر همینطور هرجا دلت خواست بروی، من دیگر با تو دوست نمیشوم.
میدانید او چه کار کرد؟ به جای اینکه گوشهایش را چند بار تکان بدهد و چند بار از من تشکر کند، با من قهر کرد. آخر او قهر کردن را هم خیلی خوب بلد است...."
در داستان دوم زهرا میخواهد به مهمانی برود و چون قصد ندارد خرس کوچولو را با خود ببرد، چاقالو کوچولو با او قهر میکند، وقتی زهرا جریان را به ماردش میگوید،مادر از آنها قول میگیرد که در مهمانی شلوغ نکنند و اجازه میدهد که چاقالوکوچولو هم همراه آنها برود.
در داستان سوم زهرا و چاقالوکوچولو برای جشن تولد عروسک دوست زهرا دعوت شدهاند. در راه برگشت به خانه باز چاقالوکوچولو قهر میکند و فقط با فهمیدن نزدیک شدن روز تولدش یعنی روزی که داییِ زهرا او را برایش خریده، خوشحال میشود.
در داستان «سرماخوردگی» چاقالوکوچولو به خاطر اصرار خودش در یخچال میماند تا در خنکی آن بخوابد و چون زهرا یادش رفته او را از یخچال دربیاورد، حسابی سرما میخورد. مادر به زهرا کمک میکند تا چاقالوکوچولو را که تب کرده پاشویه کند و حال او بهتر شود. چاقالوکوچولو بعد از معذرتخواهی زهرا به خاطر فراموش کردنش در یخچال، با او آشتی میکند.
در داستان «سفر» زهرا و عروسکش یه خانه عمو در روستا میروند. وقتی زهرا با دخترعمویش مشغول آب بازی میشوند، چاقالو کوچولو در آب میافتد و با تلاش زیاد بچهها از آب نجات پیدا میکند. این بار هم با زهرا قهر میکند که چرا مواظبم نبودی و من را کنار آب گذاشتی. و با معذرت خواهی زهرا و آشتی کردن خرس کوچولو داستان به خیر و خوشی تمام میشود.
داستان بعد در همان روستا اتفاق میافتد. وقتی همه به باغ سیب رفتند، چاقالو کوچولو اصرار میکند که سیب بچیند و زهرا او را بالای درخت میگذارد. شب که به خانه برگشتند زهرا یاد چاقالوکوچولو میافتد که بالای درخت مانده. فردا صبح به باغ میرود و چاقالو کوچولو را که گردنش کج شده پایین میآورد و میخواباند تا حالش خوب شود.در اسن داستان هم وقتی زهرا به خاطر اشتباهش معذرتخواهی کرد، چاقالوکوچولو آشتی کرد.
داستان آخر داستان جشن تولد چاقالوکوچولو است. تولد چاقالو کوچولو روزهای آخر شهریور است و زهرا از اول مهر به کلاس اول میرود. هدیه زهرا به خرس کوچکش یک عروسک است که وقتی زهرا به مدرسه میرود، چاقالوکوچولو تنها نباشد و با او بازی کند.
نام:هرکسی کار خودش
شاعر:مصطفی رحماندوست(زندگی نامه شاعر در سایت خبرگزاری کتاب ایران)
نقاش: کریم نصر
ناشر:مؤسسه نشر و تحقیقات ذکر،کتابهای قاصدک

کتاب به معرفی مشاغل در قالب شعر میپردازد.شعرها به زبان محاوره نیستند ، از این جهت برای آشنا کردن کودک با زبان کتابی مناسب هستند.
چوپان،معلم،راننده،پرستار،رفتگر،آتشنشان،چشمپزشک،نانوا،خلبان،ماهیگیر و کتابفروش مشاغل معرفی شده در کتاب هستند. به جز شعر نانوا، بقیه شعرها بین ۵ تا ۱۰ بخش چهار مصراعی هستند .به دلیل طولانی بودن شعرها و متن کتابی و کمی سنگین آنها؛ شاید کتاب برای کودکان زیر پنج سال خستهکننده باشد.

بخشی از شعر معلم(صفحه ۴ و ۵ کتاب):
رفتم کلاس درس و آنجا
خانم معلم، همدمم شد
با"آب،بابا" یاد دادن
آغاز پایان غمم شد
هر روز درس تازهای را
با مهربانی یاد میداد
نادانیم را ذره ذره
با خندهاش بر باد میدادمانند مادر بود او هم
هم قصه و هم شعر میخواند
اما معلم لحظهای هم
من را ز پیش خود نمیراندبا زحمت آموزگارم
حالا خودم استاد هستم
دز خواندن هر شعر و قصه
با میل خود آزاد هستم.
نام:شعر و شکوفه ها
به کوشش ِ: منوچهر ترکمان
ناشر: انتشارات مدرسه

آشنایی با محیط مراکز آموزشی،خورشید،حیوانات،پرندگان،حشرات،خانواده،وطن،نوروز، چهار فصل سال و موضوعات مختص هر فصل،میوه ها،وسایل ارتباط حمعی،وسایل نقلیه،مشاغل،بهداشت، دین و واحدهای مختلف دیگر.
این کتاب برای کسانی که به دنبال اشعار آموزشی کودکان با موضوع خاص میگردند و برای کسانی که بیش از معمول با کودکان سر و کار دارند و مربیان کودک بسیار مفید است.
چاپ سوم کتاب که مربوط به سال 1374 میشود 223 صفحه دارد که همه آن شعر مکتوب است و تصویر و نقاشی کودکانه در کتاب نیست.
همانطور که از سال انتشار کتابی که من دارم و تصویر آن برمی آید، بسیار قدیمی است و احتمال بسیار زیادی می دهم که با توجه به پرفایده بودن کتاب و مطالب پیشگفتار مبنی بر درخواست کمک از مربیان جهت غنی تر کردن کتاب در چاپهای بعدی، کتاب در چاپ های اخیر گسترده تر شده باشد.
__________________________________________________________
از اینهمه تأخیر در به روز کردن وبلاگ معذرت می خواهم. تعدادی کتاب کودک و تربیتی کودک و مجله کودک جدید تهیه کرده ام که ان شاءالله به زودی در وبلاگ قرار خواهم داد.
نام:تاتی میره به خونه
شاعر: پریوش طیبی
مجموعه: ببین، بخوان، بچسبان
ناشر: نشر پیام سبز
گروه سنی:ب(به نظر من گروه سنی الف مناسبتر است)
تلفن ناشر: ۳۳۷۱۸۳۳۶

تاتی میره به خونه مجموعهای تصاویر و شعرهای مرتبط با آنهاست که در تصاویر جای جای فضای خالی وجود دارد که کودک با پیدا کردن برچسب درست از صفحه آخر کتاب و چسباندن آن تصویر را کامل میکند.

شعرها به نظر من از نظر وزن و قافیه شعری، نقصهایی دارند اما برای پسرم بسیار جذاب هستند.همچنین کتاب به لحاظ رنگ و چاپ در حد عالی نیست، هرچند سادگی و زیبایی نقاشیها این اشکال را کمرنگ میکند. تاتی که شخصیت اصلی کتاب است تصویری جذاب و دوست داشتنی برای کودکان دارد.

گل پونه، لاله پونه
تاتی میره به خونه
خونه او خال خالیه قشنگه
یه قارچ رنگارنگه
پیچ داره راه خونه
تاتی خودش خوب بلده، میدونه
نام: قور و قور و قور قار و قار و قار
سراینده: افسانه شعباننژاد
تصویرگر: نیلوفر میرمحمدی
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
گروه سنی: الف
کتاب در سایت ناشر: قور و قور و قور قار و قار و قار

کتاب شامل دوازده شعر زیبا به زبان محاوره است که هر کدام برای آشنایی با صدا و زندگی یکی از حیوانات سروده شده است. همچنین نقاشیهای زیبایی از حیوانات در کتاب به چشم میخورد.
من تمام شعرهای کتاب را بارها و بارها برای پسرم خواندهام و هر دو از شعرهای زیبای آن لذت بردهایم.
البته از شعر مرغ بخشهایی را حذف میکردم، چون فکر میکنم تلویحی که به کار رفته برای بچههای گروه سنی الف مناسب نیست. در بخش آخر شعر، مرغ در خیال خود میپندارد که گربه قصد اذیت کردن و دزدیدن تخم او را دارد و به جای گربه بد به تخم خودش نوک میزند و آن را میشکند.
همچنین در شعر کبوتر، وقتی کبوتر به حیاطی که در مالکیت خروس است میرود، از طرف خروس مورد استقبال واقع نمیشود و از ترس برخورد خروس فرار میکند. "خروسه دنبالش دوید کبوتره ترسید و زود از اونجا پرید". من با تغییرات کوچکی در کلمات شعر، تلخی رفتار خروس و مهماننواز نبودن او را کمتر میکردم و از کلمه ترس استفاده نمیکردم.
به جز موارد ذکر شده بقیه شعرها خیلی دوستداشتنی هستند.با این وجود وزن شعرها اجازه تغییر و یا حذف بعضی کلمات را به راحتی به مادر یا پدر میدهد و شعرها قابلت انعطاف با اهداف آموزشی والدین را دارند؛ البته با اجازه خانم شعباننژاد![]()

-کواک کواک!
- صدای کیه؟
-اردکی که سفیده
بابا برام خریده
رفته توی آب و شنا میکنه
کواک، کواک سر و صدا میکنه
مشغول آببازی شده
با ماهی همبازی شده
هِی میره پایین و میاد روی آب
پیرهن او خیس نمیشه توی آب
نام: اعداد
ترجمه و تألیف: علیرضا مرادی
براساس: کتابی از جونالورنز
طراحی و صفحهآرایی: آتلیه گلدونهها
ناشر: گلدونهها
نمایشگاه و دفتر مرکزی ناشر: میدان توحید، خ گلبار، نرسیده به تقاطع فرصت، پلاک ۹- تلفن: ۶۶۹۰۰۳۲۴
فروشگاه سعادت آباد: سعادت آباد، بالاتر از نیایش، نبش شانزدهم - تلفن: ۲۲۳۵۰۰۵۵
فروشگاه رسالت: رسالت،بین مجیدیه و شانزده متری اول، نبش شهید احمدی - تلفن: ۲۲۳۲۴۷۵۱

این کتاب حاوی بیش از ۵۰ برچسب است که در صفحات ۲ تا ۱۵ کتاب چسبانده میشوند. کودک در این کتاب با مفاهیم ریاضی ساده مانند جمع کردن، دو برابر کردن و منها یا کم کردن با تصاویر و شبهداستانهای کوتاه آشنا میشود. در صفحات اول اعداد کوچکتر و مفاهیم سادهتر بیان شدهاند و به تدریج اعداد بزرگتر و مفاهیم پیچیدهتر مطرح میشوند.
برای کودکانی که به مفاهیم عدد و ریاضی علاقهمند هستند کتاب بسیار جذاب است.
ورقهای کتاب گلاسه هستند و کیفیت برچسبها خوب است. تصاویر بسیار روشن و شفاف هستند و صفحات کتاب را بسیار گیرا کردهاند.

در صفحه ۳ قسمت اول باید برچسب یک موجود فضایی را یافته و در جای خود بچسبانیم:
دو دوست فضایی=میتونی براش یه دوست فضایی پیدا کنی؟+یه موجود فضایی تنها
۲ = ۱ + ۱
نام:درمسجد
نویسنده:اعظم تبرایی
تصویرگران:علی خوشجام-یاسمن اکبری
ناشر:نوای مدرسه
گروه سنی:الف و ب
مجموعه:آفرین دختر گلم
قیمت:۵۰۰ تومان
نشانی دفتر مرکزی ناشر: تهران، خ ایرانشهر شمالی، نرسیده به طالقانی، شماره ۱۳۰، طبقه دوم، واحد۵ - تلفن: ۸۸۲۰۵۸۳ - فاکس: ۸۸۲۲۸۴۵

"در مسجد" عنوان بیست و دومین جلد از مجموعه"آفرین دختر گلم" است.در این کتاب از طریق سارا، شخصیت اصلی داستان، رفتار درست در مسجد و وضو گرفتن صحیح آموزش داده شده است.
"فضای روحانی و پاک مسجد برای روحیه لطیف و حساس کودکان بسیار جذاب و گیراست.نباید به دلیل شیطنتهای کودکانه، آنان را از مسجد دور کنیم؛ زیرا این کار، لطمهای بزرگ و عمیق به روح لطیف آنان نیزند. بهتر است به جای پرخاش به کودکان و دعوت آنها به سکوت در مسجد، فرهنگ مسجد را به آنان بیاموزیم.این کتاب با سادهترین زبان به کودکان میآموزد که در مسجد باید چه رفتاری داشته باشند تا در آن جا نیز درست مانند خانه احساس آرامش کنند. روح لطیف کودکان باید با مسجد انس بگیرد، در مسجد شکل بگیرد و بزرگ شود تا پاکی و خلوص، معصومیت و زلالی آن، همواره حفظ شود."
سارا یک جانماز و چادرنماز تمیز و قشنگ دارد که همیشه بوی گل یاس میدهد. ...
سارا قبل از اینکه به مسجد برود وضو میگیرد. ...
سارا بعضی وقتها دوستانش را در مسجد میبیند. او به دوستانش سلام میکند اما هیچ وقت با آنها صحبت یا بازی نمیکند، چون میداند ....
بعد از تمام شدن نماز، سارا آهسته دعا میکند. ....
سارا بعد از دعا جانمازش را جمع میکند و همراه مادرش به طرف خانه میرود. ....
نام: سیب جان سلام
شاعر: ناصر کشاورز
تصویرگر:مهشید مهاجر
ناشر:انتشارات پریمان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
گروه سنی: ب
لینک کتاب در سایت ناشر:سیب جان سلام

مجموعهای زیبا از سرودههای شاعر خوب کودک آقای کشاورز همراه با تصاویر زیبایی که برای گروه سنی ب منتشر شده است، هرچند برای کودکان پنج سال به بالا هم ممکن است(بسته به میزان و چگونگی مطالعههای قبلی) مناسب باشد.
فهرست شعرهای کتاب به این شرح است:
مسجد ما
نمره بیست
درخت چنار
موش خارجی
ذرهبین
جوراب
سیب جان سلام
گل گل گل کشیدم
لنگه کفشم
پیوند

یک چیز تازه
فهمیدهام من
کاری ندارد
جوراب شستن
من شستم آن را
امروز با دست
چون مادر من
کارش زیاد استجورابم الآن
روی طناب است
هم پاک و زیبا
هم خیس آب استخورشید خانم
تابیده بر آن
پس میشود خشک
جورابم الآن.
نام: خدا چه مهربان است
نویسنده: آکی کو کاگه یاما
مترجم:عبدالوحید ایزدپناه
برگردان به شعر:جعفر ابراهیمی(شاهد)
تصویرگر:تسونه کوتاناکا
ناشر:کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
گروه سنی: الف و ب
لینک کتاب در سایت ناشر:"خدا چه مهربان است"

کتاب یک شعر بلندبسیار زیبا است درباره خداوند. اولین باری که این کتاب را دیدم مجذوب تصاویر زیبای آن شدم و مفاهیم قشنگی که در شعر نهفته است ، با توجه به این که شاعر کتاب ایرانی نیست. و آقای ابراهیمی هم بسیار زیبا آن را به شعر فارسی برگرداندهاند.
همانطور که از تصاویری که قرار دادهام مشخص است، این کتاب از کتابهایی است که در سن نوجوانی یعنی حدود سال ۱۳۷۵برای برادر کوچکم خریدهام و در حال حاضر به امانت نزد من هستند تا برای محمد نیز بخوانم.
از بوی گلها پر شده،
دنیای ما، دنیای ما.
لبخند خوب زندگی،
پیداست در گلبرگها.
هر برگ و هر گلبرگ گل،
مثل سلامی بیصداست.
هر غنچه و هر برگ و گل،
یک هدیه از سوی خداست!

در زیر دریا ماهیان،
هستند در حال شنا.
آبی و زرد و سرخ و سبز،
هستند با هم آشنا.
شهر قشنگ ماهیان،
دنیای زیر آبهاست!
دنیای زیر آبها،
یک قطره از لطف خداست!

از راه آمد، باز شب،
یک روز دیگر هم گذشت!
این روز ِزیبا، هر چه بود،
با شادی و با غم، گذشت!
با آنکه تاریک است شب،
اما نترس از دیو و گرگ!
زیرا که میپاید تو را
هر شب، خداوند بزرگ!

البته من شخصا با خواندن بیت یکی مانده به آخر کتاب که در بالا ملاحظه کردید، موافق نیستم. و در مورد پسر خودم هرگز از کلمه نترس استفاده نکردهام، چون فکر میکنم معنی این کلمه برای کودک این است که "حق دارد بترسد"! و هنگام خواندن این کتاب هر بار از زیر خواندن "با آنکه تاریک است شب ، اما نترس از دیو و گرگ" به نحوی فرار کردهام یا از کلمات جایگزین استفاده کردهام.
-----------------
از همه دوستان عزیزی که در این مدت ِعدم دسترسی من به اینترنت پر سرعت و به روز نکردن وبلاگ به اینجا سر زدند و اظهار لطف کردند، سپاسگزارم. امیدوارم بتوانم محبتهای شما را با معرفی کتابهای بهتر جبران کنم.
نام:در آداب غذا خوردن
نویسنده:اعظم تبرایی
تصویرگران:علی خوشجام-یاسمن اکبری
ناشر:نوای مدرسه
گروه سنی:الف و ب
مجموعه:آفرین دختر گلم
قیمت:۵۰۰ تومان
نشانی دفتر مرکزی ناشر: تهران، خ ایرانشهر شمالی، نرسیده به طالقانی، شماره ۱۳۰، طبقه دوم، واحد۵ - تلفن: ۸۸۲۰۵۸۳ - فاکس: ۸۸۲۲۸۴۵

این کتاب بیست و پنجمین جلد از مجموعه "آفرین دختر گلم" است . شخصیت اصلی کتاب دختری به نام "سارا" ست که در این کتاب آداب غذا خوردن را به خوبی رعایت میکند.پشت جلد کتاب با عنوان "سخنی با بزرگترها" چنین آمده است:
"والدین همیشه دوست دارند فرزندانی مؤدب داشته باشند. یکی از آدابی که بسیار مورد توجه والدین است، آداب غذا خوردن است؛ بهویژه در میهمانیها......
اما متأسفانه گاهی اوقات کودک برخی از نکاتی را که بارها به او توصیه شده است رعایت نمیکند. زیرا امر و نهی والدین برای کودکان تکراری شده ...
حال، اگر همان امر و نهیهای والدین ،در یک کتاب، آن هم با زبانی بسیار ساده و گویا بیان شود، بهخوبی ملکه ذهن کودک میشود. "

سارا دختر خیلی خوبی است. سارا در پهن کردن سفره و چیدن آن به مادرش کمک می کند. سارا قبل از غذا خوردن دستهایش را میشوید. سارا قبل از غذا خوردن «بسم الله الرحمن الرحیم» میگوید.سارا وقتی میخواهد روی پلویش خورشت بریزد، قاشق را در تمام ظرف خورشت نمیچرخاند.سارا هیچ وقت قبل از آمدن بزرگترها غذا خوردن را شروع نمیکند.سارا بعد از غذا خوردن، خدا را شکر میکند و از مادرش تشکر میکند.
نام:حسنی تو شهر قصه
سراینده: شکوه قاسمنیا
تصویرگر: غلامعلی مکتبی
ناشر:نشر پیدایش
فروشگاه و نمایشگاه مرکزی نشر پیدایش : خ.انقلاب ،خ.فخر رازی،خ.شهدای ژاندارمری،پلاک ۱۹۲ - تلفن:۶۴۹۹۲۴۳

کتاب زیبای "حسنی تو شهر قصه" با شعرهای روان و دلنشین و نقاشیهای جذاب و دوست داشتنی در هفت ترانه داستانهای معروف ایرانی را با دیدی جدید بیان میکنند:
حسنی و کدوی قلقلهزن
حسنی و طلسم چاه
حسنی و خروس زرگر
حسنی تو شهر قصه
حسنی و بزبز قندی
حسنی و اشی مشی
حسنی و غول چراغ جادو

....
گرگه به گریه افتاد:
-من نبودم، ولم کن
حسنی، به دادم برس
چاره مشکلم کن
یکدفعه از راه دور
صدای مع مع اومد
بزغالهها رسیدند
حسنی پرید و داد زد:
«بزبزقندی، ول کن
گرگه نکرده تقصیر
بزغالههات رسیدند
سالم و سرحال و سیر»
......
نام:خانه ای برای بچه خرس
نویسنده: کارن گونتورپ
مترجم: مهدی شهشهانی
تصویرگر: آتیلیو کازینلی
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
گروه سنی: الف
نشانی مرکز پخش ناشر:تهران، خ فاطمی، خ حجاب ، جنب هتل لاله. تلفن: ۸۸۵۵۲۹۹ و ۸۸۵۵۳۰۲
نشانی اینترنتی ناشر: www.kanoonparvaresh.com
لینک کتاب در سایت کانون: خانه ای برای بچه خرس

خرس کوچولوی قرمز در غار تاریکی دور از جنگل زندگی می کرد. یک روز تصمیم گرفت به جنگل برود و در آنجا زندگی کند. در جنگل با کمک سنجاب بالای درخت برای خودش خانه ای ساخت و از تمام دوستان سنجاب خواستند تا به دیدن خانه جدید بیایند. پرستو،خارپشت،قورباغه،دارکوب،خرگوش،گورکن و جغد به دیدن خانه آمدند .

مزیت کتاب این است که کودک با نام و تصویر تعداد زیادی از حیوانات جنگل آشنا میشود. تصاویر بسیار ساده هستند و کودک ِعلاقهمند به نقاشی به راحتی میتواند با تقلید از آنها تصاویر حیوانات را نقاشی کند. در آخر کتاب هم تصاویر همه صفحهها به صورت کوچک و رنگ نشده چاپ شدهاند.
اما اشکالی که به نظر من دارد، این است که خرس کوچولو در کنار سنجاب و بالای درخت برای خودش لانه میسازد و این در دنیای واقعی ممکن نیست. اما صمیمیتی که بین خرس و سنجاب وجود دارد زیبا و قابل ستایش است.
نام:خطر در خیابان
نویسنده:اعظم تبرایی
تصویرگران:علی خوشجام-یاسمن اکبری
ناشر:نوای مدرسه
گروه سنی:الف و ب
مجموعه:آفرین پسر گلم
قیمت:۵۰۰ تومان
نشانی دفتر مرکزی ناشر: تهران، خ ایرانشهر شمالی، نرسیده به طالقانی، شماره ۱۳۰، طبقه دوم، واحد۵ - تلفن: ۸۸۲۰۵۸۳ - فاکس: ۸۸۲۲۸۴۵

این کتاب اولین جلد از مجموعه"آفرین پسر گلم" است که در آن نحوه برخورد با خطرات خیابان از طریق پسر خوب کتابهای آفرین پسر گلم یعنی سامان به خوانندگان کودک آموزش داده میشود.
ناشر پشت جلد کتاب توضیح میدهد:
"... اگرچه بزرگترها غالبا مانع از خطر میشوند اما آیا میشود همواره به دنبال بچهها بود؟بهتر است قبل از هر حادثهای کودک را باخطرها آشنا کرد تا این آشنایی و آگاهی مانند نگهبانی همراه او باشد......
مطالب و تصاویر گویای این کتاب باعث میشود تا کودک شما با خطرهایی که در گوشه و کنار خیابان در کمین او نشسته است، آشنا شود و نکات ایمنی در خیابان را رعایت کند."

سامان میداند که باید از محل خطکشی عابر پیاده بگذرد.سامان در خیابانهای شلوغ، دستش را به بزرگترهایش میدهد.سامان آدرس خانهشان را بلد است. او هیچوقت دست یا سرش را از پنجره ماشین بیرون نمیبرد.سامان هیچوقت با سهچرخهاش به خیابان نمیرود.
نام: دست کوچولو پاکوچولو
شاعر: شکوه قاسمنیا
تصویرگر: غلامعلی مکتبی
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
گروه سنی: الف
نشانی مرکز پخش ناشر:تهران، خ فاطمی، خ حجاب ، جنب هتل لاله. تلفن: ۸۸۵۵۲۹۹ و ۸۸۵۵۳۰۲
نشانی اینترنتی ناشر: www.kanoonparvaresh.com
لینک کتاب در سایت کانون: دست کوچولو، پاکوچولو

کتاب زیبای دست کوچولو پاکوچولو ۱۲ شعر زیبا از شاعر کودکان "شکوه قاسمنیا" دارد به نامهای: خانه،عینکنقاشی،مثل انگشتر،خروس خوب،دست کوچولو پاکوچولو،پینه دوز،آینه،داداش،معلم گربهها،زنبور و نقطه. شعرها کوتاه و شیرین و شنیدنی هستند. و بعضی از آنها در نوارهای ترانه کودکان مورد استفاده قرار گرفتهاند.

داداش من خوابیده
لحافو روش کشیده
تو خواب داره میخنده
چی دیده؟چی شنیده؟
□
شاید که یک فرشته
رسیده از آسمون
براش لالایی خونده
لباشو کرده خندون
نام: آقا کوچولوی پرحرف
نویسنده: راجر هارگریوز
مترجم: شهرزاد کریمی
بازنویس: شیوا دوستانی
مجموعه: کوچولوها
ناشر: نشر گوهر دانش
قیمت:۲۵۰ تومان
آدرس ناشر: تهران،میدان محسنی،خیابان وزیری، کوچه کاووسی، پلاک ۵. تلفن: ۲۲۲۰۱۵۹ - نمابر:۷۴۹۳۸۱۱ - gohardanesh@hotmail.com

آقا کوچولوی پرحرف یکی از اهالی شهر آدم کوچولوهاست. هر کدام از اهالی شهر یک ویژگی بارز دارد که با آن نامگذاری شده است. آقاکوچولوی پرحرف هم همیشه در حال صحبت کردن است. یک روز که برای خرید کلاه جدید به فروشگاه رفته است، آقای کلاه فروش برای او یک کلاه عجیب سفارش میدهد که باعث میشود آقا کوچولوی پرحرف کمتر حرف بزند و سکوت کند!

از این مجموعه کتابهای زیادی چاپ شده است. روی جلد کتاب آقاکوچولوی پرحرف تصویر 40 تا آقاکوچولوی دیگر وجود دارد. تعداد خانم کوچولوها هم باید همین حدود باشد.
من شخصا کتابهای این مجموعه را خیلی نمیپسندم. محتوای آموزشی زیادی ندارند و گاهی بیش از حد خیالی و رؤیایی هستند . با این وجود این داستان را دوست دارم. پسرم اما به همه کتابهای مجموعه علاقه دارد.
روایت کتاب کاملا قصه گویی و خطاب به بچههاست. کتاب اینگونه آغاز میشود:
"آقا کوچولوی پرحرف!
حتما میتوانید حدس بزنید که او چگونه آدمی است؟
بله او کسی است که خیلی زیاد حرف میزند.
آقاکوچولوی پرحرف مرتب با هرکس و در مورد هر چیزی صحبت میکند."
و با این جملهها به پایان میرسد:
"....به همین خاطر همه از کلاه جدید آقاکوچولوی پرحرف خوششان آمد.
فکر میکنم شما هم از کلاه جدید آقاکوچولوی پرحرف خوشتان آمد.
درسته؟"
تصاویر کتاب هم زیبا و با رنگهای شاد هستند. اما نامی از تصویرگر در ابتدای کتاب نیامده است!
- گروه الف: آمادگی و سال اول دبستان
- گروه ب: ساالهای دوم و سوم دبستان
- گروه ج: سالهای چهارم و پنجم دبستان
- گروه د: دوره راهنمایی
- گروه هـ: سالهای دبیرستان
تا جایی که من اطلاع دارم این تقسیمبندی را کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان معرفی کرده است و پشت جلد همه کتابهای کانون نیز وجود دارد.
البته در جایی هم این گروهبندی را دیدم:
- گروه الف: سال های قبل از دبستان.
- گروه ب : سال های آغاز دبستان(کلاس های اول،دوم و سوم).
- گروه ج : سال های پایان دبستان(کلاس های چهارم و پنجم).
- گروه د : دوره ی راهنمایی.
- گروه ه : سال های دبیرستان.
که تفاوت آنها فقط در گروه الف و ب است.
معمولا در مورد مخاطبان خاص گروه سنی الف ، روی جلد کتابها تفکیک سن نوشته شده است، مثلا برای دو ساله ها یا ۲-۵ سال.
نام:در ادب و احترام
نویسنده:اعظم تبرایی
تصویرگران:علی خوشجام-یاسمن اکبری
ناشر:نوای مدرسه
گروه سنی:الف و ب
مجموعه:آفرین پسر گلم

"در ادب و احترام" پانزدهمین جلد از مجموعه " آفرین پسر گلم" است که درباره کودکی بسیار مؤدب به نام سامان است. سامان به همه احترام میگذارد و شخصیتی مثبت و دوستداشتنی دارد. کودک با خواندن کتاب میآموزد که رفتارهای او از نگاه دیگران دور نیمماند . او با رفتارهای خوب، شایسته و مؤدبانه آشنا میشود و درمییابد که این گونه رفتارها بدون پاسخ نمیماند و با مؤدب بودن میتواند محبوبیت پیدا کند.
در مورد این مجموعه کتاب و شخصیت اصلی آن در همین وبلاگ توضیحات مختصری دادهام .

"سامان در وقت غذا خرودن با دهان پر حرف نمیزند . او اول لقمهاش را قورت میدهد ، بعد حرف میزند.اگر وقتی که دهانش پر است، مجبور شود حرف بزندف با دست جلوی دهانش را میگیرد...."
نام:علی کوچولو و مدرسه
شاعر:اسدالله شعبانی
تصویرگر:ویدا لشکری
ناشر:کتابهای بنفشه- واحد کودکان و نوجوانان مؤسسه انتشارات قدیانی
مجموعه:شعرهای شیرین برای بچهها
لینک کتاب در سایت ناشر:علی کوچولو و مدرسه

کتاب ۷ شعر دارد که آقای اسدالله شعبانی در "سخنی با بزرگترها"ی کتاب آنها را اینگونه توصیف کردهاند:
"ترانههای علی کوچولو به شیوه عامیانه سروده شده و به همین لحاظ زبان آن شکسته و محاورهای است. .... البته هنگام شعرخوانی میتوانید به دلخواه صورت سالم کلام را تلفظ کنید."
همه شعرها درباره شخصیت اصلی کتاب "علی کوچولو" هستند که در اکثر شعرها گربه علی به نام "شنگولک" هم حضور دارد.زبان محاوره شعرها آنها را بسیار گیرا کرده است و طنز شیرینی که در بعضی از ترانهها وجود دارد جذابیت آنها را دو چندان کردهاست.
تصاویر کتاب هم زیبا و جذاب هستند.و همانگونه که از این دو عکس پیداست ، این کتاب از آثار زمان کودکی برادرم هستند که در حال حاضر محمد از آنها استفاده میکند.

علی کوچولو یه باغچه داشت
تو باغچهاش
گلهای رنگارنگ میکاشت
یه روز که توی باغچه بود
دید که یه گل
غنچه خود رو وا کرد
با خندهاش صدا کرد:
علی، علی مرا ببین
اما نچین.
.......


