تبليغاتX
کتاب کودک

نام: سیب جان سلام

شاعر: ناصر کشاورز

تصویرگر:مهشید مهاجر

ناشر:انتشارات پریمان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

گروه سنی: ب

لینک کتاب در سایت ناشر:سیب جان سلام

سیب جان سلام

مجموعه‌ای زیبا از سروده‌های شاعر خوب کودک آقای کشاورز همراه با تصاویر زیبایی که برای گروه سنی ب منتشر شده است، هرچند برای کودکان پنج سال به بالا هم ممکن است(بسته به میزان و چگونگی مطالعه‌های قبلی) مناسب باشد.

فهرست شعرهای کتاب به این شرح است:

مسجد ما
نمره بیست
درخت چنار
موش خارجی
ذره‌بین
جوراب
سیب جان سلام
گل گل گل کشیدم
لنگه کفشم
پیوند

سیب جان سلام - صفحه 18 و 19

یک چیز تازه
فهمیده‌ام من
کاری ندارد
جوراب شستن

من شستم آن را
امروز با دست
چون مادر من
کارش زیاد است

جورابم الآن
روی طناب است
هم پاک و زیبا
هم خیس آب است

خورشید خانم
تابیده بر آن
پس می‌شود خشک
جورابم الآن.

نوشته شده توسط زهرا سادات نوری در ساعت 14:51 | لینک  | 

نام:به بچه‌ها گفتن، از بچه‌ها شنیدن:گفت و شنود با کودکان

نویسندگان: آدل فابر، الین مازلیش

مترجم: فاطمه عباسی‌فر

ناشر:دایره

لینک کتاب در سایت ناشر: معرفی کتاب

به بچه‌ها گفتن، از بچه‌ها شنیدن

 

این کتاب درباره چگونگی برقراری ارتباط کلامی صحیح با کودکان است. چگونه به صحبتهای کودکانمان گوش دهیم و چگونه با آنها صحبت کنیم که به خوبی به ما توجه کنند و نتیجه دلخواه را بگیریم.

اوقاتی وجود دارد که محبت، اعمال خود به خودب و نیات خوبکافی نیست.  هنگامی که والدین روی خط اتش هستند به مهارت نیر نیاز دارند.

 

"ما می‌‌خواهیم برای زندگی بهتر راهی بیابیم که بتوانیم درباره خودمان احساس خوبی دشاته باشیم و به کسانی که دوستشان داریم کمک کنیم تا آنان نیز درباره خودشان احساس خوبی داشته باشند.

ما می‌‌خواهیم راهی بیابیم که بدون عیبجویی و تهمت متقابل، با دیگران زندگی کنیم.

ما می‌‌خواهیم راهی بیابیم که نسبت به احساس همدیگر بیشتر حساس باشیم.

ما می‌‌خواهیم راهی بیابیم تا در برابر نیازهای کودکانمان(همچنین در مقابلنیازهای خودمان) با احترام رفتار کنیم.

ما می‌‌خواهیم راهی بیابیم که موجب شود کودکانمان مسئول و دقیق بار بیایند.

ما می‌‌خواهیم دور باطل گفتگو  میان خودمان و کودکانمان(که نسل به نسل به ما به ارث رسیده است) را بشکنیم و میراث متفاوتی برای فرزندانمان باقی بگذاریم؛ روش ارتباطی که بتوانند برای بقیه عمرشان استفاده کنند،با رفقایشان،با همکارانشان،والدینشان،همسرشان، و روزی با فرزندانشان."

 

این کتاب پر است از مثال‌ها و تصاویری که ما در زندگی خودمان بارها و بارها آنها را مشاهده کردهایم و از تکرار روزمره آنها خسته شدهایم و در مقابل آنها راهکارهای  عملی و بسیار مؤثری ذکر شده که اجرای آنها بسیاری از مشکلات ما را حل خواهند کرد.

 

به نظر من این کتاب یکی از منابعی است که در کنار هر کودکی باید در اختیار والدین او باشد.

تصویر بالا مربوط به جلد اول کتاب است . هم اکنون جلد دوم آن نیز منتشر شده است، اما بنده فقط جلد اول آن را دارم.

 
نوشته شده توسط زهرا سادات نوری در ساعت 9:4 | لینک  | 

نام: خدا چه مهربان است

نویسنده: آکی کو کاگه یاما

مترجم:عبدالوحید ایزدپناه

برگردان به شعر:جعفر ابراهیمی(شاهد)

تصویرگر:تسونه کوتاناکا

ناشر:کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

گروه سنی: الف و ب

لینک کتاب در سایت ناشر:"خدا چه مهربان است"

خدا چه مهربان است

کتاب یک شعر بلندبسیار زیبا است درباره خداوند. اولین باری که این کتاب را دیدم مجذوب تصاویر زیبای آن شدم و مفاهیم قشنگی که در شعر نهفته است ، با توجه به این که شاعر کتاب ایرانی نیست. و آقای ابراهیمی هم بسیار زیبا آن را به شعر فارسی برگردانده‌اند.

همان‌طور که از تصاویری که قرار داده‌ام مشخص است، این کتاب از کتاب‌هایی است که در سن نوجوانی یعنی حدود سال ۱۳۷۵برای برادر کوچکم خریده‌ام و در حال حاضر به امانت نزد من هستند تا برای محمد نیز بخوانم. 

از بوی گل‌ها پر شده،
دنیای ما، دنیای ما.
لبخند خوب زندگی،
پیداست در گلبرگ‌ها.

هر برگ و هر گلبرگ گل،
مثل سلامی بی‌صداست.
هر غنچه و هر برگ و گل،
یک هدیه از سوی خداست!

یک هدیه از سوی خدا

در زیر دریا ماهیان،
هستند در حال شنا.
آبی و زرد و سرخ و سبز،
هستند با هم آشنا.

شهر قشنگ ماهیان،
دنیای زیر آب‌هاست!
دنیای زیر آب‌ها،
یک قطره از لطف خداست!

یک قطره از لطف خدا

 

از راه آمد، باز شب،
یک روز دیگر هم گذشت!
این روز ِزیبا، هر چه بود،
با شادی و با غم، گذشت!

با آن‌که تاریک است شب،
اما نترس از دیو و گرگ!
زیرا که می‌پاید تو را
هر شب، خداوند بزرگ!

خداوند بزرگ

البته من شخصا با خواندن بیت یکی مانده به آخر کتاب که در بالا ملاحظه کردید، موافق نیستم. و در مورد پسر خودم هرگز از کلمه نترس استفاده نکرده‌ام، چون فکر می‌کنم معنی این کلمه برای کودک این است که "حق دارد بترسد"! و هنگام خواندن این کتاب هر بار از زیر خواندن "با آن‌که تاریک است شب ، اما نترس از دیو و گرگ" به نحوی فرار کرده‌ام یا از کلمات جایگزین استفاده کرده‌ام.

-----------------

از همه دوستان عزیزی که در این مدت ِعدم دسترسی من به اینترنت پر سرعت و به روز نکردن وبلاگ به اینجا سر زدند و اظهار لطف کردند، سپاسگزارم. امیدوارم بتوانم محبت‌های شما را با معرفی کتاب‌های به‌تر جبران کنم.

نوشته شده توسط زهرا سادات نوری در ساعت 8:46 | لینک  |