تبليغاتX
کتاب کودک



نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 15:34 روز یکشنبه نوزدهم مهر 1388

نام: دفتر نقاشی چشمک

اجرا: امیرحسین یزدانیان­پور

مجموعه: هم نقاشی هم بازی- قورباغه

گروه سنی: ب

طرح و مقدمه : مؤسسه نشر افق

ناشر:کتاب­های فندق، واحد کودک مؤسسه نشر افق

کتاب در وب سایت ناشر- همراه با امکان خرید اینترنتی: دفتر نقاشی قورباغه

دفتر نقاشی قورباغه

این دفتر نقاشی، به شکل قورباغه است و چشم قورباغه روی جلد متحرک است.

در صفحه اول مقدمات آموزش نقاشی به بچه­ها و هدف از آموزش نقاشی به بچه­ها به طور مختصر بیان شده است.

در صفحات متقابل موجودات دریایی به صورت قرینه وجود دارد، اما تصویر سمت چپ بخش­هایی کم دارد که آن بخش­ها در تصویر سمت راست موجودند. از شیوه چاپی که در صفحه آخر توضیح داده شده، باید استفاده کرد تا تصویر سمت چپ کامل شود.

لاک پشت

تصاویر بخش کمی از صفحه را اشغال کرده­اند و بقیه صفحه برای نقاشی کشیدن بچه­ها سفید است. 



دسته بندی : آموزشی ها




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 18:24 روز شنبه هجدهم مهر 1388

نام: تراکتور ترمز بریده

نویسنده: هیتر ایمری

مترجم: حسین فتاحی

تصویرگر: استیون کارت­رایت

مجموعه: قصه­های مزرعه - 3

گروه سنی: ب (پیش­دبستانی ها و سال­های اول و دوم)

وب­سایت ناشر:  www.ghadyani.ir

تراکتور ترمز بریده

قصه­های مزرعه، مجموعه قصه­ای فوق­العاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسان­هایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.

همه کتاب­های مجموعه با این جمله­ها شروع می­شوند:

«اینجا مزرعه درخت سیب است. مزرعه مال خانواده بوت(امیدوار) است. اینها هم خانم بوت(امیدوار) و دو بچه­اش پوپی(پوپک) و سم(پویا).»

بعد از این جملات داستان اصلی شروع می­شود. در قصه «تراکتور ترمز بریده » وقتی آقای تد(توانا) در حال پایین رفتن از سرازیری تپه بود، ترمز تراکتور عمل نمی­کند و با سرعت در گودال آب پایین دره می­افتد. پوپی(پوپک) و سم(پویا) به خانه می­روند و به آقای کالسکه­ران زنگ می­زنند. آقای کالسکه­ران با اسبش، قهرمان، به کمک می­آید و تراکتور را از آب بیرون می­کشد.

تراکتور ترمز بریده- صفحه 8و9

در این کتاب هم نکاتی مانند همکاری و همیاری به وضوح وجود دارد. جنبه شوخی هم در داستان هست که بچه­ها را خندانده و شاد می­کند.

توضیح بیش­تر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار داده­ام.

در این کتاب هم اردک زرد کوچولو با بچه­ها قایم موشک بازی می­کند.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 18:17 روز جمعه هفدهم مهر 1388

نام: این خانه من است!

نویسنده: ژرژ شانون

ترجمه: علی­ اصغر سرحدی

تصویرگران: ژوره آرواگو – آرین دوی

ناشر: کتاب­های شکوفه، وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر

گروه سنی: الف

وب سایت ناشر: www.amirkabir.net

اینجا خانه من است!

کتاب داستان مارمولکی است که بر روی تخته سنگی خانه دارد، اما یک شب که به خانه برمی­گردد، می­بیند که مار بزرگی روی تخته سنگ او خوابیده. دو شب سعی می­کند مار را متقاعد کند که این تخته سنگ، خانه اوست. اما مار می­گوید که خودم آن را پیدا کرده­ام و خانه من است و من هیچ وقت اشتباه نمی­کنم.

در این دو شب مارمولک آوازی می­خواند که مضمون آن امیدواری است.

شب سوم مارمولک به مار پیش­نهاد می­دهد که قرعه کشی کنند. یک سنگ سیاه و یک سنگ سفید در کیسه ای بگذارند، اگر مارمولک سنگ سیاه را برداشت، تخته سنگ خانه اوست و اگر سنگ سفید را بردارد، تخته سنگ خانه مار می­شود. مار به شرطی می­پذیرد که سنگ­ها و کیسه را خودش انتخاب کند. مارمولک قبول می­کند و کنار جویبار قرار می­گذارد.

فردا صبح که مار با کیسه ای با دو سنگ سفید می­آید، مارمولک سنگ را از کیسه بیرون می­آورد و قبل از آن که کسی آن را ببیند، از دستش درون جویبار می­افتد. مار خوش­حال می­شود اما مارولک می­گوید تو هیچ­وقت اشتباه نمی­کنی، اگر سنگ درون کیسه سیاه باشد، معلوم است سنگی که از دست من افتاده سفید بوده و تو برنده­ای.

و به این ترتیب مارمولک کوچک با فکر خود بر مار بزرگ پیروز می­شود.

نویسنده داستان را بسیار زیبا روایت کرده. و تصویرگران خیلی خوب تصاویر را کشیده­اند. کوچکی مارمولک در مقابل مار کاملا مشهود است. حالات چهره مار و مارمولک و سایر شخصیت­ها به خوبی در تصاویر به نمایش درآمده اند.

ترجمه کتاب نیز خوب است. البته ترانه­هایی که مارمولک برای خودش می­خواند، شاید می­شد که به­تر به شعر تبدیل شوند. با این حال مضمون امیدوارانه آن­ها بسیار خوب است.

در متن این داستان امید و پشت­کار، استفاده از تفکر و مقاومت در برابر سخنان منفی و ناامیدکننده دوستان به خوبی مشهود است.



دسته بندی : کتاب کودک