نام: کره اسب کوچولو
نویسنده: هیتر ایمری
مترجم: حسین فتاحی
تصویرگر: استیون کارترایت
مجموعه: قصههای مزرعه - ۵
گروه سنی: ب (پیشدبستانی ها و سالهای اول و دوم)
وبسایت ناشر: www.ghadyani.ir
قصههای مزرعه، مجموعه قصهای فوقالعاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسانهایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.
یک روز که بچهها همراه پدر به گردش میرفتند کره اسب کوچولوی غمگینی را دیدند که مال همسایه جدید آقای استون(شادمان) بود.آقای شادمان معتقد بود کره اسب چموش و رامنشدنی است. اما پوپک تصمیم گرفت از او مراقبت کند. یک روز که پوپک و پویا برای غذا دادن به اسب رفته بودند، دیدند افسارش لای چوبهای پرچین گیر کرده. پدر به کمک آنها آمد و اسب را نجات داد. اسب دنبال بچهها راه افتاد که مرد خشمگینی با چوبدستی از راه رسید. آقای استون(شادمان) بود که میخواست اسب را ادب کند. پوپک بازوی مرد را گرفت ومانع او شد. فردا صبح که بچهها دیدند که پدر اسب را برای آنها از آقای شادمان خردیه است و بسیار خوشحال شدند.

این داستان از معدود داستانهای مجموعه است که پدر در آن حضور دارد. اما حضور پدر بسیار صمیمی و گرم است.
در این داستان به جز تغییر اسامی افراد، من روند اختصاصی داستان را دو نفره کردم. داستان بیشتر تلاش پوپی(پوپک) بود و در آخر پدر اسب را برای او خرید، که من در همه داستان سم(پویا) را نیز شریک کردم.
این داستان نکات زیادی در خود دارد. اول که پدر با بچهها با گردش میرود. همراهی پدر با تصمیمی که پوپی(پوپک) برای مراقبت از اسب گرفت و کمک به او در موقع نیاز. در داستان مهربانی با حیوانات هست. و توجه به این نکته که حیوان با مهربانی رام بچهها شد، اما صاحب خشمگین و بداخلاق خودش نتوانست او را رام کند. و در آخر این که پدر اسب را برای بچهها خرید و جملهای که به کار برد، اشتراک زندگی با مادر را به خوبی نشان میدهد. پدر به بچهها گفت:"ما کره اسب را برای شما خریدیم."
توضیح بیشتر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار دادهام.
در این کتاب هم اردک زرد کوچولو با بچهها قایم موشک بازی میکند.
نام: بابا آمد، نان آورد
سراینده: مصطفی رحماندوست
تصویرگر: علی خدایی
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
گروه سنی: ب
وبسایت ناشر: www.kanoonparvaresh.com

کتاب در 30 صفحه، 15 شعر زیبا دارد که سه تای آن بسیار شناخته شده هستند و از آنها برای ساخت ترانههای کودک استفاده شده. اول شعر«به به به» که درمورد ورود بابا به خانه است و در سیما با استفاده از آن نماهنگی برای کودکان درست شده. دوم شعر «به پاییز سلام»، سلام به فصل پاییز/ به فصل باغ عریان/ به فصل زردی برگ/به فصل باد و توفان. و سوم شعر بسیار معروف«مهتاب لالا» که همه همسن و سالان مرا به یاد ساعت 9 شب رادیو سراسری آن زمان میاندازد و قصههای شیرین خانم قصهگوی مهربان. نمیدانم هنوز هم این برنامه از رادیو پخش میشود یا خیر؟

اشعار کتاب همان گونه که از نام پرآوازه شاعر، آقای رحماندوست، هم فهمیده میشود، بسیار پخته با وزن و قافیههای کامل و درست هستند و به صورت غیر عامیانه سروده شده است. به نظر من نباید در میان شعرهای محاورهای و بعضا به لحاظ وزن و قافیه ضعیف این روزها، این ترانههای قوی به فراموشی سپرده شوند.
تصویرسازی کتاب هم خوب و مناسب با متن اشعار است و احتمالا با این سوالاتی از این دست مواجه نمیشوید که «چرا لباس عروسکش آبیه؟ مگه شعرش نمیگه عروسک قشنگ من قرمز پوشیده» که هنگام خواندن بعضی داستانها و شعرها پبش میآید.
نام: گوسفند بازیگوش
نویسنده: هیتر ایمری
مترجم: حسین فتاحی
تصویرگر: استیون کارترایت
مجموعه: قصههای مزرعه - 4
گروه سنی: ب (پیشدبستانی ها و سالهای اول و دوم)
وبسایت ناشر: www.ghadyani.ir

قصههای مزرعه، مجموعه قصهای فوقالعاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسانهایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.
یکی از گوسفندهای خانواده بوت(امیدوار) ، پشمالو، از علف خوردن خسته میشود. یک روز از چراگاه بیرون رفته و مشغول خوردن انواع گلهایی شد که خانم بوت(امیدوار) میخواست برای نمایشگاه ببرد. مادر و بچهها به سمت نمایشگاه رفتند و پشمالو هم پشت سر آنها راه افتاد. پشمالو وارد میدان مسابقه گوسفندها شد. خانم امیدوار ناگهان چشمش به پشمالو افتاد. داور او را به عنوان گوسفند برنده انتخاب کرد و به او جایزه داد.

این داستان نکته اخلاقی یا مهارت اجتماعی خاصی در خود نهفته نداشت، اما رفتار متفاوت گوسفند و عاقبت خوب داستان آن را جذاب کرده است.
توضیح بیشتر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار آوردهام.
نام: دفتر نقاشی چشمک
اجرا: امیرحسین یزدانیانپور
مجموعه: هم نقاشی هم بازی- قورباغه
گروه سنی: ب
طرح و مقدمه : مؤسسه نشر افق
ناشر:کتابهای فندق، واحد کودک مؤسسه نشر افق
کتاب در وب سایت ناشر- همراه با امکان خرید اینترنتی: دفتر نقاشی قورباغه

این دفتر نقاشی، به شکل قورباغه است و چشم قورباغه روی جلد متحرک است.
در صفحه اول مقدمات آموزش نقاشی به بچهها و هدف از آموزش نقاشی به بچهها به طور مختصر بیان شده است.
در صفحات متقابل موجودات دریایی به صورت قرینه وجود دارد، اما تصویر سمت چپ بخشهایی کم دارد که آن بخشها در تصویر سمت راست موجودند. از شیوه چاپی که در صفحه آخر توضیح داده شده، باید استفاده کرد تا تصویر سمت چپ کامل شود.

تصاویر بخش کمی از صفحه را اشغال کردهاند و بقیه صفحه برای نقاشی کشیدن بچهها سفید است.
نام: تراکتور ترمز بریده
نویسنده: هیتر ایمری
مترجم: حسین فتاحی
تصویرگر: استیون کارترایت
مجموعه: قصههای مزرعه - 3
گروه سنی: ب (پیشدبستانی ها و سالهای اول و دوم)
وبسایت ناشر: www.ghadyani.ir

قصههای مزرعه، مجموعه قصهای فوقالعاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسانهایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.
همه کتابهای مجموعه با این جملهها شروع میشوند:
«اینجا مزرعه درخت سیب است. مزرعه مال خانواده بوت(امیدوار) است. اینها هم خانم بوت(امیدوار) و دو بچهاش پوپی(پوپک) و سم(پویا).»
بعد از این جملات داستان اصلی شروع میشود. در قصه «تراکتور ترمز بریده » وقتی آقای تد(توانا) در حال پایین رفتن از سرازیری تپه بود، ترمز تراکتور عمل نمیکند و با سرعت در گودال آب پایین دره میافتد. پوپی(پوپک) و سم(پویا) به خانه میروند و به آقای کالسکهران زنگ میزنند. آقای کالسکهران با اسبش، قهرمان، به کمک میآید و تراکتور را از آب بیرون میکشد.

در این کتاب هم نکاتی مانند همکاری و همیاری به وضوح وجود دارد. جنبه شوخی هم در داستان هست که بچهها را خندانده و شاد میکند.
توضیح بیشتر در مورد این مجموعه را در معرفی کتاب آتش در انبار دادهام.
در این کتاب هم اردک زرد کوچولو با بچهها قایم موشک بازی میکند.
نام: این خانه من است!
نویسنده: ژرژ شانون
ترجمه: علی اصغر سرحدی
تصویرگران: ژوره آرواگو – آرین دوی
ناشر: کتابهای شکوفه، وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر
گروه سنی: الف
وب سایت ناشر: www.amirkabir.net

کتاب داستان مارمولکی است که بر روی تخته سنگی خانه دارد، اما یک شب که به خانه برمیگردد، میبیند که مار بزرگی روی تخته سنگ او خوابیده. دو شب سعی میکند مار را متقاعد کند که این تخته سنگ، خانه اوست. اما مار میگوید که خودم آن را پیدا کردهام و خانه من است و من هیچ وقت اشتباه نمیکنم.
در این دو شب مارمولک آوازی میخواند که مضمون آن امیدواری است.
شب سوم مارمولک به مار پیشنهاد میدهد که قرعه کشی کنند. یک سنگ سیاه و یک سنگ سفید در کیسه ای بگذارند، اگر مارمولک سنگ سیاه را برداشت، تخته سنگ خانه اوست و اگر سنگ سفید را بردارد، تخته سنگ خانه مار میشود. مار به شرطی میپذیرد که سنگها و کیسه را خودش انتخاب کند. مارمولک قبول میکند و کنار جویبار قرار میگذارد.
فردا صبح که مار با کیسه ای با دو سنگ سفید میآید، مارمولک سنگ را از کیسه بیرون میآورد و قبل از آن که کسی آن را ببیند، از دستش درون جویبار میافتد. مار خوشحال میشود اما مارولک میگوید تو هیچوقت اشتباه نمیکنی، اگر سنگ درون کیسه سیاه باشد، معلوم است سنگی که از دست من افتاده سفید بوده و تو برندهای.
و به این ترتیب مارمولک کوچک با فکر خود بر مار بزرگ پیروز میشود.
نویسنده داستان را بسیار زیبا روایت کرده. و تصویرگران خیلی خوب تصاویر را کشیدهاند. کوچکی مارمولک در مقابل مار کاملا مشهود است. حالات چهره مار و مارمولک و سایر شخصیتها به خوبی در تصاویر به نمایش درآمده اند.
ترجمه کتاب نیز خوب است. البته ترانههایی که مارمولک برای خودش میخواند، شاید میشد که بهتر به شعر تبدیل شوند. با این حال مضمون امیدوارانه آنها بسیار خوب است.
در متن این داستان امید و پشتکار، استفاده از تفکر و مقاومت در برابر سخنان منفی و ناامیدکننده دوستان به خوبی مشهود است.
نام: ششمین فرزند خانم موشه
نویسنده: لیلا صدری
تصویرگر: امیر شعبانینژاد
ناشر: کتابهای شکوفه،وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر
گروه سنی: ب و ج
وبسایت ناشر: www.amirkabir.net

"موشی شش فرزند شبیه به هم به دنیا میآورد و هر کدام را بر اساس تفاوت کوچکی که با یکدیگر دارند نامگذاری میکند مثلاً دمدراز، دمتپلی و ... به جز آخری که هیچ خصوصیت خاصی ندارد و مادر نمیتواند برایش اسمی بگذارد. این موش آخری، به دلیل شیطنت و شهامتی که برای اذیت کردن حیوانات درنده دارد دچار دردسر میشود و ..."
کتاب از نظر گرافیکی با کتابهای معمول متفاوت است. متن در بعضی صفحهها مورب و در بعضی عمود بر حالت عادی نوشتار هستند. زمینه متن کرم رنگ و دارای طرحهای ساده و کمرنگی است.
تصاویر نیز متفاوت هستند و موشها با خطوط ساده کشیده شدهاند و فضای اطراف خیلی نمود بیشتری در تصویر دارد. رنگهای بهکاررفته تیره هستند. نظر من این است که اگر تصاویر روشنتر و شخصیتهای اصلی در آنها واضحتر بودند، بهتر بود.
نام:بکوشیم و ادامه دهیم
نویسنده: چری جی.مینرز
مترجم: فرزانه کریمی
تصویرگر: مردیت جانسون
ناشر: کتابهای بنفشه - واحد کودکان و نوجوانان مؤسسه انتشارات قدیانی
مجموعه: با هم بودن را یاد بگیریم- 5
گروه سنی: ب
کتاب در سایت ناشر:"بکوشیم و ادامه دهیم" در سایت"قدیانی"

"بکوشیم و ادامه دهیم"یک کتاب روانشناسی کودک برای کودکان است، که روشها و راهکارهایی برای سختکوشی و تلاش و خسته نشدن از کار ارائه میدهد. با تصاویری که موقعیتهای ذکر شده در هر صفحه را به خوبی نشان میدهند.
«انجام دادن کارهای جدید –چه برای بچهها و چه برای بزرگترها- دشوار است. وقتی کاری سختتر از آنچه تصور میکردیم میشود، یا مطابق نقشهای که در نظر داشتهایم پیش نمیرود، ادامه دادن آن کار برایمان دشوار میشود. این کتاب با حرفهای ساده و تصاویری واقعگرایانه، انعطافپذیری و پشتکار را به بچهها یاد میدهد –مهارتهایی که برای موفقیت در همه عرصههای زندگی، در همه سنین و در هر مرحلهای، به آنها نیاز داریم.
این کتاب به گونهای تهیه شده ایت که باید آن را برای بچهها بخوانند، و همچنین دارای بخش ویژهای برای بزرگترهاست، که نمونه هایی از سؤالهای قابل بحث، بازیهای مربوط به موضوع پشتکار و پیشنهادهایی دیگر برای کمک به بچهها در این زمینه دارد.»
کتاب با این جملات شروع میشود:
«خیلی کارها هست که من دوست دارم انجام بدهم.
بعضی کارها برایم آسان است.
بعضی از کارها سختترند.
برای اینکه بتوانم آن کارها را انجام بدهم، باید خیلی تمرین کنم.
من میتوانم کارهای جدید را امتحان کنم، ممکن است از آن خوشم بیاید!»

«این کتاب پشتکار داشتن را به بچهها یاد میدهد، فرآیندی که به آنها کمک میکند تا جسارت، شجاعت، صبر، اراده مقاومت خود را تقویت کنند.اگر دوست دارید واژه پشتکار را برای بچهها به این صورت توضیح دهید: ادامه دادن تمرینها و کار کردن روی چیزی تا زمانی که بتوانید آن کار را خودتان انجام دهید.»
در پایان کتاب روشهایی برای تقویت تلاش و پشتکار به بزرگترها نشان داده شده است. روش خواندن مؤثر کتاب به والدین آموزش داده شده است. بازیها، نمایشها، تصویرها، قصهها و پوسترهایی با موضوع پشتکار ارائه شده است که بسیار مفید هستند.
خواندن کتاب شاید برای ما بزرگترها هم مفید باشد.![]()
نام:سه قسمت مساوی
نویسنده: مرجان کشاورزی آزاد
تصویرگر: افرا نوبهار
ناشر: کتابهای شکوفه- وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر
گروه سنی: الف و ب
وبسایت ناشر: انتشارات امیرکبیر

با دیدن اسم کتاب شاید فکر کنید با داستانی مواجه هستید که چیزی قرار است بین سه نفر به طور مساوی تقسیم شود و چگونگی تقسیم مساوی موضوع داستان است.اما داستان این است که:
"گنجشک و موش و مورچهای با هم دوست هستند. روزی چند دانه گندم پیدا میکنند و به طور مساوی بین یکدیگر تقسیم میکنند. موش و گنجشک با سهم خود کیک و نان میپزند و هرکدام آنها را به سه قسمت مساوی تقسیم میکنند و به هم میدهند.اما مورچه...."
این خلاصه داستان است که پشت جلد کتاب نوشته شده. اما من بقیه آن را هم برای شما مینویسم. مورچه گندمهایش را میکارد و وقتی هر دانه تبدیل به خوشهای پر از گندم شد، برای هر یک از دوستانش یک کیسه گندم میبرد.
داستان خوبی است. تصاویر هم متفاوت و زیبا هستند. اما تفاوت مورچه و گنجشک و موش در تصاویر زیاد نیست. با دقت زیاد میتوان بدون توجه به نوشتهها فهمید که این تصویر کدام یک از آنهاست.
این کتاب را از نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران ، غرفه شکوفه تهیه کردم. بهترین برخورد را در این غرفه دیدم. ابتدای ورود خانمی به گرمی از پسرم استقبال کرد. به او گفت «6 سالته؟» درست تشخیص داده بود و معنیش این است که حداقل از فضای کودک دور نبود. بعد ما را به داخل راهنمایی کرد تا همکار دیگرش با روی خوش تعدادی کتاب به محمد معرفی کند. وقتی من توضیح دادم کتابهای ترجیحا ایرانی یا حداقل متناسب با فرهنگ خودمان میخواهم، تعدادی کتاب به ما معرفی کرد که «سه قسمت مساوی» یکی از آنهاست.
حوریه جان طرح جالبی در زمینه کتاب دارد.کمکی از دست من بر نمی آید جز این که متنی را که برایم فرستاده اند، در وبلاگ قرار دهم. امید که مؤثر باشد:
"سلام به همه .
من حوریه هستم .قصه کودک می نویسم .یک طرح دارم که برای همه، چه کوچیک و چه بزرگ قصه دارم و همه می تونن قصه خودشونو بخونن. فقط من سرمایه ای برای این کار ندارم اگر کسی هست که مایل به همکاری و سرمایه گذاری باشه خوشحال میشوم با یکدیگر همکاری کنیم . "
به بخش موضوعات سه موضوع جدید اضافه کردم: داستان ها، شعرها و آمزشی ها. در بخش آموزشی کتاب هایی که به آموزش موضوع خاصی می پردازند قرار داده شده است. همچنین کتاب های حمام، زنگ آمیزی و کتاب های مشابه در بخش آموزشی ها قرار دارند.
امیدوارم این دسته بندی جدید به استفاده مفیدتر از ویلاگ کمک کند.

نام: حسنی باباش یه باغ داره
شاعر: منوچهر احترامی
تصویرگر: غلامعلی لطیفی
ناشر: هنرور
مجموعه: شعر کودکانه
گروه سنی: الف و ب
تلفکس ناشر: 55167242

« حسنی باباش یه باغ داره»یکی دیگر از کتابهای زیبای مرحوم منوچهر احترامی است. کتاب اینگونه شروع میشود:
«- حسنی باباش یه باغ داره
باغ باباش کلاغ داره
- باغ و کلاغ دیگه چی داره؟»
به همین سبک ادامه میدهد تا به میرسد به:
«- باغ و کلاغ و خاله قورباغه و جوجه مرغابی و پاپرهای و جوجه کوچولو و آقا زنبوره و بیبی طوطی و حاجی لکلک. دیگه چی داره؟
- گرگ بلا.»
از صفحه دوم که شعری درباره گرگ بلاست، به ترتیب در مورد هر کدام از حیوانات باغ در یک صفحه یه شعر خواهیم خواند.

«- آقا زنبوره!
- ویز ویز ویز
- نیشت تیزه؟
- تیز ِ تیز ِ تیز.
- نیش بزنی، چطور میشه؟
- جاش میسوزه، جیلیز جیلیز.
.... »
نام: پسری که میخواست بیشتر بداند.
نویسنده:مهرانگیز اشرفپور
تصویرگر: الهه ارکیا
ناشر: انتشارات زائر آستانه مقدسه
قیمت:800 تومان

در این کتاب محمد با اشتیاق فراوان در پی آشنایی با اصول دین است.در ابتدای داستان عمو رحمان باغبان به خانه آمده تا درختان را برای آمدن بهار آماده کند. محمد با اشتیاق بع کمک او میرود. بعد از ظهر که پدر به خانه میآید به قولی که قبلا به محمد داده عمل میکند و از اصول دین برایش میگوید. پدر با کشیده درختی دین را به درخت تشبیه میکند و اصول دین را ریشههای آن مینامد. محمد با مقایسه حرفهای عمورحمان درباره درختان با درخت دین متوجه میشود که اصول دین، اسلام را تقویت کرده و آن را محکم نگه میدارد. از آن به بعد هر روز پدر در مورد یکی از اصول دین برای محمد توضیح میدهد. توحید،نبوت،عدل،امامت ومعاد.
در این کتاب چند نکته نهفته است.اول سادگی بیان مطالب و استفاده از مفاهیم قابل درک برای کودک. دوم نحوه بیان پدر که کاملا مطابق اصول روانشناسی است. همه مطالب را یک جا در اختیار محمد نمیگذارد و وقتی او مشتاق است بقیه بحث را به وقت دیگری واگذار میکند. سوم داستانهای کوچکی که ضمن داستان اصلی اتفاق میافتد مثل آمدن خانواده دایی باعث میشود روند بیان شیرین و دوستداشتنی شود و احساس آموزش مستقیم ایجاد نشود.چهارم شکرگزاری محمد رد پایان برای داشتن پدر و مادر خوب.فرهنگ شکرگزاری تأثیر زیادی بر روحیه همه دارد و اگر از کودکی در وجود ما نهادینه شود، در بزرگسالی ثمرات خوبی به بار خواهد نشست. و در نهایت تصاویر کتاب که مطابق با فرهنگ خودمان و همراه با رنگهای شاد و کودکانه است و بر جذابیت داستان میافزاید.
نام: لیلی حوضک و شلپ شلپ(دو کتاب در یک کتاب)
نویسنده: لاله جعفری
تصویرگر: رویا خادم الرضا
ناشر: کتابهای شکوفه، وابسته به مؤسسه انتشارات امیرکبیر
گروه سنی: ب و ج
بها: گلاسه 1400 تومان/تحریر 1200تومان
وب سایت ناشر: www.amirkabir.net
کتاب دو داستان دارد که در وسط کتاب با یک تصویر مشترک به هم میرسند.داستان اول داستان پری و شلپ شلپ است و داستان دوم داستان جوجه خانم مرغه. روی جلد و پشت جلد برعکس هم هستند،به طوری که برای دیدن سمت دیگر، باید کتاب را چرخاند تا هر دو راست به چپ خوانده شوند. هر دو مانند جلد یک کتاب مستقلند.

"پری با چوب به آب زد. شلپ شلپ آب صدا کرد.پری از صدا خوشش آمد و گقت:«شلپ شلپ، چه قشنگی!»؛ اما یکدفعه رودخانه، چوب را برداشت و با خودش برد."
پری، شیپور پری،مار آبی، خروس، زنبور به دنبال رودخانه به راه افتادند و در نهایت همه در آب پریدند و رودخانه را پر از شلپ شلپ کردند. و خندیدند...

جوجه خانم مرغه روی برگ نیلوفر در وسط رودخانه بود. با فکر آقابزی و پوست هندوانه که تخت خواب بچه گربه بود و پرده اتاق زاغی یک قایق بادبانی درست کردند و جوجه را نجات دادند.
"جوجه کوچولو مامانش را که دید، پرید تو بغلش و همان جا لالا کرد."
هر دو داستان از تکرار جملات مشابه بین شخصیتها استفاده میکنند. من این حالت تکرار را خیلی نمیپسندم اما پسرم از این تکرارها لذت میبرد و آنها را دوست دارد. البته ذکر این نکته هم مهم است که تکرارها مانند برخی داستانهایی که قبلا خواندهام ، زیاد و خستهکننده نیستند.
در کل ایده دو کتاب در یک کتاب، ایده جذابی است. هرچند در کتاب«من نبودم!» از همین ناشر که بعدا معرفی خواهم کرد، دو داستان به هم مربوط هستند و در نهایت به هم میرسند، اما داستانهای این کتاب ارتباطی با هم ندارند و فقط صفحه وسط تصویر مشترکی از شخصیتهای هر دو داستان است.
امسال بدون هر گونه پیش بینی قبلی و در حالی که برای تولد پسر خواهرم قم بودیم، توفیق رفتن به نمایشگاه کتاب برای من و پسرم حاصل شد. دفعه قبل که به نمایشگاه رفته بودم، پدرم دست من و خواهرم را گرفت و به سالن کودک و نوجوان برد و این بار پدر، من و برادر و پسرم را به تهران برد. من دست پسرم در دست به سالن کودک و نوجوان رفتیم. انتظار بیشتری از نمایشگاه داشتم اما به هر حال خرید کردیم.امیدوارم بتوانم کتابهای جدید پسرم را معرفی کنم.کتابهایی که حاصل این نمایشگاه و سفر به قم هستند.
این ها عنوان چند جلد از کتاب ها هستند: غول چمنزار، من نبودم، لی لی حوضک و شلپ شلپ، پسری که می خواست بیشتر بداند، در کمک های اولیه، ۳۶۵ پیشنهاد برای شاد کردن بچه ها و ....
نام: آتش در انبار
نویسنده: هیتر ایمری
مترجم: حسین فتاحی
ناشر: استیون کارترایت
مجموعه: قصههای مزرعه - 2
گروه سنی: ب
وبسایت ناشر: www.ghadyani.ir

قصههای مزرعه، مجموعه قصهای فوقالعاده زیبا، با فضای ساده و صمیمی ِروستایی، با انسانهایی مهربان و کودکانی شاد و خندان است.
همه کتابهای مجموعه با این جملهها شروع میشوند:
«اینجا مزرعه درخت سیب است. مزرعه مال خانواده بوت(امیدوار) است. اینها هم خانم بوت(امیدوار) و دو بچهاش پوپی(پوپک) و سم(پویا).»
بعد از این جملات داستان اصلی شروع میشود. در قصه «آتش درانبار» وقتی آقای تد(توانا) در حال درست کردن پرچین گوسفندان به کمک پوپی(پوپک) و سم(پویا) است متوجه دودی که از انبار بلند شده، میشوند. بچهها به خانه رفته و مادر را خبر میکنند که انبار آتش گرفته. مادر به آتشنشانی زنگ میزند و چند دقیقه بعد آتشنشانها میرسند. وقتی روی انبار آب میریزند، متوجه میشوند آتشی در کار نبوده. علت دود، هیزمهایی بود که دو نفر که برای تفریح آمده بودند برای تهیه غذا روشن کرده بودند.

در همین داستان نکتههای کوچک زیادی نهفته است. کمک کردن بچهها به تعمیرکارشان، آقای تد(توانا) ؛ سرعت عمل همه وقت مشاهده دود انبار ؛ تماس مادر با آتشنشانی ؛ رسیدن آتشنشانها و توضیح نحوه کار ماشین آتشنشانی؛ خطرناک بودن آتش برای بچهها که مادر اجازه نداد آنها از خانه بیرون بیایند و به آتش نزدیک شوند. معذرتخواهی مسافرها از دردسری که درست کرده بودند و ....
آنچیزی که باعث شد من عاشق این مجموعه شوم، تصاویر آن هستند. چون داستان در مزرعه است، رنگ غالب سبز و رنگهای شاد هستند. رنگهای تصاویر بسیار شفاف هستند. همه آدمهای درون تصاویر خندان و خوشاخلاق هستند.
از نکات دیگر کتاب کم بودن متن در هر صفحه است.
نکته جالب دیگر این است که در هر صفحه اردک زرد کوچولویی هست که کودک باید آن را پیدا کند. یک معمای تصویری در یک کتاب داستان که برای پسر من خیلی جالب است.
من در راستای بومیسازی اسامی کتاب را تغییر دادهام. اسامی داخل پرانتز انتخابهای من هستند. شما نیز با توجه به علایق خود و کودکتان میتوانید اسامی بومی را برای شخصیتها انتخاب کنید. فقط باید توجه داشته باشید که قبل از بلندخوانی، خودتان کتاب را خواندهباشید تا برای همه اسمها جایگزین مناسب پیدا کنید.
نام: علی گریه نکرده!
نویسنده: طیبه صالحی تجریشی
تصویرگر: علی خدایی
ناشر: نشر پنجره
مجموعه: قصههای دکتر مهربان - 5
گروه سنی: ب و ج
تلفن ناشر: 8-66416927

«این مجموعه با بهرهگیری از جزوات آموزشی وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی و راهنماییهای ارزشمند دکتر رامین میری(پزشک و کارشناس آزمایشگاه فیزیولوژی) و طاهره صالحی تجریشی(کارشناس بهداشت) نوشته شده است.»
در ابتدای کتاب دکتر مهربان قصه شهر بدن را میگوید. قصه زیبایی که در آن رگها به خیابان تشبیه شدهاند و خون به ماشین بدن. گلبولهای قرمز یا گلگلیها و گلبولهای سفید یا یکخال و خالخالی نقطهدار ها مسافرهای این ماشین هستند.
بعد از آن 5 داستان درباره 5 بیماری وجود دارد. وقتی دکتر مهربان به روستا سر میزند یا در مطب خود نشسته است، بیماران کوچولویی دارد که درباره بیماری آنها، علت ابتلا و نحوه درمان آنها توضیح میدهد.
داستان آخر اجرای نمایش بچههای مدرسه است که نمایش موضوع پزشکی دارد.

در مجموع برای آموزش اصول اولیه پزشکی و بهداشت کتاب بسیار خوبی است. پسر من که از این کتاب خیلی خوشش آمده است.
از ویژگیهای مثبت کتاب، بومی بودن آن است. اسم بچهها ایرانی است و با فرهنگ ما همخوانی دارد. علی، یوسف، لیلا و فاطمه از اسامی به کار رفته در کتاب هستند.
تصاویر کتاب تکرنگ هستند. همه نقاشیها در طیف رنگی کرمی تا نارنجیرنگ هستند. که اگر رنگی بودند جذابیت کتاب بیشتر میشد. البته من فکر میکنم برای این که قیمت کتاب خیلی زیاد نشود، این کار را کردهاند.
در هر حال مجموعه بینظیر یا دستکم، کمنظیری است.
نام: لب خندون
شاعر: شکوه قاسمنیا
گرافیست و تصویرگران: لیلا زرافشانی، محمودرضا رحمانی آزاد، پوریا محسنیکیا
عکاس: اردلان فلاح
ناشر: کتابهای ارغوانی
مجموعه: ماجراهای عمو و امیر - 5
گروه سنی: الف و ب

این مجموعه با همکاری آقای داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) و امیرمحمد متقیان فراهم آمده و با مشارکت آقای مسلم آقاجانزاده (تهیه کننده) و خانم شکوه فاسمنیا انتشار یافته است.
در شعر «لب خندون» عموپورنگ غمگین است و امیر محمد با یادآوری شعر«...خنده مثل قنده/ شیرین میشه شیرینتر/ هر لبی که بخنده» و دادن چای به عمو خنده را به لبهایش میآورد.

و در شعر«خواب» امیر برای اینکه عمو بخوابد برایش کتاب قصهای میخواند. وقتی عمو به خواب میرودخواب غولی میبیند که شبیه امیرمحمد است. وقتی عمو از خواب میپرد و امیر را میبیند از او میترسد!
نام: بازی با انگشتها
سراینده: مصطفی رحماندوست
تصویرگر: هاله لادن
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
گروه سنی: الف
وبسایت ناشر: www.kanoonparvaresh.com

بازی با انگشتها کتاب بینظیری است از شعرهای آقای رحماندوست برای بازی با انگشتهای کودک. همه ما بازی «لیلی حوضک» یا بازی مشابهی را با شعرهای محلی خود میشناسیم که برای کودکان لذتبخش است. چرا که تماس بدنی کودک با والدین یا مربی در حین بازی برقرار است. اکثرا شعرها با خنده و شادی خوانده میشوند.
در این کتاب 16 شعر برای بازیهای این گونه وجود دارد با راهنماییهای سادهای در کنار هر شعر برای چگونگی باز و بسته کردن و نحوه خواندن شعر برای کودک.

برای نمونه یکی از شعرها را همراه راهنمای آن میآورم:
«پنج تا انگشت بودند که روی یک دست زندگی میکردند. در یک روز بارانی...
اولی گفت:وای داره بارون میآد
دومی گفت: شُرشُر ناودون میآد
سومی گفت: چتر نداریم بریم خونه، تر میشیم
چهارمی گفت: کوچک و کوچکتر میشیم
انگشت شست گفت نمیریم
روی سرمان چتر میگیریم
دستو با هم بچرخانیم
تا زیر بارون نمانیم .
در این بازی هر دو دست کودک نقش دارند. یک دست باران میشود و روی انگشتان دست دیگر میبارد. با چرخاندن دستی که اولی و دومی و ... روی آن زندگی میکنند، باران بر پشت دست میبارد.»
هر شعر با تصاویر مرتبطی از دست و نمادهای مربوط به هر انگشت در آن شعر زیباتر شده است.
و در آخر:
«فصل نانوشته این کتاب، بازیها، شعرها، ترانهها و قصههایی است که از دل بزرگترها میجوشد و به دل بچهها مینشیند. و حتی اگرچه پراشکال و بیمعنی، شادیآور و دلنشینتر است. این فصل را همه میتوانند بنویسند. شما نیز برای فرزند خود بنویسید.»
------------------
این کتاب را آنقدر دوست دارم که به عنوان اولین کتاب در سال جدید آن را به شما هدیه میکنم.
چقد بهار قشنگه آسمون آبی رنگه
هـدیه فصل بهــار گلهای رنگـــارنگه
گــل اومــده فصل بهاره ســـرمـــا دیگـه فکـــر فـراره
دیـدنیــه دامــن صــحرا خورشید خانم طلا می باره
چقد بهار قشنگه آسمون آبی رنگه
هدیه فصل بهــار گلهای رنگارنگه
پرنده ها شاد و سبک بال رو شاخه ها لونه می سازن
پر می زنن رو سبزه و گل بببــن چقد خوشگل و نازن
نوروز بر همه دوستان خجسته باد!

