تبليغاتX
کتاب کودک



نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 9:30 روز چهارشنبه سیزدهم آبان 1388

نام: کره اسب کوچولو

نویسنده: هیتر ایمری

مترجم: حسین فتاحی

تصویرگر: استیون کارت­رایت

مجموعه: قصه­های مزرعه - ۵

گروه سنی: ب (پیش­دبستانی ها و سال­های اول و دوم)

وب­سایت ناشر:  www.ghadyani.ir

کره اسب کوچولو 

قصه­های مزرعه، مجموعه قصه­ای فوق­العاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسان­هایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.

یک روز که بچه­ها همراه پدر به گردش می­رفتند کره اسب کوچولوی غمگینی را دیدند که مال همسایه جدید آقای استون(شادمان) بود.آقای شادمان معتقد بود کره اسب چموش و رام­نشدنی است. اما پوپک تصمیم گرفت از او مراقبت کند. یک روز که پوپک و پویا برای غذا دادن به اسب رفته بودند، دیدند افسارش لای چوب­های پرچین گیر کرده. پدر به کمک آن­ها آمد و اسب را نجات داد. اسب دنبال بچه­ها راه افتاد که مرد خشمگینی با چوب­دستی از راه رسید. آقای استون(شادمان) بود که می­خواست اسب را ادب کند. پوپک بازوی مرد را گرفت ومانع او شد. فردا صبح که بچه­ها دیدند که پدر اسب را برای آن­ها از آقای شادمان خردیه است و بسیار خوش­حال شدند.

کره اسب کوچولو- صفحه5

این داستان از معدود داستان­های مجموعه است که پدر در آن حضور دارد. اما حضور پدر بسیار صمیمی و گرم است.

در این داستان به جز تغییر اسامی افراد، من روند اختصاصی داستان را دو نفره کردم. داستان بیش­تر تلاش پوپی(پوپک) بود و در آخر پدر اسب را برای او خرید، که من در همه داستان سم(پویا) را نیز شریک کردم.

این داستان نکات زیادی در خود دارد. اول که پدر با بچه­ها با گردش می­رود. همراهی پدر با تصمیمی که پوپی(پوپک) برای مراقبت از اسب گرفت و کمک به او در موقع نیاز. در داستان مهربانی با حیوانات هست. و توجه به این نکته که حیوان با مهربانی رام بچه­ها شد، اما صاحب خشمگین و بداخلاق خودش نتوانست او را رام کند. و در آخر این که پدر اسب را برای بچه­ها خرید و جمله­ای که به کار برد، اشتراک زندگی با مادر را به خوبی نشان می­دهد. پدر به بچه­ها گفت:"ما کره اسب را برای شما خریدیم."

توضیح بیش­تر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار داده­ام.

در این کتاب هم اردک زرد کوچولو با بچه­ها قایم موشک بازی می­کند.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 11:17 روز سه شنبه دوازدهم آبان 1388

نام: بابا آمد، نان آورد

سراینده: مصطفی رحماندوست

تصویرگر: علی خدایی

ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

گروه سنی: ب

وب­سایت ناشر: www.kanoonparvaresh.com

بابا آمد، نان آورد

کتاب در 30 صفحه، 15 شعر زیبا دارد که سه تای آن بسیار شناخته شده هستند و از آن­ها برای ساخت ترانه­های کودک استفاده شده. اول شعر«به به به» که درمورد ورود بابا به خانه است و در سیما با استفاده از آن نماهنگی برای کودکان درست شده. دوم شعر «به پاییز سلام»، سلام به فصل پاییز/ به فصل باغ عریان/ به فصل زردی برگ/به فصل باد و توفان. و سوم شعر بسیار معروف«مهتاب لالا» که همه هم­سن و سالان مرا به یاد ساعت 9 شب رادیو سراسری آن زمان می­اندازد و قصه­های شیرین خانم قصه­گوی مهربان. نمی­دانم هنوز هم این برنامه از رادیو پخش می­شود یا خیر؟

نوبت غنچه

اشعار کتاب همان گونه که از نام پرآوازه شاعر، آقای رحماندوست، هم فهمیده می­شود، بسیار پخته با وزن و قافیه­های کامل و درست هستند و به صورت غیر عامیانه سروده شده است. به نظر من نباید در میان شعرهای محاوره­ای و بعضا به لحاظ وزن و قافیه ضعیف این روزها، این ترانه­های قوی به فراموشی سپرده شوند.

تصویرسازی کتاب هم خوب و مناسب با متن اشعار است و احتمالا با این سوالاتی از این دست مواجه نمی­شوید که «چرا لباس عروسکش آبیه؟ مگه شعرش نمیگه عروسک قشنگ من قرمز پوشیده» که هنگام خواندن بعضی داستان­ها و شعرها پبش می­آید.

 



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 10:25 روز دوشنبه چهارم آبان 1388

نام: گوسفند بازیگوش

نویسنده: هیتر ایمری

مترجم: حسین فتاحی

تصویرگر: استیون کارت­رایت

مجموعه: قصه­های مزرعه - 4

گروه سنی: ب (پیش­دبستانی ها و سال­های اول و دوم)

وب­سایت ناشر:  www.ghadyani.ir

گوسفند بازیگوش

قصه­های مزرعه، مجموعه قصه­ای فوق­العاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسان­هایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.

یکی از گوسفندهای خانواده بوت(امیدوار) ، پشمالو، از علف خوردن خسته می­شود. یک روز از چراگاه بیرون رفته و مشغول خوردن انواع گل­هایی شد که خانم بوت(امیدوار) می­خواست برای نمایشگاه ببرد.  مادر و بچه­ها به سمت نمایشگاه رفتند و پشمالو هم پشت سر آن­ها راه افتاد. پشمالو وارد میدان مسابقه گوسفندها شد. خانم امیدوار ناگهان چشمش به پشمالو افتاد.­ داور او را به عنوان گوسفند برنده انتخاب کرد و به او جایزه داد.

گوسفند بازشگوش- صفحه 8 و9

این داستان نکته اخلاقی یا مهارت اجتماعی خاصی در خود نهفته نداشت، اما رفتار متفاوت گوسفند و عاقبت خوب داستان آن را جذاب کرده است.

توضیح بیش­تر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار آورده­ام.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 15:34 روز یکشنبه نوزدهم مهر 1388

نام: دفتر نقاشی چشمک

اجرا: امیرحسین یزدانیان­پور

مجموعه: هم نقاشی هم بازی- قورباغه

گروه سنی: ب

طرح و مقدمه : مؤسسه نشر افق

ناشر:کتاب­های فندق، واحد کودک مؤسسه نشر افق

کتاب در وب سایت ناشر- همراه با امکان خرید اینترنتی: دفتر نقاشی قورباغه

دفتر نقاشی قورباغه

این دفتر نقاشی، به شکل قورباغه است و چشم قورباغه روی جلد متحرک است.

در صفحه اول مقدمات آموزش نقاشی به بچه­ها و هدف از آموزش نقاشی به بچه­ها به طور مختصر بیان شده است.

در صفحات متقابل موجودات دریایی به صورت قرینه وجود دارد، اما تصویر سمت چپ بخش­هایی کم دارد که آن بخش­ها در تصویر سمت راست موجودند. از شیوه چاپی که در صفحه آخر توضیح داده شده، باید استفاده کرد تا تصویر سمت چپ کامل شود.

لاک پشت

تصاویر بخش کمی از صفحه را اشغال کرده­اند و بقیه صفحه برای نقاشی کشیدن بچه­ها سفید است. 



دسته بندی : آموزشی ها




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 18:24 روز شنبه هجدهم مهر 1388

نام: تراکتور ترمز بریده

نویسنده: هیتر ایمری

مترجم: حسین فتاحی

تصویرگر: استیون کارت­رایت

مجموعه: قصه­های مزرعه - 3

گروه سنی: ب (پیش­دبستانی ها و سال­های اول و دوم)

وب­سایت ناشر:  www.ghadyani.ir

تراکتور ترمز بریده

قصه­های مزرعه، مجموعه قصه­ای فوق­العاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسان­هایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.

همه کتاب­های مجموعه با این جمله­ها شروع می­شوند:

«اینجا مزرعه درخت سیب است. مزرعه مال خانواده بوت(امیدوار) است. اینها هم خانم بوت(امیدوار) و دو بچه­اش پوپی(پوپک) و سم(پویا).»

بعد از این جملات داستان اصلی شروع می­شود. در قصه «تراکتور ترمز بریده » وقتی آقای تد(توانا) در حال پایین رفتن از سرازیری تپه بود، ترمز تراکتور عمل نمی­کند و با سرعت در گودال آب پایین دره می­افتد. پوپی(پوپک) و سم(پویا) به خانه می­روند و به آقای کالسکه­ران زنگ می­زنند. آقای کالسکه­ران با اسبش، قهرمان، به کمک می­آید و تراکتور را از آب بیرون می­کشد.

تراکتور ترمز بریده- صفحه 8و9

در این کتاب هم نکاتی مانند همکاری و همیاری به وضوح وجود دارد. جنبه شوخی هم در داستان هست که بچه­ها را خندانده و شاد می­کند.

توضیح بیش­تر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار داده­ام.

در این کتاب هم اردک زرد کوچولو با بچه­ها قایم موشک بازی می­کند.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 18:17 روز جمعه هفدهم مهر 1388

نام: این خانه من است!

نویسنده: ژرژ شانون

ترجمه: علی­ اصغر سرحدی

تصویرگران: ژوره آرواگو – آرین دوی

ناشر: کتاب­های شکوفه، وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر

گروه سنی: الف

وب سایت ناشر: www.amirkabir.net

اینجا خانه من است!

کتاب داستان مارمولکی است که بر روی تخته سنگی خانه دارد، اما یک شب که به خانه برمی­گردد، می­بیند که مار بزرگی روی تخته سنگ او خوابیده. دو شب سعی می­کند مار را متقاعد کند که این تخته سنگ، خانه اوست. اما مار می­گوید که خودم آن را پیدا کرده­ام و خانه من است و من هیچ وقت اشتباه نمی­کنم.

در این دو شب مارمولک آوازی می­خواند که مضمون آن امیدواری است.

شب سوم مارمولک به مار پیش­نهاد می­دهد که قرعه کشی کنند. یک سنگ سیاه و یک سنگ سفید در کیسه ای بگذارند، اگر مارمولک سنگ سیاه را برداشت، تخته سنگ خانه اوست و اگر سنگ سفید را بردارد، تخته سنگ خانه مار می­شود. مار به شرطی می­پذیرد که سنگ­ها و کیسه را خودش انتخاب کند. مارمولک قبول می­کند و کنار جویبار قرار می­گذارد.

فردا صبح که مار با کیسه ای با دو سنگ سفید می­آید، مارمولک سنگ را از کیسه بیرون می­آورد و قبل از آن که کسی آن را ببیند، از دستش درون جویبار می­افتد. مار خوش­حال می­شود اما مارولک می­گوید تو هیچ­وقت اشتباه نمی­کنی، اگر سنگ درون کیسه سیاه باشد، معلوم است سنگی که از دست من افتاده سفید بوده و تو برنده­ای.

و به این ترتیب مارمولک کوچک با فکر خود بر مار بزرگ پیروز می­شود.

نویسنده داستان را بسیار زیبا روایت کرده. و تصویرگران خیلی خوب تصاویر را کشیده­اند. کوچکی مارمولک در مقابل مار کاملا مشهود است. حالات چهره مار و مارمولک و سایر شخصیت­ها به خوبی در تصاویر به نمایش درآمده اند.

ترجمه کتاب نیز خوب است. البته ترانه­هایی که مارمولک برای خودش می­خواند، شاید می­شد که به­تر به شعر تبدیل شوند. با این حال مضمون امیدوارانه آن­ها بسیار خوب است.

در متن این داستان امید و پشت­کار، استفاده از تفکر و مقاومت در برابر سخنان منفی و ناامیدکننده دوستان به خوبی مشهود است.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 15:22 روز یکشنبه یکم شهریور 1388

نام: ششمین فرزند خانم موشه

نویسنده: لیلا صدری

تصویرگر: امیر شعبانی­نژاد

ناشر: کتاب­های شکوفه،وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر

گروه سنی: ب و ج

وب­سایت ناشر: www.amirkabir.net

ششمین فرزند خانم موشه

"موشی شش فرزند شبیه به هم به دنیا می­آورد و هر کدام را بر اساس تفاوت کوچکی که با یکدیگر دارند نام­گذاری می­کند مثلاً دم­دراز، دم­تپلی و ... به جز آخری که هیچ خصوصیت خاصی ندارد و مادر نمی­تواند برایش اسمی بگذارد. این موش آخری، به دلیل شیطنت و شهامتی که برای اذیت کردن حیوانات درنده دارد دچار دردسر می­شود و ..."

کتاب از نظر گرافیکی با کتاب­های معمول متفاوت است. متن در بعضی صفحه­ها مورب و در بعضی عمود بر حالت عادی نوشتار هستند. زمینه متن کرم رنگ و دارای طرح­های ساده و کم­رنگی است.

تصاویر نیز متفاوت هستند و موش­ها با خطوط ساده کشیده شده­اند و فضای اطراف خیلی نمود بیش­تری در تصویر دارد. رنگ­های به­کاررفته تیره هستند. نظر من این است که اگر تصاویر روشن­تر و شخصیت­های اصلی در آن­ها واضح­تر بودند، به­تر بود.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 10:43 روز یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388

نام:بکوشیم و ادامه دهیم

نویسنده: چری جی.مینرز

مترجم: فرزانه کریمی

تصویرگر: مردیت جانسون

ناشر: کتاب­های بنفشه - واحد کودکان و نوجوانان مؤسسه انتشارات قدیانی

مجموعه: با هم بودن را یاد بگیریم- 5

گروه سنی: ب

کتاب در سایت ناشر:"بکوشیم و ادامه دهیم" در سایت"قدیانی"

بکوشیم و ادامه دهیم

"بکوشیم و ادامه دهیم"یک کتاب روان­شناسی کودک برای کودکان است، که روش­ها و راه­کارهایی برای سخت­کوشی و تلاش و خسته نشدن از کار ارائه می­دهد. با تصاویری که موقعیت­های ذکر شده در هر صفحه را به خوبی نشان می­دهند.

«انجام دادن کارهای جدید –چه برای بچه­ها و چه برای بزرگ­ترها- دشوار است. وقتی کاری سخت­تر از آنچه تصور می­کردیم می­شود، یا مطابق نقشه­ای که در نظر داشته­ایم پیش نمی­رود، ادامه دادن آن کار برایمان دشوار می­شود. این کتاب با حرف­های ساده و تصاویری واقع­گرایانه، انعطاف­پذیری و پشتکار را به بچه­ها یاد می­دهد –مهارت­هایی که برای موفقیت در همه عرصه­های زندگی، در همه سنین و در هر مرحله­ای، به آنها نیاز داریم.

این کتاب به گونه­ای تهیه شده ایت که باید آن را برای بچه­ها بخوانند، و همچنین دارای بخش ویژه­ای برای بزرگ­ترهاست، که نمونه ­هایی از سؤال­های قابل بحث، بازی­های مربوط به موضوع پشتکار و پیشنهادهایی دیگر برای کمک به بچه­ها در این زمینه دارد.»

کتاب با این جملات شروع می­شود:

«خیلی کارها هست که من دوست دارم انجام بدهم.

بعضی کارها برایم آسان است.

بعضی از کارها سخت­ترند.

برای اینکه بتوانم آن کارها را انجام بدهم، باید خیلی تمرین کنم.

من می­توانم کارهای جدید را امتحان کنم، ممکن است از آن خوشم بیاید!»

اگر کاری اولش سخت به نظر بیاید، من خوشم می•آید که توی خیالم تصور کنم آن کار را انجام میدهم

 «این کتاب پشتکار داشتن را به بچه­ها یاد می­دهد، فرآیندی که به آن­ها کمک می­کند تا جسارت، شجاعت، صبر، اراده  مقاومت خود را تقویت کنند.اگر دوست دارید واژه پشتکار را برای بچه­ها به این صورت توضیح دهید: ادامه دادن تمرین­ها و کار کردن روی چیزی تا زمانی که بتوانید آن کار را خودتان انجام دهید.»

در پایان کتاب روش­هایی برای تقویت تلاش و پشتکار به بزرگ­ترها نشان داده شده است. روش خواندن مؤثر کتاب به والدین آموزش داده شده است. باز­ی­ها، نمایش­ها، تصویرها، قصه­ها و پوسترهایی با موضوع پشتکار ارائه شده است که بسیار مفید هستند.

خواندن کتاب شاید برای ما بزرگ‌ترها هم مفید باشد.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 13:11 روز پنجشنبه یازدهم تیر 1388

نام:سه قسمت مساوی

نویسنده: مرجان کشاورزی آزاد

تصویرگر: افرا نوبهار

ناشر: کتاب­های شکوفه- وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر

گروه سنی: الف و ب

وب­سایت ناشر: انتشارات امیرکبیر

سه قسمت مساوی

با دیدن اسم کتاب شاید فکر کنید با داستانی مواجه هستید که چیزی قرار است بین سه نفر به طور مساوی تقسیم شود و چگونگی تقسیم مساوی موضوع داستان است.اما داستان این است که:

"گنجشک و موش و مورچه­ای با هم دوست هستند. روزی چند دانه گندم پیدا می­کنند و به طور مساوی بین یکدیگر تقسیم می­کنند. موش و گنجشک با سهم خود کیک و نان می­پزند و هرکدام آن­ها را به سه قسمت مساوی تقسیم می­کنند و به هم می­دهند.اما مورچه...."

این خلاصه داستان است که پشت جلد کتاب نوشته شده. اما من بقیه آن را هم برای شما می­نویسم. مورچه گندم­هایش را می­کارد و وقتی هر دانه تبدیل به خوشه­ای پر از گندم شد، برای هر یک از دوستانش یک کیسه گندم می­برد.

داستان خوبی است. تصاویر هم متفاوت و زیبا هستند. اما تفاوت مورچه و گنجشک و موش در تصاویر زیاد نیست. با دقت زیاد می­توان بدون توجه به نوشته­ها فهمید که این تصویر کدام یک از آن­هاست.

این کتاب را از نمایشگاه بین­المللی کتاب تهران ، غرفه شکوفه تهیه کردم. بهترین برخورد را در این غرفه دیدم. ابتدای ورود خانمی به گرمی از پسرم استقبال کرد. به او گفت «6 سالته؟» درست تشخیص داده بود و معنیش این است که حداقل از فضای کودک دور نبود. بعد ما را به داخل راهنمایی کرد تا همکار دیگرش با روی خوش تعدادی کتاب به محمد معرفی کند. وقتی من توضیح دادم کتاب­های ترجیحا ایرانی یا حداقل متناسب با فرهنگ خودمان می­خواهم، تعدادی کتاب به ما معرفی کرد که «سه قسمت مساوی» یکی از آن­هاست.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 12:43 روز پنجشنبه یازدهم تیر 1388

حوریه جان طرح جالبی در زمینه کتاب دارد.کمکی از دست من بر نمی آید جز این که متنی را که برایم فرستاده اند، در وبلاگ قرار دهم. امید که مؤثر باشد:

"سلام به همه .

من حوریه هستم .قصه کودک می نویسم .یک طرح دارم که برای همه، چه کوچیک و چه بزرگ قصه دارم و همه می تونن قصه خودشونو بخونن. فقط من سرمایه ای برای این کار ندارم اگر کسی هست که مایل به همکاری و سرمایه گذاری باشه  خوشحال میشوم با یکدیگر همکاری کنیم . "



دسته بندی : نویسندگان کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 16:32 روز یکشنبه هفتم تیر 1388

به بخش موضوعات سه موضوع جدید اضافه کردم: داستان ها، شعرها و آمزشی ها. در بخش آموزشی کتاب هایی که به آموزش موضوع خاصی می پردازند قرار داده شده است. همچنین کتاب های حمام، زنگ آمیزی و کتاب های مشابه در بخش آموزشی ها قرار دارند.

امیدوارم این دسته بندی جدید به استفاده مفیدتر از ویلاگ کمک کند.



دسته بندی :




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 11:30 روز یکشنبه هفتم تیر 1388

نام: حسنی باباش یه باغ داره

شاعر: منوچهر احترامی

تصویرگر: غلامعلی لطیفی

ناشر: هنرور

مجموعه: شعر کودکانه

گروه سنی: الف و ب

تلفکس ناشر: 55167242

حسنی باباش یه باغ داره.

« حسنی باباش یه باغ داره»یکی دیگر از کتاب­های زیبای مرحوم منوچهر احترامی است. کتاب این­گونه شروع می­شود:

            «- حسنی باباش یه باغ داره

باغ باباش کلاغ داره

- باغ و کلاغ دیگه چی داره؟»

به همین سبک ادامه می­دهد تا به می­رسد به:

«- باغ و کلاغ و خاله قورباغه و جوجه مرغابی و پاپره­ای و جوجه­ کوچولو و آقا زنبوره و بی­بی طوطی و حاجی لک­لک. دیگه چی داره؟

- گرگ بلا.»

از صفحه دوم که شعری درباره گرگ بلاست، به ترتیب در مورد هر کدام از حیوانات باغ در یک صفحه یه شعر خواهیم خواند.

آقازنبوره

«- آقا زنبوره!

- ویز ویز ویز

- نیشت تیزه؟

- تیز ِ تیز ِ تیز.

- نیش بزنی، چطور میشه؟

- جاش می­سوزه، جیلیز جیلیز.

.... »



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 19:46 روز شنبه ششم تیر 1388

نام: پسری که می­خواست بیشتر بداند.

نویسنده:مهرانگیز اشرف­پور

تصویرگر: الهه ارکیا

ناشر: انتشارات زائر آستانه مقدسه

قیمت:800 تومان

پسری که میخواست بیشتر بداند.

در این کتاب محمد با اشتیاق فراوان در پی آشنایی با اصول دین است.در ابتدای داستان عمو رحمان باغبان به خانه آمده تا درختان را برای آمدن بهار آماده کند. محمد با اشتیاق بع کمک او می­رود. بعد از ظهر که پدر به خانه می­آید به قولی که قبلا به محمد داده عمل می­کند و از اصول دین برایش می­گوید. پدر با کشیده درختی دین را به درخت تشبیه می­کند و اصول دین را ریشه­های آن می­نامد. محمد با مقایسه حرف­های عمورحمان درباره درختان با درخت دین متوجه می­شود که اصول دین، اسلام را تقویت کرده و آن را محکم نگه می­دارد. از آن به بعد هر روز پدر در مورد یکی از اصول دین برای محمد توضیح می­دهد. توحید،نبوت،عدل،امامت ومعاد.

در این کتاب چند نکته نهفته است.اول سادگی بیان مطالب و استفاده از مفاهیم قابل  درک برای کودک. دوم نحوه بیان پدر که کاملا مطابق اصول روان­شناسی است. همه مطالب را یک جا در اختیار محمد نمی­گذارد و وقتی او مشتاق است بقیه بحث را به وقت دیگری واگذار می­کند. سوم داستان­های کوچکی که ضمن داستان اصلی اتفاق می­افتد مثل آمدن خانواده دایی باعث می­شود روند بیان شیرین و دوست­داشتنی شود و احساس آموزش مستقیم ایجاد نشود.چهارم شکرگزاری محمد رد پایان برای داشتن پدر و مادر خوب.فرهنگ شکرگزاری تأثیر زیادی بر روحیه همه دارد و اگر از کودکی در وجود ما نهادینه شود، در بزرگسالی ثمرات خوبی به بار خواهد نشست. و در نهایت تصاویر کتاب که مطابق با فرهنگ خودمان و همراه با رنگهای شاد و کودکانه است و بر جذابیت داستان می­افزاید.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 12:49 روز دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388

نام: لی­لی حوضک و شلپ شلپ(دو کتاب در یک کتاب)

نویسنده: لاله جعفری

تصویرگر: رویا خادم الرضا

ناشر: کتابهای  شکوفه، وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر

گروه سنی: ب و ج

بها: گلاسه 1400 تومان/تحریر 1200تومان

وب سایت ناشر: www.amirkabir.net

صفحه وسط کتاب 

کتاب دو داستان دارد که در وسط کتاب با یک تصویر مشترک به هم می­رسند.داستان اول داستان پری و شلپ شلپ است و داستان دوم داستان جوجه خانم مرغه. روی جلد و پشت جلد برعکس هم هستند،به طوری که برای دیدن سمت دیگر، باید کتاب را چرخاند تا هر دو راست به چپ خوانده شوند. هر دو مانند جلد یک کتاب مستقلند.

شلپ شلپ

"پری با چوب به آب زد. شلپ شلپ آب صدا کرد.پری از صدا خوشش آمد و گقت:«شلپ شلپ، چه قشنگی!»؛ اما یکدفعه رودخانه، چوب را برداشت و با خودش برد."

پری، شیپور پری،مار آبی، خروس، زنبور به دنبال رودخانه به راه افتادند و در نهایت همه در آب پریدند و رودخانه را پر از شلپ شلپ کردند. و خندیدند...

لی لی حوضک

جوجه خانم مرغه روی برگ نیلوفر در وسط رودخانه بود. با فکر آقابزی و پوست هندوانه که تخت خواب بچه گربه بود و پرده اتاق زاغی یک قایق بادبانی درست کردند و جوجه را نجات دادند.

 "جوجه کوچولو مامانش را که دید، پرید تو بغلش و همان جا لالا کرد."

هر دو داستان از تکرار جملات مشابه بین شخصیت­ها استفاده می­کنند. من این حالت تکرار را خیلی نمی­پسندم اما پسرم از این تکرارها لذت می­برد و آن­ها را دوست دارد. البته ذکر این نکته هم مهم است که تکرارها مانند برخی داستان­هایی که قبلا خوانده­ام ، زیاد و خسته­کننده نیستند.

در کل ایده دو کتاب در یک کتاب، ایده جذابی است. هرچند در کتاب«من نبودم!» از همین ناشر که بعدا معرفی خواهم کرد، دو داستان به هم مربوط هستند و در نهایت به هم می­رسند، اما داستان­های این کتاب ارتباطی با هم ندارند و فقط صفحه وسط تصویر مشترکی از شخصیت­های هر دو داستان است.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 9:54 روز دوشنبه چهارم خرداد 1388

امسال بدون هر گونه پیش بینی قبلی و در حالی که برای تولد پسر خواهرم قم بودیم، توفیق رفتن به نمایشگاه کتاب برای من و پسرم حاصل شد. دفعه قبل که به نمایشگاه رفته بودم، پدرم دست  من و خواهرم را گرفت و به سالن کودک و نوجوان برد و این بار پدر، من و برادر و پسرم را به تهران برد. من دست پسرم در دست به سالن کودک و نوجوان رفتیم. انتظار بیشتری از نمایشگاه داشتم اما به هر حال خرید کردیم.امیدوارم بتوانم کتابهای جدید پسرم را معرفی کنم.کتابهایی که حاصل این نمایشگاه و سفر به قم هستند.

این ها عنوان چند جلد از کتاب ها هستند: غول چمنزار، من نبودم، لی لی حوضک و شلپ شلپ، پسری که می خواست بیشتر بداند، در کمک های اولیه، ۳۶۵ پیشنهاد برای شاد کردن بچه ها و ....



دسته بندی :




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 18:37 روز دوشنبه سی و یکم فروردین 1388

نام: آتش در انبار

نویسنده: هیتر ایمری

مترجم: حسین فتاحی

ناشر: استیون کارت­رایت

مجموعه: قصه­های مزرعه - 2

گروه سنی: ب

وب­سایت ناشر:  www.ghadyani.ir

آتش در انبار

قصه­های مزرعه، مجموعه قصه­ای فوق­العاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسان­هایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.

همه کتاب­های مجموعه با این جمله­ها شروع می­شوند:

«اینجا مزرعه درخت سیب است. مزرعه مال خانواده بوت(امیدوار) است. اینها هم خانم بوت(امیدوار) و دو بچه­اش پوپی(پوپک) و سم(پویا).»

بعد از این جملات داستان اصلی شروع می­شود. در قصه «آتش درانبار» وقتی آقای تد(توانا) در حال درست کردن پرچین گوسفندان به کمک پوپی(پوپک) و سم(پویا) است متوجه دودی که از انبار بلند شده، می­شوند. بچه­ها به خانه رفته و مادر را خبر می­کنند که انبار آتش گرفته. مادر به آتش­نشانی زنگ می­زند و چند دقیقه بعد آتش­نشان­ها می­رسند. وقتی روی انبار آب می­ریزند، متوجه می­شوند آتشی در کار نبوده. علت دود، هیزم­هایی بود که دو نفر که برای تفریح آمده بودند برای تهیه غذا روشن کرده بودند.

آتش در انبار

در همین داستان نکته­های کوچک زیادی نهفته است. کمک کردن بچه­ها به تعمیرکارشان، آقای تد(توانا) ؛ سرعت عمل همه وقت مشاهده دود انبار ؛ تماس مادر با آتش­نشانی ؛ رسیدن آتش­نشان­ها و توضیح نحوه کار ماشین آتش­نشانی؛ خطرناک بودن آتش برای بچه­ها که مادر اجازه نداد آن­ها از خانه بیرون بیایند و به آتش نزدیک شوند. معذرت­خواهی مسافرها از دردسری که درست کرده بودند و ....

آن­چیزی که باعث شد من عاشق این مجموعه شوم، تصاویر آن هستند. چون داستان در مزرعه است، رنگ غالب سبز و رنگ­های شاد هستند. رنگ­های تصاویر بسیار شفاف هستند. همه آدم­های درون تصاویر خندان و خوش­اخلاق هستند. 

از نکات دیگر کتاب کم بودن متن در هر صفحه است.

نکته جالب دیگر این است که در هر صفحه اردک زرد کوچولویی هست که کودک باید آن را پیدا کند. یک معمای تصویری در یک کتاب داستان که برای پسر من خیلی جالب است.

من در راستای بومی­سازی اسامی کتاب را تغییر داده­ام. اسامی داخل پرانتز انتخاب­های من هستند. شما نیز با توجه به علایق خود و کودکتان می­توانید اسامی بومی را برای شخصیت­ها انتخاب کنید. فقط باید توجه داشته باشید که قبل از بلندخوانی، خودتان کتاب را خوانده­باشید تا برای همه اسم­ها جای­گزین مناسب پیدا کنید.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 2:3 روز شنبه بیست و دوم فروردین 1388

نام: علی گریه نکرده!

نویسنده: طیبه صالحی تجریشی

تصویرگر: علی خدایی

ناشر: نشر پنجره

مجموعه: قصه­های دکتر مهربان - 5

گروه سنی: ب و ج

تلفن ناشر: 8-66416927

«این مجموعه با بهره­گیری از جزوات آموزشی وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی و راهنمایی­های ارزش­مند دکتر رامین میری(پزشک و کارشناس آزمایشگاه فیزیولوژی) و طاهره صالحی تجریشی(کارشناس بهداشت) نوشته شده است.»

در ابتدای کتاب دکتر مهربان قصه شهر بدن را می­گوید. قصه زیبایی که در آن رگ­ها به خیابان تشبیه شده­اند و خون به ماشین­ بدن. گلبول­های قرمز یا گل­گلی­ها و گلبول­های سفید یا یک­خال و خال­خالی نقطه­دار ها مسافرهای این ماشین هستند.

بعد از آن 5 داستان درباره 5 بیماری وجود دارد. وقتی دکتر مهربان به روستا سر می­زند یا در مطب خود نشسته است، بیماران کوچولویی دارد که درباره بیماری آن­ها، علت ابتلا و نحوه درمان آن­ها توضیح می­دهد.

داستان آخر اجرای نمایش بچه­های مدرسه است که نمایش موضوع پزشکی دارد.


در مجموع برای آموزش اصول اولیه پزشکی و بهداشت کتاب بسیار خوبی است. پسر من که از این کتاب خیلی خوشش آمده است.

از ویژگی­های مثبت کتاب، بومی بودن آن است. اسم بچه­ها ایرانی است و با فرهنگ ما هم­خوانی دارد. علی، یوسف، لیلا و فاطمه از اسامی به کار رفته در کتاب هستند.

تصاویر کتاب تک­رنگ هستند. همه نقاشی­ها در طیف رنگی کرمی تا نارنجی­رنگ هستند. که اگر رنگی بودند جذابیت کتاب بیش­تر می­شد. البته من فکر می­کنم برای این که قیمت کتاب خیلی زیاد نشود، این کار را کرده­اند.

در هر حال مجموعه بی­نظیر یا دست­کم، کم­نظیری است.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 1:54 روز شنبه بیست و دوم فروردین 1388

نام: لب خندون

شاعر: شکوه قاسم­نیا

گرافیست و تصویرگران: لیلا زرافشانی، محمودرضا رحمانی آزاد، پوریا محسنی­کیا

عکاس: اردلان فلاح

ناشر: کتاب­های ارغوانی

مجموعه: ماجراهای عمو و امیر - 5

گروه سنی: الف و ب


این مجموعه با همکاری آقای داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) و امیرمحمد متقیان فراهم آمده و با مشارکت آقای مسلم آقاجان­زاده (تهیه کننده) و خانم شکوه فاسم­نیا انتشار یافته است.

در شعر «لب خندون» عموپورنگ غمگین است و امیر محمد با یادآوری شعر«...خنده مثل قنده/ شیرین میشه شیرین­تر/ هر لبی که بخنده» و دادن چای به عمو خنده را به لب­هایش می­آورد.


و در شعر«خواب» امیر برای این­که عمو بخوابد برایش کتاب قصه­ای می­خواند. وقتی عمو به خواب می­رودخواب غولی می­بیند که شبیه امیرمحمد است. وقتی عمو از خواب می­پرد و امیر را می­بیند از او می­ترسد!



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 17:55 روز سه شنبه هجدهم فروردین 1388

نام: بازی با انگشت­ها

سراینده: مصطفی رحمان­دوست

تصویرگر: هاله لادن

ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

گروه سنی: الف

وب­سایت ناشر: www.kanoonparvaresh.com

بازی با انگشتها

بازی با انگشت­ها کتاب بی­نظیری است از شعرهای آقای رحماندوست برای بازی با انگشت­های کودک. همه ما بازی «لی­لی حوضک» یا بازی مشابهی را با شعرهای محلی خود می­شناسیم که برای کودکان لذت­بخش است. چرا که تماس بدنی کودک با والدین یا مربی در حین بازی برقرار است. اکثرا شعرها با خنده و شادی خوانده می­شوند.

در این کتاب 16 شعر برای بازی­های این گونه وجود دارد با راهنمایی­های ساده­ای در کنار هر شعر برای چگونگی باز و بسته کردن و نحوه خواندن شعر برای کودک.

بازی با انگشتها

برای نمونه یکی از شعرها را همراه راهنمای آن می­آورم:

«پنج تا انگشت بودند که روی یک دست زندگی می­کردند. در یک روز بارانی...

اولی گفت:وای داره بارون می­آد

دومی گفت: شُرشُر ناودون می­آد

سومی گفت: چتر نداریم بریم خونه، تر می­شیم

چهارمی گفت: کوچک و کوچک­تر می­شیم

انگشت شست گفت نمی­ریم

روی سرمان چتر می­گیریم

دستو با هم بچرخانیم

تا زیر بارون نمانیم .

در این بازی هر دو دست کودک نقش دارند. یک دست باران می­شود و روی انگشتان دست دیگر می­بارد. با چرخاندن دستی که اولی و دومی و ... روی آن زندگی می­کنند، باران بر پشت دست می­بارد.»

هر شعر با تصاویر مرتبطی از دست و نمادهای مربوط به هر انگشت در آن شعر زیباتر شده است.

و در آخر:

«فصل نانوشته این کتاب، بازی­ها، شعرها، ترانه­ها و قصه­هایی است که از دل بزرگ­ترها می­جوشد و به دل بچه­ها می­نشیند. و حتی اگرچه پراشکال و بی­معنی، شادی­آور و دل­نشین­تر است. این فصل را همه می­توانند بنویسند. شما نیز برای فرزند خود بنویسید.»

------------------

این کتاب را آنقدر دوست دارم که به عنوان اولین کتاب در سال جدید آن را به شما هدیه میکنم.



دسته بندی : کتاب کودک




نویسنده : زهرا سادات نوری ; ساعت 11:19 روز چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387

چقد بهار قشنگه                  آسمون آبی رنگه
 هـدیه فصل بهــار                  گلهای رنگـــارنگه

گــل اومــده فصل بهاره                  ســـرمـــا دیگـه فکـــر فـراره
دیـدنیــه دامــن صــحرا                  خورشید خانم طلا می باره

چقد بهار قشنگه                  آسمون آبی رنگه 
 هدیه فصل بهــار                   گلهای رنگارنگه

پرنده ها شاد و سبک بال         رو شاخه ها لونه می سازن
پر می زنن رو سبزه و گل             بببــن چقد خوشگل و نازن

 

نوروز بر همه دوستان خجسته باد!

 



دسته بندی :